امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دنیای رویا...
#1
با سلام به استاد عزیز و دوستان رهرو نور...
مدتها قبل یک سری رویای صادق دیدم که واو به واوشون یادمه و در واقع من هر شب خواب میبینم و همیشه روز بعد خوابهام یادمه و فراموششون نمیکنم و این همیشه برام جالب بوده اما مورد جالب تری در این اواخر برام اتفاق افتاده که میخوام با شما مطرح کنم و ممنون میشم اگر از دوستان کسی چنین تجربه ای رو داره همینجا به اشتراک بگذاره...
موضوع از این قراره که این اواخر دنیای رویاهای من در زمان بیداری هم ادامه پیدا میکنه اما با شکلی متفاوت.
خوب برای مثال چند شب پیش داشتم خوابی میدیدم که در اون خواب اتفاقی افتاد که باعث شد از خواب بپرم اما چشمام همچنان بسته بود و جالب این بود که ادامه خوابم در پشت پلکهام برام نمایان شد منتها به شکل انیمیشن...
قبلا هم این اتفاق افتاده بود و اونچه رو بعد از بیداری میبینم دنباله خوابمه اما به صورت انیمیشن کارتونی و این واقعا جالبه برام...
ممنون میشم دوستان نظر یا تجربه شون رو به اشتراک بگذارن.
پاینده باشید.  Heart
سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم ، شوقم ، شرارم ، چیستم
دیدمش  امروز  و دانستم  کنون
او به جز من ،من به جز او نیستم
مولانا
 سپاس شده توسط ریکی ، maryam ، فاطمه ، arman23 ، rainbow ، konda ، farda123 ، یکتا ، السا ، Farzam.s ، Whitechannel ، White swan
#2
سلام بشر عزیز منم گاهی وقتا پیش میادکه دارم خواب
میبینم بعدیه لحظه بیدارمیشم دوباره خوابم میبره
ولی ادامه خوابم رو میبینم و جالبه که تو قسمت دوم
خواب همیشه یادمه که این خوابو داشتم میدیدم
ولی نه بصورت کارتون .
البته حس میکنم قسمت دوم خوابم درحالت خواب
و بیداری هست چون گاهی وقتا خودم حس میکنم
که دارم خوابم رو به میل خودم تغییر میدم درحالیکه
درقسمت اول این قدرت تغییر رو ندارم .
وقتی کامل بیدارمیشم هم قسمت اول یادمه هم دوم.
 سپاس شده توسط فاطمه ، arman23 ، bashar ، rainbow ، konda ، جویا ، السا ، Whitechannel
#3
باسلام                                                                                                                                                                                                                                                                       بعضی وقتها ذهن خودش تصویر سازی میکنه چه در خواب و چه در بیداری......بعضی وقتها هم فرشته های نگهبان برای شخص تصویر سازی میکنند....تشخیص تصویر که از چه ناحیه ای اعم از مثبت ومنفی به نورانیت فرد بستگی دارد....بعضی وقتها نیروهای منفی برای گمراه کردن فرد تصویر سازی میکنند. تصویر سازی ذهن به عواملی چون شلوغی در کار و نوع تغذیه و مشغولیت ذهنی و پرسه زدن با افراد جور با جور، شخص را در تصویر سازی در طول روز برای مدیتیشن و تمرکز در شب، به تردید میاندازند.
 سپاس شده توسط فاطمه ، bashar ، konda ، maryam ، Whitechannel
#4
دوست عزیز بحث تصویر سازی ذهنی با طی عوالم در خواب و رویا متفاوته، من که کلا در تصویر سازی مشکل دارم و هیچ وقت نمیتونم حتی در زمان کار با انرژی از تصویر سازی استفاده کنم، در مورد بخش منفی هم که میفرمایید ممکنه دخیل باشه در این امر شک دارم، یعنی کلا با تقسیم بندی موجودات به دو دسته خیر و شر اعتقادی ندارم چون ذات کل هستی رو الهی و نورانی میدونم...
سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم ، شوقم ، شرارم ، چیستم
دیدمش  امروز  و دانستم  کنون
او به جز من ،من به جز او نیستم
مولانا
 سپاس شده توسط فاطمه ، konda ، maryam ، السا
#5
سلام
منم این حالتو تجربه کردم مریم جان. دارم خواب میبینم به یه علتی از خواب میپرم. میفهمم بیدار شدم اما هنوز خیلی آگاه نیستم. برای همین دوباره میگم بخوابم و بعد بقیه خوابمو میبینم.
یعنی ارادی به خودم تلقین می کنم که بقیه خوابمو بببینم..
برام جالبه.. مثل یک بازی می مونه
 سپاس شده توسط bashar ، maryam ، فاطمه ، konda ، farda123 ، جویا
#6
سلام 
بله اتفاق جالبی هست که من تقربیاهرروزتجربش میکنم مثلا دیروزتوی خواب داشتم ازخواهرم سوال می پرسیدم وقتی هم که بیدارشدم البته به طورکامل هوشیارنبودم بازم داشتم به سوال پرسیدنم ادامه میدادم.یابعدازامتحان ریاضی که میشدمن توی خواب مسئله حل میکردم وبعد که بیدارم میشدم بازم به حل مسئله ادامه میدادم.اماکاش میشدازاین موقعیت برای برون فکنی یابدست آوردن جواب سوال هامون و...استفاده کنیم .
 سپاس شده توسط jafar ، sito ، bashar
#7
با سلام 

من فقط خواستم خدمت دوستان این مسئله رو یادآوری کنم که بهش یه توجهی داشته باشن که :

مقوله ی رویابینی و دنبال کردن خوابهای ادامه داری که با بکارگیری ِ  هشیاری و آگاه بودن در زمان خواب ، موجبات ِ  تغییر و تحولی مانند رشد روحی ، شفای فیزیکی و جسمی ، بهبود و رونق ارتباطات و غیره رو می تونه برامون باعث بشه، مبحثی یه به عنوان " لوسید دریم " که محتوای اون،  آگاه بودن بر بعد یا دیمنشن و فضای ِ خواب هست که در زمان ِ به خواب رفتن داره ما رو احاطه می کنه. در این تکنیک آگاه شدن از سمبلهایی که در دنیای ِ خوابمون بر ما مشهود میشه و طریقه ی روبرو شدن با سایه ها و مقاومتهایی که در ابعاد ِ وجودیمون شکل گرفته  تا ما رو از رسیدن به موفقیتها و برکات الهیمون باز داره مطرحه ؛ و این مبحث با برون فکنی بسیار مجزاست .

البته که می شه در لوسید دریم از به فرض، خودبرتر  یا راهنمایان معنویمون کمک خواست که راهی رو که با اون می تونیم برون فکنیِ موفق تر  داشته باشیم بهمون نشون بدن ، اما بحث ِ برون فکنی همونطور که گفته شد کاملا با مبحث ِ رویابینی و استفاده از این روش متفاوته.

تفاوت بزرگ ِ این دو تکنیک اینه که در تکنیک برون فکنی پدیده ی خروج از بدن رو تجربه می کنیم و این روحه که  از بدن خارج می شه و به گشت و گذار در عوالم ِ دیگری، جز فضای بدن می پردازه در حالیکه در  لوسید دریم  یا همون رویابینی ِ آگاهانه در مغز ِ خود ِ فرد سیر و سفر اتفاق می افته و توانایی های مغزی رو ، که می دونیم انشتین کمتر از ده درصدش رو استفاده می کرد، می تونیم شکوفا و شکوفاتر کنیم و قدرت ِ درونی و مقاومتهایی رو که سر ِ راه ِ به کار گیری ِ قدرت ِ نهانی ِ مغزه می شه با این تکنیک ترمیم کرد تا به ظرفیت بالایی ازش دسترسی پیدا کنیم.

مورد اختلاف ِ دیگه اینه که افرادی که هم به تکنیک و به کارگیری برون فکنی واقفند هم تکنیک رویابینی رو بهش واردن ، اعتراف می کنن که برون فکنی برای افرادی که آمادگی ِ روحیش رو ندارن سخت تره ، اما رویابینی یه تکنیکه که به آمادگی کمتری می تونه نیاز داشته باشه . حدودا افراد بعد از حداکثر چند ماه تمرین ( که در برخی این چند ماه ، شاید به چند روز یا چند ساعت تقلیل پیدا کنه ) می تونن با انجام تمریناتِ  منظم ِ این روش ، به رویابینی ِ آگاهانه دسترسی پیدا کنن در حالیکه ممکنه همون افراد برای برون فکنی به بیش از چند سال تمرین نیاز داشته باشن تا در برون فکنی موفق باشن. 

خالی از بحث نیست که بهتره در بکارگیری و یادگیری هر کدام از دو تکنیک ، استادی شما رو یاری کنه یا مطالعات گسترده ای در زمینه شون انجام بگیره ، چون در هر دو مورد اتفاقات و تجربیاتی رو  ممکنه شاهد باشیم که همیشه شیرین و دلچسب به نظر نمیاد؛ درست به همین منظوره که تمامی افراد نمی تونن به شکل طبیعی یا ذاتی به این پدیده دسترسی داشته باشن مگر با آماده سازی های اولیه و رشد روحی ِ مناسب .
و باز درست به همین دلیله که روشهایی مانند ای اف تی ، گفتن جملات مثبت ، کد کردن و روشهایی نظیر روش متد سیلوا عمومیت و شیوع ِ بیشتری نسبت به دو تکنیک نامبرده پیدا کردن و می کنن. 

خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط sito ، سنجاقک ، ayat ، خداپرست ، السا ، bashar ، jafar
#8
عرض ادب و احترام ،نميدونم اسم اين اتفاق رو كه برايم افتاد در كودكي ميشه رويا گذاشت يا نه،؟!اما هميشه دنبال جواب ميگشتم 
داستان من از اونجا شروع شد كه در سن هشت يا نه سالگي بودم كه شام منزل يكي از اقوام دعوت داشتيم،چون مهماني طولاني شد و از طرفي من عادت داشتم كه زود بخوابم ،شروع به اصرار بر رفتن داشتم كه مادرم گفت برو بخواب تو اتاق دخترشون،موقع رفتن بيدارت ميكنم،من از فرط خستگي بخواب رفتم،خواب عميقي بودم حتي همه ي اتفاقات خوابم رو به ياد دارم،همينكه پدر مادرم براي برگشتن به منزل تصميم گرفتن ،نيرويي عجيب كه نميدونم چي بود در چشم به هم زدني منو دم در خونه رسوند،من به خيال اينكه كسي خونه هست شروع كردم به زدن زنگ ،منزل،هيچ كسي نبود كه جواب بده،ترسيده بودم با خودم ميگفتم من اين مسير طولاني رو چجوري اومدم؟شروع كردم گريه كردن كه دوباره به جاي اولم برگشتم به اندازه چشم بر هم زدن!!!
وقتي اونجا رسيدم ديدم كه همه سراسيمه و نگران دنبال من ميگشتن،مادرم رو ديدم كه هراسون بود ،تا چشمش به من افتاد پريد و بغلم كرد و گفت كجا رفتي؟!چجوري از اينجا رفتي هيچ كس نديد تو رو ؟!؟!!!
نميتونستم توضيح بدم براشون ،هنوز كه سي سال از موضوع ميگذره نه  براي خودم و نه اطرافيانم دليل و توضيحي براي اونشب ندارم كه بيارم 
اما علامت سوال هميشه تو ذهنم هست كه چه اتفاقي واسه من افتاد؟!؟خواب يا رويا بوده؟يا واقعيت؟!؟!
از اساتيد محترم تقاضا ميكنم در صورت امكان راهنمايي كنن 
ممنونم از صبوري و وقتتون
و فكر نكن كه ميتواني مسير عشق را تغيير دهي...چرا كه عشق اگر تو را شايسته يابد ،مسير تو را جهت ميدهد
 سپاس شده توسط bashar ، jafar ، جویا ، Kundalini ، سنجاقک ، sito ، دانیال ، chakavak3 ، Orkideh ، dadan ، amirkalate
#9
(10-25-1396، 12:50 عصر)dadan نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(10-24-1396، 03:45 صبح)السا نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
عرض ادب و احترام ،نميدونم اسم اين اتفاق رو كه برايم افتاد در كودكي ميشه رويا گذاشت يا نه،؟!اما هميشه دنبال جواب ميگشتم 
داستان من از اونجا شروع شد كه در سن هشت يا نه سالگي بودم كه شام منزل يكي از اقوام دعوت داشتيم،چون مهماني طولاني شد و از طرفي من عادت داشتم كه زود بخوابم ،شروع به اصرار بر رفتن داشتم كه مادرم گفت برو بخواب تو اتاق

با سلام به همگی
وقتی تجربه شما را خواندم٫مطالب کتاب معبد مقدس به خاطرم آمد.
در این کتاب از استادان و بزرگانی یاد می کند که قادر هستند ارتعاشات کالبد جسمانی خود را بالا برده وهمراه روحشان به هر مکانی ببرند.اگر چه من این کتاب را قبلا خوانده بودم ولی انگیزه ای باعث شد که دوباره آن را شروع کرده  وبعضی از سخنرانی های آن را مثل جزوات مدرسه و دانشگاه بار ها مرور و تکرار کنم تا برام جا بیفتد.
البته سلیقه ها مختلف است ممکن است دیگران نظر دیگری داشته باشند.
شاد باشید.

ببخشید
کتاب معبد سکوت است
 سپاس شده توسط یکتا ، السا ، jafar ، جویا ، خداپرست ، amirkalate


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان