امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از حقایق تا خرافات با کندالینی
#21
(12-10-1395، 05:38 عصر)رزم آور نور نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام
یه تجربه ای که من از این کندالینی دارم مربوط میشه به یکی از دوستام که توی جلسات درمانی میومد بعد موقع انرژی گرفتن خوابش میبرد و پاها و بدنش خیلی شدید حرکت می کردند جوری که من نمی تونستم زانوهاشو نگه دارم با اینکه از من خیلی کوچیک تر و کم زورتر بود  بعدا که از استادم پرسیدم می گفت انسداد انرژی داره در چاکراهای پایینیش و کندالینیش هم داره بیدار میشه خودش هم می گفت انگار یکی با چکش داره ضربه از پایین میزنه به کمرم انرژی کندالینی مثل پتک ضربه می زد چون انسداد شدید داشت و انرژی نمی تونست به بالا حرکت کنه . یا وقتی موسیقی با صدای ضربات دف و طبل گوش میداد انگار اونها کندالینی و چاکرای دومش رو تحریک می کردن و انرژی دوباره مثل چکش ضربه می زد . البته ایشون اگر کندالینی ریکی می گرفت فکر کنم این مشکلاتش حل میشد اما اون موقع موفق به این کار نشده بود . حرکاتش غیر عمدی و کمی هم ترسناک بود مخصوصا برای تازه واردین و افرادی که به انرژی ها نااگاه بودن .
البته من شخصا این مشکل رو نداشتم ولی مثل دوستان مدتیه متوجه شدم انرژیم از چاکرای قلب بالاتر نمی ره و نرسیده به چاکرای 5 متوقف میشه شاید مربوط به حرکت کندالینی باشه .
در پناه حق


دوست عزیز سلام من اتفاقی متنی رو که نوشتید دیدم من هم دقیقا مشکلم همینه وقتی که قبل از خواب تمرینات و خود درمانی انجام میدم انرژی زیادی قسمت انتهایی پام جمع میشه و وقتی خوابم میبره حرکت میکنه و پاهام و بدنم از رو زمین به شدت بلند میشه و از زمین فاصله میگیره و به سختی خودم و محکم میکنم رو زمین نمیدونید اون دوستتون در چه وضعی هست حالا و چه باید کرد تا مشکل حل بشه ؟
#22
فکر کنم یک سال و نیم پیش بود که داشتم با روش کوانتوم تاچ که یک روش تو شاخه پرانا هیلینگ هست برای مشکلی که داشتم به چاکرا روتم انرژی میدادم . یکدفعه کل بدنم شروع به لرزیدن و پرش کرد و داغ میشدم و بعد یخ میکردم و کار به جایی رسید کل عضلات صورتم میپرید و هی لبخند های بدون کنترل میزدم و یا هی صورتم حالت غمگین به خودش میگرفت درحالیکه من اصلا کنترلی رو عضلات صورت و بدنم نداشتم و یکدفعه صدای جیغ وحشتناکی شنیدم و بعد یه صدایی بهم گفت مراقب باش ! خلاصه من روحمم خبر نداشت چه اتفاقی داره برام میفته ! تا اینکه حدود شش ماه پیش یه شخص اگاهی صدام زد برم ببینمش! اون روز روحم عین اهنربا منو کشید سمتش و چنان شوقی داشتم عجیب بود ! بعد دیدنش تایید کرد که من توهم نزدم و جدا این اتفاق افتاده و بیداری کندالینی اتفاق افتاده . این روهم بگم که قبل دیدن ایشون با توجه به مقالات و اتفاقات سایکیکی که برام میفتاد فهمیدم درسته ولی تایید ایشونم خیالمو راحت کرد که توهم نیست و نبوده. من فکرشم نمیکردم وارد این جریان بشم اما هرچی که تو ذهنم الهی میگذره و بر من جاری شده میپذیرم . باشد که از طریق خدا به راه راست هدایت بشیم در هر زمان و مکان و با هر اتفاقی . امین
شاید آینده ای ناشناخته از گذشته ای که نمیتونیم ازش دل بکنیم بهتر باشه ، پس تغییرات رو با آغوشی باز بپذیریم ...
2 ‌  ‌
 سپاس شده توسط bashar ، amir123 ، farda123 ، sito
#23
عذر میخام از دوستان اما من شخصا به حرفهای کسی اعتماد نمیکنم سعی میکنم حرف یکی 2 نفر که مورد اعتماد بنده هست رو بپذیریم

اکثر ما ادم ها یک دنیای محدودی برای خودمون ساختیم و بر اساس اون دنیای کوچیک همه چیزو میبینیم 
در قضیه کندالینی به شخصه 1000 تا مطلب شنیدم که اکثرا منفی بودن
اصلا ما چیز منفی نداریم  هرچیزی هست نتیجه اعمال خودمونه


کمی مثبت باشیم
 سپاس شده توسط farda123 ، رها66 ، Reza809 ، ahmadreza


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان