امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کیس های درمانی و نکات قابل توجه
#1
سلام دوستان عزیز.
بحث در این تاپیک مربوط به درمان های کیس های مختلف و مدت زمان درمان، شدت انرژی یا هر نکته قابل توجه دیگری است.هدف از ایجاد تاپیک اینه که کیسهای درمانیمون رو با نکات خاصی که در بر دارند و مدت زمان درمان و برونریزی درمان و.... قرار بدیم تا دیگران هم استفاده کنید. Heart Heart Heart Heart



....................................................................................................................................................
بنده خودم برای شروع سوالی دارم:
1-دوستی دارم که منیسک پاش پاره شده و من دیشب روی پاش کار میکردم نکته عجیب این بود که انرژی جاری شده بسیار ضعیف(شایدم بهتر بگم ظریف) بود اما مدت زمان زیادی ادامه داشت.حدودا من 40 دقیقه ادامه دادم اما بعد خسته شدم و درمان را به فرصت بعدی موکول کردم.
سوالم از دوستان و اساتید اینه که آیا تجربهای از اینگونه درمان ها داشتند و علت ضعیف یا ظریف بودن انرژی و جاری بودن به مدت طولانی رو میدونند.چون برای من سوال پیش اومده که مثلا چنین کیسی چطور باید درمان بشه و چه مدت طول میکشه.
به تو سر بسته و در پرده بگویــم***تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را
آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی***خودِ تو جان جهانی
گر نهانـی و عیانـی***تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی***تو خود اسرار نهانی
 
 سپاس شده توسط arman23 ، amirkalate ، Peyman ، جویا ، jafar ، maryam2090 ، RealArt
#2
دوست عزیز قطعا با یک جلسه نمی توان درمان کرد و نیاز به درمان طی چند جلسه رو دارند و در مورد اینکه جریان ظریف یا ضعیفی رو احساس می کردید فکر میکنم می بایست در اسکن اولیه نقطه دریافت انرژی رو به درستی شناسایی می کردید.
راستی این دوست شما پلاتین یا چیز فلزی در پایش کار نذاشته بودند؟
و سوال دوم اینکه ایشون هم در مورد جریان انرژی همون حس شما رو داشتند یا اینکه جریان قوی رو حس می کردند؟
 سپاس شده توسط جویا ، jafar ، maryam2090
#3
راستی یه نکته دیگه که لازم است یادآوری کنم اینکه که ریکی به صورت هوشمندانه عمل می کنه و براساس نیاز شدت و زمان جریان انرژی رو خودش تنظیم می کنه
 سپاس شده توسط bashar ، جویا ، jafar ، maryam2090
#4
با سلام 

یه چیزی رو که من بارها در مواردی مشابه تجربه کردم این بوده که وقتی دستم رو در سرتاسر بدن ِ فرد که می چرخوندم ، انتقال ِ  انرژی به بدن ِ فرد رو به قول ِ سعید جان، در برخی اوقات ضعیف و آهسته ادراک می کردم، اما وقتی دستم بر روی مناطقی می رفت که باید انرژیِ بیشتری بر اون قسمت جاری می شد ، دستم تقریبا گُر می گرفت و شدت و حدت ِ انرژی به طرزی بسیار بالا و متفاوت عمل می کرد، برخی اوقات با تکرار  ِ سمبلهایی بخصوص که با مشکل ِ فرد همخوانی داشت ، این شدت و حدت تغییر می کرد و هر قسمت از بدن به سمبلی علاقه ی خاصی برای رفع ِ مشکلاتش نشان می داد!  این تجربه رو با این مضامین نیز جمع بندی کنید و نتیجه ای رو که ممکنه شما رو در امر درمان یاری کنید خودتون پی ریزی کنید، به هر حال اینا تجارب چند ساله ی منه که ممکنه با شما یا دیگری نقاط مشترکی داشته باشه: 

- اگر من حال و هوای ِ آرامی برای ارسال داشتم و در وضعیت ِ فیزیکی و روحی و احساسی ِ خوبی بودم ، مدت زمان و شدت ِ انتقال ِ انرژی بسیار مطلوب بود. در صورتی که ناآرام بودم چند دقیقه ای عذر می خواستم ، خودم رو به فضایی می رسوندم که چند لحظه تنها باشم ، خودم رو به زمین و آسمان وصل می کردم و با انرژی ِ آتش ِ هسته ی زمین برای دادن ِانرژی ای مثبت و عالی همراه با خیر و برکت برای اون فرد و خانه و خانواده اش و همچنین خودم ، حفاظ می بستم و خودم رو آماده ی درمان می کردم ، سپس به ارسال انرژی و درمان مشغول می شدم. بحث ِ آماده سازی و پاکسازی ِ اولیه ی خود ِ ما ، و داشتن ِ وضع ِ فیزیکی ای مناسب برای خود ِ درمان کننده در طی درمان  بسیار بسیار بسیار مهمه. 

- در خیلی از درمانها برام پیش اومده که در چند دقیقه ی اول ِ درمان ، هیچ انتقال انرژی یا جاری شدنی رو احساس نمی کنم. این دلایل ِ متفاوتی داره ؛ یا طرف در دل می ترسه و خودش رو بر روی دریافت ِ انرژی اصلا باز نمی زاره یا ممکنه  به زبان بگه  و خودشم بخواد اتفاقی خوب بیفته اما ضمیر ِ ناخودآگاهش با ترس از دنیای ِ ورود به عالم روحانیت و اعجاز ترسانه و این باعث می شه ناخواآگاه طرف سد ی محکم ببنده در برابر ِ دریافت ِ این انرژی. اگر این احساس رو داشته باشم که با این مسئله روبرو هستم ، بلافاصله از خود برترم و فرشتگان ِ نگهبانم درخواست می کنم که با فرشتگان و خودبرتر فرد ارتباطی تنگاتنگتر برقرار کنن و ترسهاش رو با نور و عشق الهی بشورن و در دم اجازه ی ورود ِ نور و عشق رو به قلب و چاکراهای فرد برای من باز کنن تا به اذن خداوند، پروسه ی شفا بر فرد جاری بشه.
 
- اگر یه دفعه ابتدائا یا در میان ِ پروسه ی انتقال ِ انرژی ، ترس و دلهره یا تردیدی به ذهنم خطور کنه که من قادر به انجام ِ این کار نیستم ، یا این درد به قدری شدیده که حتما یه برونریزی برای ِ خود ِ من یا طرف اتفاق می افته ، یا اگه یه دفعه احساس کنم این آدم بسیار منفی گراست اگه خوب نشه چی ؟ هم وقت ِ اونو گرفتم و هم وقت ِ خودم رو اونم برای هیچ و پوچ وووو ....، بلافاصله سمبل چوکوری و زونار و هالو و هارت رو سه بار تکرار میکنم و سپس با گفتن ِ کلمه ی ریلیس ، با تجسم کردن ِ اینکه تمام اون منفیات رو از ذهنم درآوردم به سمت ِ چپ ِ بدنم بیرون ریختم و بلافاصله شعله ی بنفش نقره ای یا آتش ِ هسته ی زمین اون منفیات رو به انرژی های مثبت مبدل کردن ، درمان رو برای فرد ادامه میدم و خودم رو از قضاوت کردن و ترسیدن از آینده جدا و غیر متصل نگه می دارم. 

- برای فردی که داره توسط من درمان می شه ، آیه ی یاس نمی خونم ، نمی گم : حالا من بهت ریکی می دم اما هر چی خدا بخواد همون می شه ، بلکه محکم و با ایمان حرف می زنم و به شخص می گم که مسئول ِ بوجود اومدن ِ این مشکل خودش بوده و مسئولیت ِ رها کردن ِ این اتصال به درد و بیماری و معضل نیز با خودشه . ارتباطش رو باید با افکار و گذشته ای که او رو به این مسئله وصل کرده ، قطع کنه تا خداوند بهش کمک کنه و با سرعتی کوانتومی او رو به شفا برسونه. و در صورت لزوم ( که همیشه لازمه !) جملات ِ مثبت ِ مربوط به اون بیماری رو بهش می دم، مراقبه ی اتصال به نور رو براش توضیح می دم که روزی حداقل یکبار در شب یا دو بار ، یکبار در صبح درست وقت ِ بیدار شدن از خواب  و یکبار در شب قبل از خوابیدن خودش رو در هاله ی نور سفید و طلایی ببینه که به تمام بدنش شفایی نورانی از آسمان می رسه و تمام سلولهای بدنش در حال التیام هستن. اگر فرد سواد ِ کافی و ... رو نداشت بهش می گم فقط از جملات ِ هواپونوپونو استفاده کنه و مداما تکرارشون کنه . و باهاش اتمام حجت می کنم که تا خودش برای خودش وقت نگذاره و به مسائل به طریقه ی دیگه ای نگاه نکنه ، هیچ کس ِ دیگه ای نمی تونه معجزه رو برای او محقق کنه، باید او خودش به ریسمان ِ الهی چنگ برنه، تحول و نور رو بپذیره و تغییر بده قضا را .

- برای جاری کردن انرژی ، اگر فی البداهه چیزی توسط نیروی شهودیم به سراغم بیاد ، برای اون مشکل جاری می کنم وگرنه ( که در بیشتر اوقات این اتفاق می افته ) به  خودبرترم و اتصال ِ او با خود برتر ِ طرف متوصل می شم ، تمام انرژی هایی رو که باهاشون همسو شدم صدا می کنم ، سمبلها رو با تکرار به جریان در میارم و ..... ادامه داستان که بارها در پستهای متفاوت شرح اون رو مطرح کردم ، اما جید اسنس، ایشانا واجرانات و عقاب دسته ی نور و نیروی اژدها همیشه در اولین صف از انرژی ها هستن و از فرشتگان نیز فرشتگان ِ معجزات الهی ، دادن آگاهی ، و زدودن ِ غمها و استرسها ، چیزها یا کسانی هستن که پایه ی ثابت ِ شفاگری برام شناخته می شن. 

خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط Orkideh ، farda123 ، سنجاقک ، خداپرست ، خداپرست ، bashar ، Reza809 ، jafar ، farzad78 ، taoke ، Ahoora10 ، hiv_p7 ، maryam2090 ، Ma76 ، RealArt
#5
نقل قول: باهاش اتمام حجت می کنم که تا خودش برای خودش وقت نگذاره و به مسائل به طریقه ی دیگه ای نگاه نکنه ، هیچ کس ِ دیگه ای نمی تونه معجزه رو برای او محقق کنه، باید او خودش به ریسمان ِ الهی چنگ برنه، تحول و نور رو بپذیره و تغییر بده قضا را 
خانم جویا مگر انرژی در جهان بصورت هوشمند نیست؟ اینکه ما برای کسی با اجازش انرژی بفرستیم  بصورت هوشمند و در جهت بهبودی عمل نمیکنه؟
 سپاس شده توسط jafar ، maryam2090
#6
با سلام 

این مقوله در پستهای متعدد به کرات گفته شده که با مطالعه ی کامل سایت می تونید بهشون دسترسی پیدا کنید اما به مختصر اینجا هم خدمتتون شمه ای مطرح می شه:
قرار بر این است تا ما با کائنات مجموعه ای را تشکیل دهیم که در امور و بهبود ِ آن به هم یاری رسانیم اما قرار نیست که ما به عنوان یک قسمت از این مجموعه موجبات ِ دخالت در کار ِ دیگر ی را بوجود آوریم ؛ کائنات برای هر فرد سرنوشتی را به مرحله ی اجرا می گذارد تا زودتر به راههای رهایی ِ خویش دسترسی پیدا کند پس قرار نیست که ما با دخالتهای نا بجایی این فرصت را از افراد بگیریم.

سوال شما را به گونه ای دیگر می پیچانیم که شاید خود ، با تامل در جواب به این سوالها واضح تر مفاهیم را در ذهنتان جستجو کنید : مگر نه اینکه خداوند داناست پس چرا به درگاهش دعایی ببریم ؟ یا مگر نه اینکه خداوند توانا و مهربان است پس چرا اصلا زلزله به وقوع می پیوندد و حتی یک ظالم به مظلوم ظلم می کند؟
همانگونه که می دانیم بدیهیات و پایه ی این ذهنیات همه به اصل ِ اختیار و اجبار برمی گردد که بحثش بارها مطرح شده .

ما به عنوان انسانی که اشرفه مخلوقاته قادر به تصمیم گیری ، شاد زیستن ، رشد کردن و رو به تحولات مثبت رفتن هستیم؛ اما این حق تا جایی عزیز و محترم شمرده می شه که مانع ِ آزادی دیگران نشه، از یه جایی که در تصمیم گیریهامون شروع به خودرایی کنیم که به فرض در این مورد باید انرژی بفرستم ( حتی بی اجازه ی خود ِ شخص ) به این حس ِ نفسانیمون به شکل ِ زیر ِ پوستی ، بیشتر بها دادیم که : من بیشتر از دیگری می فهمم که در این موقعیت چه به دردش می خوره و باید چه کاری در حق ِ او در همین لحظه ی کنونی انجام بشه!

در بسیاری از موارد ، افراد در رویارویی با به ظاهر مشکلات ِ زندگی، در حال ِ دست و پنجه نرم کردن با بدست آوردن ِ بینشها و تجربیاتی ناب از زندگی خویشند و راههایی زیبا را برای ارتباط با توانای مطلق می یابند ، دخالت بی اجازه ی ما در جهت دادن به تصمیمات ِ آنها نه تنها طرف را زودتر به مقصد ِ درک و پاس کردن ِ دروس ِ زندگی و امتحانات الهیش نمی رسونه بلکه او را در بی هدف و الابختکی زیستن بیشتر غرق می کنه.

شما وقتی به فردی می گویید و با او مطرح می کنید که از چه نیرویی در حال ِ بازسازی امور ِ او می خواهید اقدام کنید ، به نوعی به آن شخص آگاهی می دهید که در حال ِ اتصال ِ او به مستمسکی محکم هستید که همین آگاهی می تواند و ممکن است تا ضربه و تلنگری باشد برای به خود آمدن ِ فرد در رها ساختن، درست نگریستن ، تجربه کسب کردن و زیستنی صحیح.

زمانی که بی اجازه از فرد برای او ریکی می فرستید ، آزادانه تصمیمگیری کردن و زیستن ِ افراد را با کیل ِ بینش و دانش ِ محدود ِ خود می سنجید. درست به همین مناسبت است که نیروی شهودی و شناخت آن و کارکردن با آن بسیار مهم است. 

از طرفی اگر از قضاوتهای درونی رستیم ، در جایی که بین ما و فردی حتی کلمه ای هم رد و بدل نشده باشد ، یا در زمان ِ حضور در موقعیتهایی خاص، فارغ از بد و خوب کردن، قضاوتهای زمینی و تبعیض گزاری ، فرستادن ریکی را با داشتن ِ حال و هوایی ربانی و خیر ، می توان در دم جاری نمود . نیت مهم است اما مهم تر از آن درک این مطلب است که زمین و زمان با زبان ِ قلب ِ شما در یک جهت کار خواهند کرد اگر زبان ِ محاوره ی درونی با آنها را آموخته باشید دست زدن به مخاطره هایی که برای دیگران منع دارد برای شما بی منع می شود!

در یک  پارگراف اگر بخواهیم نتیجه گیری کوتاهی داشته باشیم اینکه : انرژی ها هوشمندند اما نیت ِ قلبی ِ ما به آنها جهت می دهند، افراد بدون ِ دستیابی ِ تمام و کمال به نیروهای شهودیشان اغلب قادر به ریسک ِ  فرستادن انرژی بدون ِ اجازه گرفتن از افرادی که می خواهند انرژی را برایشان جاری کنند نیستند زیرا هنوز بد و خوب ِ خودشان را به درستی نشناخته اند و بی قضاوت زیستن را به احتمال قوی نیاموخته اند بنابراین قریب به یقین سرنوشت خود را با سرنوشت ِ دیگری گره می زنند و به جایی که باعث ِ گستردن ِ آزادگی و پاک شدن ِ کارماهای منفی شوند، بوجود آوردنده ی کارماهای منفی مجدد می گردند.

و اگر در یک جمع بندی کلی تر بخواهیم چکیده ای بیان داریم می شود گفت : شما آزادید تا سرنوشتتان را به گونه ای که می خواهید رقم زنید و در هر واقعه ای که سر ِ راهتان گذارده می شود دخالت کنید و کائنات هم با شما در کاری که می خواهید به هر قیمتی انجام شود همکاری کند ، اما آیا به نظرتان این عمل و طریقت همه جا جوابی هوشمندانه را دریافت می کند؟

خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط خداپرست ، source ، bashar ، Samir58 ، سنجاقک ، farda123 ، jafar ، maryam2090 ، Ma76 ، RealArt
#7
با سلام

فرمایش شما در مورد  اطلاع رسانی به فرد و  آگاه ساختن او درمورد انرژی الهی و به نوعی اجازه از شخص  صحیح .شاید در بالا سوالمو به درستی مطرح نکردم . سوال من این بود که ما کانال می شویم و انرژی الهی که هوشمند هست رو با اجازه خود فرد براش ارسال میکنیم چرا خود شخص باید برای حل مشکلش ریشه یابی کنه ، تصور نور کنه  . جملات پاکسازی بگه . مگه خود شعور کیهانی که به واسطه کانال شدن ما بر آن موضوع یا بیماری جاری میشه  به تنهایی نمیتونه مشکل رو حل کنه؟ 
نقل قول:به شخص می گم که مسئول ِ بوجود اومدن ِ این مشکل خودش بوده و مسئولیت ِ رها کردن ِ این اتصال به درد و بیماری و معضل نیز با خودشه . ارتباطش رو باید با افکار و گذشته ای که او رو به این مسئله وصل کرده ، قطع کنه تا خداوند بهش کمک کنه و با سرعتی کوانتومی او رو به شفا برسونه. و در صورت لزوم ( که همیشه لازمه !) جملات ِ مثبت ِ مربوط به اون بیماری رو بهش می دم، مراقبه ی اتصال به نور رو براش توضیح می دم که روزی حداقل یکبار در شب یا دو بار ، یکبار در صبح درست وقت ِ بیدار شدن از خواب  و یکبار در شب قبل از خوابیدن خودش رو در هاله ی نور سفید و طلایی ببینه که به تمام بدنش شفایی نورانی از آسمان می رسه و تمام سلولهای بدنش در حال التیام هستن. اگر فرد سواد ِ کافی و ... رو نداشت بهش می گم فقط از جملات ِ هواپونوپونو استفاده کنه و مداما تکرارشون کنه . و باهاش اتمام حجت می کنم که تا خودش برای خودش وقت نگذاره و به مسائل به طریقه ی دیگه ای نگاه نکنه ، هیچ کس ِ دیگه ای نمی تونه معجزه رو برای او محقق کنه، باید او خودش به ریسمان ِ الهی چنگ برنه، تحول و نور رو بپذیره و تغییر بده قضا را .
 سپاس شده توسط jafar ، maryam2090
#8
با سلامی مجدد

باز این مورد هم دوست من ، بارها در موردش صحبت شده که با خوندن مطالب سایت بهشون دسترسی پیدا می کنین؛ 

ببینید ما به عنوان انسانی که اشرفه مخلوقاته باید این پدیده ی خارق العاده رو در مورد خودمون بپذیریم که ما ، خود عامل ِ وقوع ِ هر آنچه در زندگیمون به ما نمایانده می شه هستیم ؛ 

ما قادریم که بر تاریکی ها و منفیاتی که در اطرافمون هستن زوم کنیم و با این تمرکز ، باعث بشیم که احساساتمون آسیب ببینه و دائما مورد تنش قرار بگیره، به دنبال ِ اون جسممون با نابسامانی ها و بیماریها درگیر بشه چراکه ایمنی ِ لازم رو از رویارویی با افکار منفی به طور کلی از دست داده و با افکارِ صحیحی که می تونسته باعث تحکیم و تحکم ِ بندبند ِ وجودمون بشه ، قطع ِ رابطه کرده ؛ 

و ما مختاریم که سرنوشتمون رو به گونه ای که می خواییم رقم بزنیم و تغییری مثبت بهش بدیم؛

و انرژی ها کاتالیزوری برای پذیرش و وقوع ِ این مطلب ِ حیاتی هستن ؛ نه اینکه بدون ِ پذیرش ِ فرد چون این انرژی ها هوشمندن می تونن مختار بودن و تغییر سرنوشت دادن ِ او رو بدون ِ اجازه و فهمش و پاس کردن ِ دروس ِ زندگیش براش بوجود بیارن .  

با پذیرش ِ اینکه ما بر روند ِ وقوع ِ هر چیز در زندگیمون مختار هستیم به نوعی این ایمنی رو به وجودمون برمی گردونیم که با افکاری غلط و نادرست ، باعث وقوع ِ پدیده ای اشتباه در زندگی و وجودمون یا به نوعی دنیای ِ درون و برونمون شده بودیم، حالا با تغییر ِ روش ِ غلط ِ قبلی ، به حکم ِ همون اختیاری که در تغییر  دادن ِ اوضاع داریم می تونیم با سرعتی بیشتر ، دست به دعا یی مثبت برداریم، انرژی برای موردمون بفرستیم و با تکنیکهایی مانند ای اف تی ، کد و دی کد ، و غیره به تغییری بهینه دسترسی پیدا کنیم. 

انرژی ها ی نورانی هوشمندند اما نمی تونن بر خلاف ِ خواسته و اختیار ِ فردی که نمی خواد تغییر ِ مثبت و رشد رو بپذیره ، کاری انجام بدن ( به حکم ِ همون اشرف ِ مخلوقات بودن ِ انسان) ؛ اگر فردی از درون نخواد الگوهای منفی ِ ذهنیش رو تغییر بده و نخواد رشدی مثبت رو طی کنه و یا از آنچه در سر راهش گذاشته شده تا درسهای زندگیش رو یاد بگیره درسی درست رو مفهوم کنه ، انرژی دادن ِ ما به او مثل آب در هاون کوبیدنه ؛ به قول ماهاچیتا لاستیک خودروش پنچره ، هر چی توش باد کنین ممکنه یه مدتی ظاهری مناسب داشته باشه ولی دوباره و دوباره باد خالی می کنه مگر اینکه با ذهنیت و رویه ای مثبت ، طریقه ی سرنوشتش رو به بهینه، با نیکی ها رقم بزنه و به سمت نور برگردونه. 

می تونیم اینجوری هم تصور کنیم یا بگیم که : وقتی شما دارید به فردی که حاضر به تغییر ِ افکارش به مثبت اندیشی نیست انرژی می دید میزان زیادی از این انرژی می تونه صرف این بشه که با افکار منفی ِ طرف بجنگه و هی مثبتش کنه تا سزاوراری بر روی پذیرش ِ نور و حل ِ مشکلش رو بپذیره، در حالیکه اگر طرف با شما از نظر ِ فکری هم مسیر باشه و مثبت، بیشتر اون انرژی ارسالی ، به صرف ِ ترمیم ِ مشکلش می تونه برسه نه تغییر ِ نحوه ی اندیشیدن ِ منفیش.

خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط source ، سنجاقک ، mina_sadat1360 ، bashar ، dadan ، jafar ، maryam2090 ، خداپرست


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان