امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
همیاری برای فرو نشاندن خشم زمین و جو ِ آن
#1
با سلام 
حتما تا کنون به گوشتان رسیده است که در مناطقی از آمریکا گردباد و صاعقه هایی پر قدرت در حال چرخش و به جلو رفتن در مناطق گسترده ای هستند . این گردباد با گستره ی چندین مایلی و شدتی بی سابقه و بالا در حال پیشرویست و خسارت مالی و جانی زیادی را در بر دارد. من به نوبه ی خود برای بخشش هم نوعانمان و همینطور فرو نشاندن خشم نهفته ی زمین و جوش ، با تمامی انرژی های نورانی در حال فرستادن موجی مثبت به مرکز این گردباد و ختمی به خیر برای این واقعه هستم ؛ با تمامی عشق و نور الهی خواهان فرو نشاندن خشم زمین و جوش با رحمت الهییم تا آرام گیرد و دامنه ی عشق الهی این هیجان ِ  نابسامان را با نیکی و خیر فرجامی از روی رحم و شفقت دهد ؛ دامنه ی گستردگی و شدت این گردباد با عشق بدون قید و شرط الهی تسکینی همراه با رحمت و بخشایش را به بار نشاند و مخلوقات خداوند و زمین عزیز را مورد بخشایش ِ حق و محافظت نورانی فرشتگان ربانی و اساتید باطنی قرار دهد ؛ جانداران را محافظت کرده و عوامل این دگرگونی ِ ناخوشایند را در دم به هارمونی زیستنی شفا یافته بدل نماید و این خشم را از راههایی مثبت و مهار شده با عشق الهی پوشش داده ترمیم نماید.
لایت ورکران عزیز این می تواند موعدی باشد که هر آنچه را در سر می پروراندید تا زمانی برای شفای زمین و دعای نیک در حق مخلوقات خداوند روا دارید به مرحله ی اجرا گذاریدش و طلب خیری آنی و شفا بخشی ای نورانی را روانه ی حال ِ جهانیان نمایید . 
طبق خبر و پیش بینی های هواشناسی و ناسا ، این ماجرا تا چند روز ِ دیگر نیز ادامه خواهد داشت پس ظرف این چند روز هر زمان که به این پست برخوردید هنوز برای دعا کردن و نور فرستادن وقت باقیست.
خیر بدرقه ی راهمان باد
جویا
 سپاس شده توسط Orkideh ، Mahacita Bahuruci ، سنجاقک ، ebi7777 ، farzad78 ، bashar ، BehindtheGod ، رزم آور نور ، saeed871 ، amirkalate ، Samir58 ، dadan ، zoom ، RealArt ، arezoo ، مهدی7 ، Reza809 ، ریکی ، maryam2090 ، farda123 ، السا ، jafar ، chakavak3
#2
(6-19-1396، 12:23 صبح)جویا نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
با سلام 
حتما تا کنون به گوشتان رسیده است که در مناطقی از آمریکا گردباد و صاعقه هایی پر قدرت در حال چرخش و به جلو رفتن در مناطق گسترده ای هستند . این گردباد با گستره ی چندین مایلی و شدتی بی سابقه و بالا در حال پیشرویست و خسارت مالی و جانی زیادی را در بر دارد. من به نوبه ی خود برای بخشش هم نوعانمان و همینطور فرو نشاندن خشم نهفته ی زمین و جوش ، با تمامی انرژی های نورانی در حال فرستادن موجی مثبت به مرکز این گردباد و ختمی به خیر برای این واقعه هستم ؛ با تمامی عشق و نور الهی خواهان فرو نشاندن خشم زمین و جوش با رحمت الهییم تا آرام گیرد و دامنه ی عشق الهی این هیجان ِ  نابسامان را با نیکی و خیر فرجامی از روی رحم و شفقت دهد ؛ دامنه ی گستردگی و شدت این گردباد با عشق بدون قید و شرط الهی تسکینی همراه با رحمت و بخشایش را به بار نشاند و مخلوقات خداوند و زمین عزیز را مورد بخشایش ِ حق و محافظت نورانی فرشتگان ربانی و اساتید باطنی قرار دهد ؛ جانداران را محافظت کرده و عوامل این دگرگونی ِ ناخوشایند را در دم به هارمونی زیستنی شفا یافته بدل نماید و این خشم را از راههایی مثبت و مهار شده با عشق الهی پوشش داده ترمیم نماید.
لایت ورکران عزیز این می تواند موعدی باشد که هر آنچه را در سر می پروراندید تا زمانی برای شفای زمین و دعای نیک در حق مخلوقات خداوند روا دارید به مرحله ی اجرا گذاریدش و طلب خیری آنی و شفا بخشی ای نورانی را روانه ی حال ِ جهانیان نمایید . 
طبق خبر و پیش بینی های هواشناسی و ناسا ، این ماجرا تا چند روز ِ دیگر نیز ادامه خواهد داشت پس ظرف این چند روز هر زمان که به این پست برخوردید هنوز برای دعا کردن و نور فرستادن وقت باقیست.
خیر بدرقه ی راهمان باد
جویا

با سلام به استاد گرامی و دوستان عزیز
احساس همدردی برای کسانی که در راه معنویت قدم گذاشته اند بایستی بطور پیوسته و در هر شرایطی انجام پزیرد.چه انهایی که دچارحوادث ناگهانی می شوند چه انانی که برای یافتن سرزمینی امن روز ها و ماه ها سرزمین خود را ترک می کنند.بچه ها و زنان حامله که توان رفتن ندارند اسیر دریا و اقیانوس ها می شوند و یا انانی که در سرزمین اواره گشته کودکان در بغل مادر از بیماری و گرسنگی جان می سپارند و دخترک شان توسط نیروی خشم  به اسارت و بردگی در می اید. انانی که در حسرت و بیچاره گی و گرسنه می خوابند.کودکانی با لباس هایی پاره و دمپایی دوگانه در پا و پینه شده در ارزوی فردایی خوش به سر می برند و انهای که توی این دنیای به اصطلاح هویت ظاهری هویتی هم ندارند. و بسیاری دیگر که ساعت ها باید نوشت و گفت بیایید با هم برای همدیگر دعا کنیم.  زمانی که برای خوردن می نشنیم به یاد داشته باشیم خیلی ها گرسنه اند زمانی که در روز های سرد به رخت خواب گرم می رویم خیلی ها به کارتون و ... پناه می برند دعا کنیم خدا یا انچه را که  من از خان نعمت تو دارم برای تمامی کسانی که کمتر ازاین دارند برایشان ارزو می کنم.
دعا کنیم  چرا که ما همه.
بنی ادم اعضای یکدیگرند  که در افرینش زیک گوهرند
چو عضوی را به درداورد روزگار دگرعضو ها را نماند قرار
دوستتان دارم و بهترین ها را از خداوند برایتان ارزو می کنم
 سپاس شده توسط bashar ، amirkalate ، جویا ، milad.mash ، رزم آور نور ، Reza809 ، shahbalout ، ریکی ، farda123 ، jafar ، chakavak3
#3
(6-19-1396، 12:23 صبح)جویا نوشته: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
با سلام 
حتما تا کنون به گوشتان رسیده است که در مناطقی از آمریکا گردباد و صاعقه هایی پر قدرت در حال چرخش و به جلو رفتن در مناطق گسترده ای هستند . این گردباد با گستره ی چندین مایلی و شدتی بی سابقه و بالا در حال پیشرویست و خسارت مالی و جانی زیادی را در بر دارد. من به نوبه ی خود برای بخشش هم نوعانمان و همینطور فرو نشاندن خشم نهفته ی زمین و جوش ، با تمامی انرژی های نورانی در حال فرستادن موجی مثبت به مرکز این گردباد و ختمی به خیر برای این واقعه هستم ؛ با تمامی عشق و نور الهی خواهان فرو نشاندن خشم زمین و جوش با رحمت الهییم تا آرام گیرد و دامنه ی عشق الهی این هیجان ِ  نابسامان را با نیکی و خیر فرجامی از روی رحم و شفقت دهد ؛ دامنه ی گستردگی و شدت این گردباد با عشق بدون قید و شرط الهی تسکینی همراه با رحمت و بخشایش را به بار نشاند و مخلوقات خداوند و زمین عزیز را مورد بخشایش ِ حق و محافظت نورانی فرشتگان ربانی و اساتید باطنی قرار دهد ؛ جانداران را محافظت کرده و عوامل این دگرگونی ِ ناخوشایند را در دم به هارمونی زیستنی شفا یافته بدل نماید و این خشم را از راههایی مثبت و مهار شده با عشق الهی پوشش داده ترمیم نماید.
لایت ورکران عزیز این می تواند موعدی باشد که هر آنچه را در سر می پروراندید تا زمانی برای شفای زمین و دعای نیک در حق مخلوقات خداوند روا دارید به مرحله ی اجرا گذاریدش و طلب خیری آنی و شفا بخشی ای نورانی را روانه ی حال ِ جهانیان نمایید . 
طبق خبر و پیش بینی های هواشناسی و ناسا ، این ماجرا تا چند روز ِ دیگر نیز ادامه خواهد داشت پس ظرف این چند روز هر زمان که به این پست برخوردید هنوز برای دعا کردن و نور فرستادن وقت باقیست.
خیر بدرقه ی راهمان باد
جویا



دروود جویا ی عزیز

ممنون بابت مطلب و احساس و عواطفتون.
عرض من این هست که از کجا میدونید که این قبیل حوداث طبیعی مثل گردباد و صاعقه و زلزله و امثالهم که در ظاهر خشم خوفناک زمین و پروردگار زمین رو نشون میشده، در اصل واقعا خوفناک و منفی باشه؟!
اینکه بگیم خشم زمین "علیه" ساکنان زمین   یا خشم آسمان "علیه" ساکنان آن،  یه کم قضاوت دردناکی نیست؟

اگر  این قضاوت درست باشه، پس باید پدری که  محکم روی دست بچه ی کوچکش میزنه  بخاطر اینکه اون بچه از سر جهالت میخواد دست به آتیش بزنه رو هم باید خشم پدر علیه فرزند بدونیم.!

اما میشه طور دیگه قضاوت کرد.بگوییم خشم مثبت زمین برای تلنگر زدن به ساکنان آن!

پس اگر این قضاوت درست تر باشه، نباید از زمین بخوایم که این خشم مثبت (دقیقا تعبیر به فداکاری و مهربانی خالق زمین از سر رفاقت و دوستی) رو خاموش کنه. بلکه باید دعایی برای اهل زمین کنیم.

این احساس وظیفه ی متقابل زمین به ما، جهت هشدار و بیدار کردن ما، ارزشمند تر از آن هست که زمین در برابر ما بی تفاوت باشه و فقط نظاره گره اشتباهات و تباهی های ما باشه.




پاینده باشید
 سپاس شده توسط jafar ، bashar ، chakavak3
#4
با سلام،
فرزام جان لطفا به قوانین سایت توجه کنید. هر گونه بحث، نقل قول و ... که به نوعی مذهبی و اعتقادی باشد در انجمن ممنوع است؛ اینبار فقط موارد خلاف قوانین رو از پستتون حذف کردم. اما یادآوری میکنم که بی توجهی به قوانین سایت و نقض اونها، ضمن حذف پست، دریافت اخطار رو هم در پی داره.
ممنون از همکاریتون
تو کنارم هستی ای حضور تابناک و من آسوده ام، آرامم و خاموش


 سپاس شده توسط bashar ، Farzam.s ، jafar ، خداپرست ، chakavak3
#5
درود
farzam.s عزیز
ابتدا عرض کنم در حال حاضر علم روانشناسی تربیتی ثابت کرده است که زدن کودک به هرنوعی اشتباه میباشد، جسارتا این رو بخاطر مثال پدری که آوردید عرض میکنم که زدن تربیت محسوب نمیشه.

از طرفی بنده هم با فرمایش استاد عزیز جویا موافقم، که واقعی که در حال اتفاق از ناخشنودی زمین( مادر هستی ) نشات گرفته، چرا که ما انسانها برای لذت بردن و نیازهای نفسانی خودمون از مافیای گوشت و البسه... میخواهیم که حیوانات رو در شرایط زجر آور پروش داده، کشته و برلی ما آماده سازی کنند، زمینها و جنگلها رو تخریب کنند تا برای دامها غذا تهییه کنند یا برای ما امکانات لذت...
بدون شک این رفتارهای غیر انسانی باعث نارضایتی زمین که مادر و ریشه وجودی و دلسوز این عوامل هستند میشه و به نوعی این نارحتیها به خود انسانها بر میگرده
با آرزوی رشد و تعالی برای همه ما
 سپاس شده توسط bashar ، Farzam.s ، جویا ، jafar ، خداپرست ، chakavak3
#6
با درود
دوستان نظرات جالب و به جایی داشتند و من فقط میخوام یک مورد رو بگم اون هم اینکه مثال شرایط کنونی زمین مثال معروف هر چه کنی، به خود کنی. گر همه نیک و بد کنی است...
متاسفانه نوع بشر فراموش کرده که ما ساکنین این سیاره در هر کجا هر عملی انجام بدیم به خودمون باز میگرده چون همه سرنشینان یک کشتی هستیم اما انگار همه کور و کر شده ایم و خودخواهی ما ممکنه به زودی زمین رو نابود کنه چون گرمایش زمین، نازک شدن لایه اوزون، زلزله، سیل سونامی و ... همه و همه ناشی از رفتارهای اشتباه ماست که در طی سالهای اخیر بیشتر و بیشتر باعث تخریب طبیعت هم شده ایم اون هم با وجود آگاهی مون از صدماتی که زده و میزنیم اما همچنان میگوییم من جای خودم را سوراخ میکنم به دیگران چه...
سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم ، شوقم ، شرارم ، چیستم
دیدمش  امروز  و دانستم  کنون
او به جز من ،من به جز او نیستم
مولانا
 سپاس شده توسط Reza809 ، Farzam.s ، جویا ، jafar ، سنجاقک ، خداپرست ، chakavak3
#7
درووود مجدد

ممنونم بابت نظر هر دو عزیز Heart ‌ که من رو خوشبختانه به شک در مورد افکارم انداخت.


اینکه زمین از ما بخاطر تباه کردن سرمایه هاش،ناخشنود باشه "ممکنه" صحت داشته باشه (که بازم مخالفم. چرا که منبع عشق و مهربانی، نمیشه که در خودش تضاد رو هم پرورش داده باشه)
خوبی ها و بدی های ما توو دنیا نسبیه. نسبت به خوبی، بدی هم تعریف میشه.
اما عشق زمین،نسبی نیست.پس خشمی هم در کار نیست. چرا که وجود تضاد ،محاله.

پس میخوام نتیجه بگیرم که خشونت زمین ( کلمات هم نسبی هستند) خشونت منفی ای نیست،بلکه فقط یه تلنگره. اگر هم این رفتار مثبت، چیزی رو از انسان بگیره،قطعا جای دیگه و توو مراحل مختلف زندگیش، این سرمایه هایی که ازش گرفته رو مجدد به نحو دیگه پس میده ( اگر توو جریان زلزله ای ، خانه ای خراب بشه، زمین بعد از اینکه هشدارش رو به  ساکنانش داد، مجدد اون خانه ی ویران شده رو به نحو دیگه ای به صاحبش برمیگردونه).


و باز هم نارضایتیه زمین در مورد شیوه ی رفتاریه غلطه ساکنان ،به نظرم نباید معنایی داشته باشه. نمیشه خصایل انسانی رو به منابع عظیم،نسبت داد.
اینطور که من میفهمم، نباید زمین رو یک موجود زنده در نظر گرفت که مثل ما خصایل نسبی داشته باشه (نارضایتی، رضایت، خشونت،مهربانی و.... ).
بلکه اگر واقعا معتقد باشیم که تمام هستی برپایه ی عشق بنا شده، (البته باز هم اون عشق نسبی که بشر درک میکنه!) پس نسبت دادن صفات دیگه به زمین اشتباهه.

در یه صورت میشه خصلتی رو به طور نسبی به زمین نسبت داد. اون هم اینکه بگیم زمین بواسطه ی عشقش، ناراضیه! بواسطه ی عشقش به بشر،  از مسائلی ناراضیه!

که باز هم  در این حالت ، اون خشمی که جویای عزیز گفتن، اصلا از زمین بعیده.

اینکه در مورد هر موضوعی، بخوایم خصلت هایی که فقط قابل درک انسان هست رو نسبت بدیم،تا بتونیم اون موضوع و پدیده رو درک کنیم، خلاف حق و نابجاست (مثل اینکه بگیم خدا میبینه و میشنوه). بله توو کتب بیان شده که خدا (یا هرچیزی در مقام خدایی ) میبینه و میشنوه.اما نه این دیدن و نه این شنیدنه نسبی که ما ازش درکی داریم.

بشر جان،دقیقا حرفتون درسته .هرچه کنی به "خود" کنی.     
پس زمین رو از کرده ی ساکنانش ،تاثیری نیست. 
تنها تاثیرات  ظاهری (مثل خرابی های لایه اوزون و منابع طبیعی و ....)  وجود داره که مشکل ساز برای خوده ساکنانه. (چون خود ساکنان کردند)
و باز هم زمین را تاثیری نیست!  

و باز هم تکرار حرفم. این ناراضیتی از روی عشقِ زمین ، فقط تلنگر برای ماست و در اصل خشونتی از جانب زمین در کار نیست.(انسان نیست که با عوامل بیرونی بخواد واکنش احساسی نشون بده)


سپاس
 سپاس شده توسط Reza809 ، jafar ، bashar ، chakavak3
#8
رخ دادن این جورحوادث توکره زمین یه امر طبیعی هست که البته بادخالت هاودستکاری های ما انسان ها بیشتر ومخرب ترهم میشن .اما همیشه این اتفاقات فقط برای تلنگرزدن وتنبیه نیستند وهمون طورکه خداوند فرمودندفوایدی روهم دربردارن که ماازهمه اونا آگاه نیستیم وفقط جنبه های منفی شون رومیبینیم .امااگه کمی دقت کنیم فواید شون روهم میتونم تشخیص بدیم.
 سپاس شده توسط jafar ، bashar ، Farzam.s ، chakavak3 ، جویا
#9
با سلام
ضمن تشکر از رضای عزیز که لطفشون رو در کلام شامل ِ حال ِ من کردن، اما یدک کشیدن نام استاد بسیار بالاتر از اونه که بتونه بشه به راحتی قبولش کرد، چراکه با پذیرفتن این نام کوهی از مسئولیت و از خودگذشتگی رو باید پذیرفت که من خود رو هم اکنون ازش معاف می بینم . و با تشکر از دوستان که جوابهایی زیبا به فرزام عزیز دادن تا بیشتر با بازیهای ذهنی اخت بشن.

فرزام جان این بسیار عالیست که قدرت داشته باشیم تا تردیدها و شکهای وجودمون رو بیان و ابراز کنیم چراکه در غیر اینصورت هیچگاه با جوابهای حقیقی روبرو نمی شیم و این فرصت رو از خودمون می گیریم که به سمت ِ رشد ِ برتر به جلو بریم، پس اغلب اوقات " تردید" سلاحی برنّده و اولیه برای " تفهیم شدن" به حساب میاد، اما شرطی مهم برای مفید شمردنِ تردیدها وجود داره و اون اینه که ما به خودمون اجازه بدیم این تردیدها رو پس از دیدن و ابراز کردن، با باز بودن ِ قلوبمون بر روی دریافت و آگاهی ِ نورانی به پذیرش ِ یقینی صحیح مبدل کنیم .
اگر ذهن ِ مجادله گر و دغل بازمان رو نشناسیم ( که به کلامی دیگر درباره ی همون نفسمون هم داریم صحبت می کنیم)، همواره به جای ِ دیدن ِ حقیقت با نقابهای زیبایی که برامون به چهره اش زده، می تونه بارها و بارها از راههایی که می دونه، مغلوبمون کنه تا به بازیهایِ اثباتیِ " دیدی چیزی که گفتم درست بود " ما رو بکشونه و مرتبا از وادی درست اندیشیها ، راهمون رو با تکیه بر الفاظی نامفهوم پرت کنه و به کوره راه ِ نادرستها، حواس پرتی ها، و جدا افتادن از واقعیات ِ کلیدی بکشونه،
بازیهایی که هیچگاه پایانی براش نمی شه متصور شد تا زمانی که به اراده ی خود بهش فرمان ِ توقف بدیم و به جد بهش بگیم " تمومش کن، و بر روی پذیرش ِ حقیقت و آگاهی نورانی و برتر بدون قضاوت فقط باز باش ".
 
مقدمه چینی های بالا رو کردم که بدونیم تمایز بین ِ من و شما در طریقه ی خوندن ِ دست ِ ذهنمونه و مسلط شدن به ترفندهای اون برای گمراه کردنمون از واقعیاتها، نه اثبات ِ بودن ِ من به عنوان جویا، یا رد ِ وجود ِ فرزام به عنوان سوال کننده.

بین باورهای من و شما فرزام عزیز، تفاوتهایی وجود داره ، هم در مفهوم ِ " خشم" و هم در به فعلیت رسوندن و نحوه ی ترمیم ِ این خشم. از نظر من ِ نوعی، حتی خداوند هم " برانگیخته شدن" ، " به لرزه درآمدن ِ عرشش" ، " قهر نمودن" ، "جزا رساندن" و " فوران کردن ِ داغ ِ بر دل نهاده اش" را داراست چه برسد به زمین. اگر این برداشت غلط می نمود من و شما که ذره ای از اوییم ، اصلا به وجود ِ چنین ادراکات و احساساتی دست نمی یافتیم ( خداوند تمامی آنچه هست و نیست است را شامل می شود حتی اگر چیزی از عدم ِ حضور ِ موجودیت و مفهومی نشات گرفته باشد؛ مانند واژه ی "ظلم " که از عدم ِ حضور ِ "عدل" نشات گرفته است که البته این نام گذاری ها و تفرقه ی بیانی انداختها ابزاری برای بکارگیری ِ فن ِ سفسطه است که ما را با بحث ِ زمینیان درباره ی علوم منطق ، کاری نیست چون خود حدیثی دیگر است)؛ اما اینکه " آیا یک منبع ِ خیر میتواند " خشم " را از خود نشان دهد "، می تواند سوال ِ اصلی ما باشد، که جوابی به غایت محکم دارد : بلی ، می تواند، آنهم با قابلیت ِ صد در صد.

باور ِ دیگری که به مغز و ذهنم حالی شده و با ذهنیات ِ شما متفاوت است اینست که در امور متافیزیکی به کار بردن ِ لفظ ِ " محال" ، محال است ! ؛ یعنی اینکه امری متافیزیکی از قانون محال تبعیت نمی کند و اساسا طرح ِ ذهنی و بیان ِ فیزیکی و منطقی از دامنه ی معجزات یا کن فیکونهای الهی و عوالم ِ متافیزیکی مجزاست و نمی توان بر حضور یا عدم ِ حضور ِ مفهومی ماورایی، با قطعیتی محکم از کلمه ی محال استفاده کرد پس به کارگیری ِ کلمه ی " محال " و ناممکن ، حکمی نادرست در این عرصه است مگر اینکه به منبع ِ آگاهی متصل شویم و قطعیتی را بیان داریم که مشخصا از ذهن ِ زمینی چنین اطمینانی بعید است که برآید.

هر چند در جاهایی که به نفع ِ ذهنتان بوده از " جان داشتن ِ زمین ِ مادر " استقبال کرده اما از آنجایی که افکار ِ خام را بی صبرانه فقط بروز می دهد، برای اثبات ِ وجود ِ خود، در جایی از پستتان اشاره کرده که کلا زمین را به عنوان ِ پدیده ای "بی جان" می بینید؛ که از خوش اقبالی می توانید بر سر ِ ذهنتان چنین سوار شوید که : در عرصه ی دنیای متافیزیک یاد می گیریم که سنگ و خاک و زمین و هوا و ... همه دارای شوری الهی هستند که انسان در بعد ِ زمینیش، نمی تواند که ، این جان و شعور را درک کند و با آنها همسو و هم جهت، همراز و هم فکر شود.

مورد دیگر تفاوت، بین یافته های ذهنی شما و من این است که تعاریف ِ من از " نسبی بودن ِ بد و خوب" فرسنگها با تعبیر ِ ذهن ِ شما فاصله دارد.
برای روشن شدن منظورم مثالی را عرض می کنم:
به فرض عمل ِ قتل عام را درنظر بگیرید؛ من بر این باورم که اگر شخصی دست به کشتار ِ دسته جمعی اعم از زن و مرد و کودک و جوان بزند، بدون ِ هیچ چون و چرایی خبط کرده ، به بدی کشیده شده و اشتباهی زیان بار را باعث گردیده ، نه شکی در این گفته دارم و نه آن را به نسبی بودن یا بازی با کلمات ِ سفسطه آمیز می کشانم؛ حکم ِ من بر اساس باورهایم این است که این فرد بدی کرده، تمام.
اما این حقیقت را نیز نادیده نمی گیرم که آن فرد بر اساس ِ شرایط ِ محیطی ِ خود، و خصلتها و اندوخته های ذهنی و احساسیش، و همچنین تجربه هایی که باید می آموخته چنین نتیجه ی وخیم و دردناکی را باعث شده. خشم و کینه، ناآگاهی و عدم ِ به کارگیری ی شعور ِ فطرتی و ذاتی ِ نورانی را بر خود بستن، باعث گردیده که تصمیمی در او، منجر به وقوع ِ فاجعه ای گردد که حتی اگر با اشد ِ مجازات بتوان او را محکوم به پس دادن ِ تقاص ِ زمینیانش کرد، همواره روحش می تواند شامل ِ بخشایش و رحمتِ منشا عشق بی قید و شرط ِ الهی قرار گیرد، پس به خود اجازه نمی دهم که با دانستن ِ اینکه این فرد ، فعلی وحشتناک را به بار آورده، او را از داشتن ِ امکان ِ بخشیده شدن توسط روح ِ الهی و تسکین ِ عمیق ِ جراحت ِبه بار آمده از کینه و خشم ِ درونیش ، جدا افتاده از طالب بودن ِ رحمت ِ حق ببینم، چراکه با کفشهای او راه نرفته ام تا بدانم از کجا به کجا، و با چه کیفیت و داشته ها و نداشته هایی به اینجا رسیده که چشمش را ببندد و دل و ایمان و عقلش را برایِ کشتن ِ جمعی هم دست کند؛
که شاید اگر با شرایط و روحیات و درسهای زندگی ِ او روبرو بودم از آنی که او کرد بدتر نیز می کردم!
 
و خدا را شاکرم که این را با تمام وجود فهمیده ام زمانی که ترسیدی، زمانی که دلت پر از درد بود از ناروایی هایی که در حقت روا شده ، و زمانی که قلبی مجروح داری از نادیده شدنها، نیاز به دیدن و فهمیده شدن دردیهایت را داری، اینکه کسی به تو بگوید تو را می فهمم که مجبور به بروز ِ خشمی شدی که کن فیکونی به بار آوردی، می دانم که بر دلت دردی عظیم است حتی اگر این خشم آنچنان پرده ای بر درکت مستور کرده باشد که تمامی آگاهی و رحمت ِ خداوند را در لحظه ای بخصوص نتوانی مهار کنی و ....، ، تنها التیام بر چنین وضعتی می تواند باشد و این ترمیمیست بر ریش و زخم ِ دلی پاره پاره که به عنوان تسکین دهنده و شوینده ی کدورتها و زخمهای درونت تطهیرت کند؛ شنیده شدن فارغ از قضاوتها، فارغ از خشمها و قهرهای ظاهری ای که از خود بروز می دهی، اینکه طلبیده شوی تا به تو ، خود ِ تو و درون و برون ِ آشفته ات توجه شود نه به گذشته ، حال یا آینده ای غلط که از خود به تصویر کشیده ای.
 
و از طرفی دیگر باز این باور ِ منست که اظهار ِ بخشش و باز بودن بر روی فهم ِ مسئول بودن در قبال ِ پریدن ِ هر پشه ای و تکان خوردن یا نخوردن ِ هر مخلوقی، و قبول ِ این مسئولیت و شانه خالی نکردن از زیر ِ این بار ِ گران ، راهگشای نهایی ِ حل ِ تمام ِ دردها و نقصانهاست؛ فارغ از اینکه ذهن ِ مجادله گر و مکارمان چه نامی بر روی این استفهام و ادراک بگذارد؛ چرا که حقیقت همواره حقیقت است آنهم بی کم و کاست، اگر خود را بر روی استفهامش باز بگذاریم و با چشم دل به پیشوازش رویم.
 
حال با داشتن این پیش زمینه ها به مهار ِ ذهن ِ خود دست بزنید و دوباره پست ِ اول را با قلبی گشوده بخوانید ، خواهید دید که قرار را چنان بیان کردیم که برای زمین ، جَوّش، و همچنین نوع ِ بشریت ، طلب ِ بخشش و تمنای ِ آگاهی برای رفع ِ کاستی هایمان کرده باشیم و با عشق بر دردهایمان دوا سازیم، نه چیزی بیش از این.
 
امید که همواره بر خواندن ِ دست ِ بازیهای ذهنیمان باز و گشوده باشیم
خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط jafar ، bashar ، Farzam.s ، سنجاقک ، خداپرست ، dadan ، Reza809 ، chakavak3
#10
درووود جویای عزیزم


بی نهات سپاس بابت محبت و وقتی که برای تفهمیم بنده، گذاشتید. 

نمیخواستم بیشتر مسئله رو ادامه بدم،  چرا که جواب سوالهامو تووو جواب شما و سایر دوستان گرفتم، اما حقیقتا فقط یک مطلب  باید مجدد عرض کنم چرا که بخاطر بیانِ پر از اِشکال من، چند چیز براتون سوء برداشت شده و بازگو نکردنش برای من  دردناک تر.
و اون هم اینکه بنده زمین رو بی جان نمیدونم. عرضم این بوده که نباید اون رو مثل موجود زنده ای مانند انسان همراه با خصایل مشابه در نظر گرفت.وگرنه اینکه تمام کائنات زنده و استوار و شاهد و ناظر و حاضر هستند، هیچ شکی برای هیچ عقل سلیمی نیست (مگر اینکه دیوانگان انکار کنند Smile ) .


بازهم سپاس و نهایت تشکر و امتنان از راهنمایی های حضرتعالی ، رضای عزیز و بشر جان

پاینده و شاداب باشید
 سپاس شده توسط جویا ، jafar ، bashar ، dadan ، یکتا ، Reza809 ، chakavak3


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان