امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
متد سیلوا
#11
با سلام
مرییم عزیز، آلفای ذهنی موقعیت خاصی از مغز هستش که در آن موقعیت فرکانس امواج مغزی کاهش می یابد و به ۸ـ۱۲سیکل در ثانیه میرسد. علاوه بران امواج بسیار منظم و هماهنگ میگردند.در این حالت فرد به تمرکزفکر فوق العاده ای می رسه.یک موضوع برای مغز مهم می شه و موضوعات دیگر ازدرجه اهمیت کمتری برخوردار میشن و کم کم از ذهن خارج می شن .به همین دلیل فرد به تمرکز فکر شدیدی می رسه  وقادر خواهد بود فقط و فقط به موضوع مورد علاقه اش فکر کند و از هجوم فکرهای مزاحم رها بشه. این توانایی ممکن است انقدر شدید باشد که اگر سر و صدای بسیار زیادی هم در اطرافش ایجاد شود شنیده نمی شود.
همون حالت خواب و بیداری اولیه زمان آلفا و ریلکس شدن هست. یه جور آرامش ذهن و زمان تجسم خلاقه !!
هرچی به خواب نزدیک بشی میری تتا و توی خواب عمیق هم امواج مغز دلتا می شوند.
نگرانی های ما، بیانگر عمق فاصله ما با خداست... Blush
 سپاس شده توسط maryam ، رزم آور نور ، Taraneh
#12
این مطلب را هم جایی سیو شده  داشتم. البته رفرنسش یادم نیست!
امواج دوکی شکل آلفا دارای اثرات شگفت انگیز و جادویی هستند. بنابر مطالعات بر روی افراد خاص به این نتیجه رسیده اند ضمیر انسان بر دو نوع هوشیاری بنا شده است،هوشیاری معمولی وهوشیاری مضاعف .

۱ـ هوشیاری معمولی:براساس مطالعات بالینی این نوع هوشیاری،هوشیاری میباشد که اکثر افراد بیشتر اوقات درآن قرا ردارند و امواج ا لکتروانسفالوگرافی مغزی دروضعیتی بنام بتا قرار دارند و فرکانس ا ین امواج بیشتر از۱۳سیکل درثانیه می باشد. دراین نوع هوشیاری فرد هم تحت تآثیر شرایط بیرونی و درونی قرار میگیرد و ذهن انسان تحت تآثیر محیط و اتفاقاتی که در محیط می افتد مدام درتلاطم است.این هوشیاری بیشتر برای استدلال بکار برده می شود .دراین نوع هوشیاری نیمه غالب مغزکه معمولآ سمت چپ میباشد بیشترین فعالیت را دارد با برنامه ریزی ذهن ا ز طریق سیستم آلفا ویا تکنیکهای تلقین می توان بر روی این نوع هوشیاری و به دنبال آن این نوع یادگیری تاثیر گذاشت، ازطریق تلقینات می توان برروی بهبود و تغییر علاقه فرد،تمرکز،تقویت حافظه برتر اقدام نمود.این عمل باعث میشود که فرد بدون تلاش اضافه،خود بخود دریک وضعیت تمرکز همراه باعلاقه قراربگیرد.

۲ ـ هوشیاری مضاعف :هنگامی که امواج مغزی بین حالت خواب (فرکانس کمتراز۸سیکلدرثانیه)وبیداری(فرکانس بیشتراز ۱۳سیکل درثانیه)قرار گیرد وضعیت آلفا نامیده میشود موقعیت آلفا را هوشیاری مضاعف هم می نامند و نیمه مغلوب بیشترین فعالیت را از خود نشان می دهد که معمولآ نیم کره سمت راست میباشد.در این نوع هوشیاری فشارهای محیطی و تآثیرات محیطی از روی ذهن فرد برداشته میشود. نیروی تخیل فرد فعال میگردد این حالت را حافظه برتر می نامند.
نگرانی های ما، بیانگر عمق فاصله ما با خداست... Blush
 سپاس شده توسط maryam ، رزم آور نور ، Taraneh
#13
سلام عزیزم این مطالب رو تو همه سایتهای مربوط به امواج مغز میشه پیدا کرد شما متوجه منظور من نشدید  Smile
 سپاس شده توسط old member
#14
نقل قول:فرد به تمرکز فکر شدیدی می رسه  وقادر خواهد بود فقط و فقط به موضوع مورد علاقه اش فکر کند و از هجوم فکرهای مزاحم رها بشه. این توانایی ممکن است انقدر شدید باشد که اگر سر و صدای بسیار زیادی هم در اطرافش ایجاد شود شنیده نمی شود.همون حالت خواب و بیداری اولیه زمان آلفا و ریلکس شدن هست. یه جور آرامش ذهن و زمان تجسم خلاقه !!
آره این همونه که میخاستم ولی اینجاکه میگه فقط و فقط به موضوع مورد علاقش فکر کنه بنظرم مشکل همینه , من اونموقع یادم میره که قراره به چی فکرکنم و تو فکرهام میگردم پیداش میکنم وقتی یادم میاد همون لحظه اون ارتعاشه بوجود میاد و دوباره حواسم جمع شمردن اعداد میشه و بعد خوابم میبره حالا من میخام بدونم اونلحظه که دوباره هوش و حواسمو بدست میارم همون موقع آلفاست یا قبلش بوده یعنی همونموقع که یادم رفته به چی فکرکنم . کاش کسی بتونه کمکم کنه.
 سپاس شده توسط old member ، Taraneh
#15
تا جایی که من میدونم در حین امواج آلفا اگرچه بین خواب و بیداریه اما خیلی گیج نباید باشیم.. هوشیاری داریم. فقط ریلکس هستیم  و افکار مزاحم کم شده و به یه موضوع میتونیم فکر کنیم. مثل تمرینات سکوت ذهن
فکر کنم اون لحظه که هوش و حواستو بدست میاری آلفا باشه
نگرانی های ما، بیانگر عمق فاصله ما با خداست... Blush
 سپاس شده توسط maryam ، Taraneh
#16
خیلی ممنون امیدوارم همینطورباشه چون اونموقع راحت میتونم به هرچیزکه بخام فکرکنم.
یک چیز دیگه هم میخام بدونم , من تقریبا همیشه در خواب عصر نمیتونم عمیق بخابم چون دخترم مشغول بازی و سرو صداکردنه اوایل نمیتونستم کناربیام و برام زجرآور بود ولی دیگه چندساله عادت کردم و اصلا دیگه اذیت نمیشم و خیلی راحت در تمام شرایط پر سرو صدا میتونم بخابم ! ولی نه خواب عمیق , خودم حس میکنم فقط درحالت آلفا قرار میگیرم و به آرامش میرسم و خستگی از تنم در میره , بقول مادرم یه چشمم خوابه یکیش بیدار , حتی وقتی در خواب عصرانه هستم دخترم میاد باهام حرف میزنه یا یه چیزی میپرسه منم جوابشو میدم و اصلا چرتم پاره نمیشه , و تا مدتی که خستگیم در بره در همون حالتم تا اینکه بیدار بشم , این حالتی که من توش قرار میگیرم همون آلفاست یا من اینطور فکر میکنم؟
 سپاس شده توسط old member ، Taraneh
#17
مطمئن نیستم اما فکر میکنم اون موقع تتا باشه !!بین خواب سطحی و خواب عمیق! فکرکنم خودتو شرطی کردی که با اراده خودت در تتا بمونی و به دلتا(خواب عمیق) نری.
زمانی که ریلکس هستیم و داریم مثلا به منظره غروب نگاه میکنیم و لذت میبریم و فقط به غروب و همون لحظه فکر میکنیم، میگن تو امواج الفا هستیم!
بودن در لحظه هم جزو آلفا هستش.. حواسمون دیگه به اطراف نیست در آلفا. متمرکزیم
نگرانی های ما، بیانگر عمق فاصله ما با خداست... Blush
 سپاس شده توسط maryam ، Reza809 ، Taraneh
#18
نقل قول:تنها شرط موفقيت در متد سيلوا اين است كه حواسمان را به هرچه مي خواهيم درباره آن بينديشيم متمركز كنيم اگر افكار ديگري مزاحم شدند آنها را به حال خود رها كنيم و به موضوع اصلي بازگرديم . از هر گونه زوردن بپرهيزيم و خودمان را به زور به آرامش وادار نكنيم .بلكه بايد ياد بگيريم به آرامش برسيم .
برگرفته از کتاب دستان شفابخش,
باتوجه به متن بالا من فکر میکنم همون موقع که حواسم پرت میشه حالت آلفاست و وقتی حواسمو بدست میارم دیگه ازآلفاخارج شدم و اگر انقدر راحت بود که اونموقع به خواستمون فکرکنیم که دیگه همه چی حل میشد من متوجه شدم یه خورده سخته که اونموقع به همون چیزی که میخایم فکرکنیم یه جوری ذهنمون درگیر افکار دیگه میشه که یادمون میره هدفمون ازین رفتن به آلفا چی بود ( اگه بخایم برونفکنی کنیم تو این موقع باید حواسمون رو به برونفکنی متوجه کنیم که فقط دو بار تونستم اینکارو کنم) , ولی منکه همش سکوت درون تمرین میکنم نباید در آلفا رشته افکار از دستم خارج میشد .
 سپاس شده توسط bashar ، old member ، Taraneh
#19
باسلام,در این یکهفته ای که تمرینات سیلوا رو انجام دادم یک نکته رو دریافتم , دراین روش برای رفتن به سطح آلفا از شمارش معکوس استفاده شده , که ابتدا از صد تا یک و بعداز مدتی حتی باشمردن پنج تا یک به راحتی واردسطح آلفامیشیم , من متوجه شدم خیلی راحتترازاین هم میشه وارد این سطح شد , البته ناگفته نماند تمرینات سکوت درون خیلی بمن کمک کرده , برای رسیدن به آلفا کافیست قبل از خواب با چشمان باز به سقف خیره بشیم بدون پلک زدن نگاهمون کمی بالای خط افق باشه وقتیکه چشم خسته شدو سوزش پیداکردوتمایل به بسته شدن داشت خیلی آرام پلک بالا رونزدیک پلک پایینی بیاریم ولی پلکها بهم برخوردنکنندچون خستگی چشم ازبین میره وکار مشکل میشه , وقتی پلکهانزدیک بشن سوزش چشم و تمایل به بسته شدنش ازبین میره ولی خستگی چشم ازبین نمیره,بعدازنزدیک شدن پلکهابلافاصله ازهم دورشون میکنیم و چشم بازمیمونه اینبار تمایل به بستن چشم سریعتر اتفاق میفته و باز پلکهارو نزدیک میکنیم واین چرخه رو ادامه میدیم,کاربه جایی میرسه که تاپلکهارو نزدیک میکنیم دوباره بازمیکنیم بلافاصله پلکهابهم نزدیک میشن دیگه انگار دست خودمون نیست وخیلی سخت میتونیم پلکهارو ازهم دورکنیم و چاره ای جزبستن چشم نداریم,من متوجه شدم دراین موقع که چشم بسته میشه انقدرآرامش داره که احتمال خواب رفتن زیاده یعنی درسطح آلفاهستیم یک سکوتی سراسروجودمون رومیگیره وگوشمون هیچی نمیفهمه وکاملادرون خودمون هستیم,حالا بایدحواسمون جمع باشه که قراره چکارکنیم,وقتی چشموبستیم بلافاصله شروع به نجوای درونی میکنیم وبه چیزی که میخایم فکرمیکنیم,من این روش رو باکمک شهودم یافتم زمانیکه داشتم طبق متدسیلوا شمارش معکوس رو انجام میدادم تا به آلفابرسم یکدفعه خودم اومدم دیدم اصلانمیشمارم بلکه زل زدم به سقف, بعددیدم چقدرراحتتره که روش خسته شدن چشم رو بکاربگیریم.
امیدوارم این تجربه برای دوستان هم مفیدواقع بشه .امیدوارم این تجربه برای دوستان هم مفیدواقع بشه .
 سپاس شده توسط bashar ، Healer ، konda ، مریم ، ebi7777 ، sito ، old member ، goodboy_313 ، beny ، رزم آور نور ، Taraneh
#20
سلام
یک مطلب اینکه شما با خواندن کتاب دستان شفابخش و ذهن شفا بخش خوزه سیلوا اطلاعات مورد نیاز را بدست می آورید،اما مورد دوم اینکه بعد از تمرینات زیاد بلافاصله میتونید به سطح آلفا برید،چنانچه خوابتون ببره از آلفا خارج میشید.در آلفا شما هوشیار هستید و میتونید به هر چیزی مد نظرتون بوده و برای آن به آلفا رفتید فکر کنید و مثلا درمان انجام بدید.


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان