امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار عرفانی و مشاعره
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
 وین حرف معما نه تو خوانی و نه من 
هست از پس پرده گفتگوی من و تو 
چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
 سپاس شده توسط Reza809 ، یکتا ، bashar ، farda123 ، سنجاقک ، السا ، ayat ، رها66 ، جویا
جمله بی قراریت از طلب قرار توست ***طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
 سپاس شده توسط bashar ، سنجاقک ، farda123 ، السا ، ayat ، رها66
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
و فكر نكن كه ميتواني مسير عشق را تغيير دهي...چرا كه عشق اگر تو را شايسته يابد ،مسير تو را جهت ميدهد
 سپاس شده توسط bashar ، farda123 ، ayat ، amirkalate ، رها66 ، جویا ، Orkideh
نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
 سپاس شده توسط farda123 ، bashar ، ayat ، جویا ، Orkideh
اگر عالم همه عیدست و عشرت
                                                     برو عالم شما را یار ما را
بیا ای عید اکبر شمس تبریز
                                                بدست این و آن مگذار ما را

(مولانا)
تو کنارم هستی ای حضور تابناک و من آسوده ام، آرامم و خاموش


 سپاس شده توسط ayat ، جویا ، alizobeidi ، bashar ، Orkideh ، یکتا ، خداپرست ، dadan ، amirkalate ، السا
این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود 
من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود 
باشد که به عشقش برسد هیچ نگفتم 
یک عمر در این سینه غمش راز مگو بود 
من روی خوش زندگی ام را که ندیدم
هر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بود
عمر کم و بی همدم و غرق غم و بی تو 
چاقوی نداری همه دم زیر گلو بود 
من زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوش
که زیر سرش نرم شبیه پر قو بود
و فكر نكن كه ميتواني مسير عشق را تغيير دهي...چرا كه عشق اگر تو را شايسته يابد ،مسير تو را جهت ميدهد
 سپاس شده توسط bashar ، یکتا
ای دوست ببین با من دیوانه چه کردی.......
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود.....
 سپاس شده توسط bashar
خمیده پشت از آن دارند پیران جهاندیده
که اندر خاک می جویند ایام جوانی را.....
 سپاس شده توسط bashar
در گلستان جهان جز گلبن رویت نبود....


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان