امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
I AM
#1
.........
چیزی غیر عادی برای من اتفاق افتاده است
که باعث شده من اولویت هایم را بررسی کنم
و یک چرخش تیز به قلمرویی ناشناخته کنم
یک دست شکسته و یک ضربه تند و محکم مغزی که بسیار جدی بودند
 
وقتی که سندروم ضربه مغزی من بیشتر میشد
ممکن بود علائم سندروم برای ماهها ، سالها و یا همیشه باقی بمانند
 
هنگامی که یک آسیب اتفاق می افتد،
معمولا با تجربه ی افسردگی همراه است
به دنبال این افسردگی
گرایش به خودکشی بوجود می آید
 
علائم من بسیار سنگین و وحشتناک بودند.
حساسیت زیاد به نور و صدا
نوسانات شدید خلق و خوی
و یک زنگ ثابت در سرم که نمیخواست هرگز من را رها کند
 
طب سنتی کمک نمی کرد،
بنابراین من به درمانهای جایگزین روی آوردم
مانند بیوفیدیک و اکسیژن تحت فشار
درمان در حال پیشرفت
اما حقیقت بی رحمانه میگفت
به نظر میرسد هیچ چیز کمک نمیکند
 
بعد از ماهها، من فقط میتونم شکنجه رو تعریف میکنم
من به مرگ خوش آمد میگفتم
من هیچ تمایلی به خودکشی نداشتم
مانند بسیاری از بیماران پس از ضربه مغزی.
اما حقیقت این بود که
من دیگه تمام شده بودم
مواجه شدن با مرگ احتمالی خودم ، چشم اندازی روشن از حال و هدفم را موجب شد
 
من از خودم پرسیدم اگر من واقعا بمیرم
قبل از اینکه بخوام برم چی دارم بگم؟
بسیار ساده و روشن
من میخواستم بگم به مردم چیزی رو که یاد گرفته بودم
و آنچه آموختم این بود که جهانی که در آن زندگی کردم، دروغ بود
 
بازی که من در آن برنده شده بودم و فکر میکردم جهان را بهبود میبخشد
در واقع آنرا خراب کرده بودم .................
 
بعد از ماهها انزوا
بدون ملاقات کننده ها
بدون هیچ ارتباطی با جهان بیرون
ناگهان، به طور غیر منتظره
موقعیت علائم صدمه مغزی من شروع به عقب نشینی کردند
به محض این که بهبود پیدا کردم،و برای تحمل سفر تایید شدم
تصمیم گرفتم یک دوربین بگیرم و با یک گروه چهارنفره فیلم سازی
سفرم را شروع کنم
برای پیدا کردن کسانی که در پاسخ زندگیم به من کمک کنند
برای سعی بیشتر
برای فهمیدن
و شروع یک بحث درباره دو سوال نادر و چالشی :
در جهان ما چه چیز اشتباه است؟
و ما چه کاری میتوانیم انجام دهیم؟
.....
 
پس از ۱۱ سپتامبر تمرکز بیشتری بر این بود:
برو بیرون و خرید کن
من فکر می کنم یکی از اصلیترین پیامهای بازارهای آمریکایی
این است که ثروت و خوشبختی مترادف یکدیگر هستند
اگر شما خوشبختی می خواهید، باید ثروت داشته باشید
چیزهای زیادی بخرید و مالک چیزهای زیادی باشید
 
 
من همیشه برای خریدن چیزها پول کافی داشتم
وقتی که من کارم را شروع کردم مثل بیشتر هنرمندان، مشکلاتی داشتم
ولی در نهایت، شانس ساختن فیلمی را پیدا کردم
 
با کسی که در آن زمان بسیار مشهور بود.
و دنیای من در عرض یک شب تغییر کرد.
و یه جورایی شروع کردم به خریدن
در ابتدا، یک خونه کوچک ۷۰۰۰متری در بورلی هیلز خریدم
با استخر شنا، همیشه پر از ستاره های سینما
 
فیلم های پرفروش بیشتری ساختم.
خانهء بزرگتر و وسایل بیشتری خریدم
همه جا با پرواز شخصی می رفتم، مسافرت زیاد می کردم
و به دنبال املاک بیشتری بودم
 
اما وقتی به اولین خانه ام در بورلی هیلز رفتم،
اتفاق عجیبی برایم افتاد که تمام ذوق و هیجانم را از بین برد
من تنها در راهروی ورودی خانه ایستاده بودم
در حالیکه همه رفته بودند
و من با یک احساس خیلی واضح و عجیب درگیر بودم
دیگه خوشحال نبودم
من آنجا ایستاده بودم در خانه ای که
فرهنگ من به من یاد داده بود که این معیار یک زندگی خوب است
که این بطور واضحی من را خوشحالتر نکرده بود
 
 
ایده اصلی، درباره ارتباط ما با بقیه چیزها
 
پایه راست و دروغ در فرهنگ ماست
حقیقت اینکه اگر تو، تنها و لخت و سرما زده، شبی بارانی در جنگل باشی
خوشحال نیستی
درسته؟
ما همه با این موضوع موافقیم
و اگه کسی درب را باز کند
و بگوید،بیا داخل و بنشین کنار آتش
اینجا لباس هست، بپوش
پتو ، جای خواب و یه کاسه سوپ هم هست
ناگهان ناراحتی شما به خوشحالی تبدیل میشود
با چیزهای خیلی کم
اما چیزهایی که این تغییر را ایجاد می کنند
درست شبیه این ... بنابراین این حقیقت است
 
و اما دروغ اینه که اگر این مقدار شما را خوشحال میکند،
ده برابر این، ده برابر شما را بیشتر خوشحال میکند.
صد برابر چیزهای بیشتر، صد برابر خوشحالی بیشتر
هزار برابر چیزهای بیشتر، هزار برابر خوشحالی بیشتر
 
پس بیل گیتز دائما خوشحال است
این یک مشکل ذهنی است
چونکه، شما راست میگی این حقیقت نیست.
حقیقت اینه که اگر شما دو بیلیون داشته باشی بجای یک بیلیون
 
شما دو برابر خوشحال نیستی
مردم ترغیب شده اند که انباشته کنند و انباشته کنند و .. انباشته کنند
بدون پرسیدن این سوال که:
آیا این مرا خوشحال خواهد کرد یا نه؟
 
من فهمیدم که بسیاری از مردم خوشحال نیستند
اگرچه به نظر می رسد همه چیز دارند
اگرچه به نظر میاد که آن رویای آمریکایی را زندگی می کنند
 
حقیقت اینه که ثروت خود به تنهایی رضایتی را که شما انتظار دارید
به شما نمی دهد
 
رومی می گوید:
به چیزی که می خواهی، شک داشته باش
این در فرهنگ مصرف گرایی بسیار مخرب است
 
ما نیاز داریم که خواسته هایمان را افزایش دهیم تا بیشتر لذت ببریم
 
اما او میگوید:
وقتی برای دیگری چاه می کنی، خودت در آن می افتی
اگر برای چیزی که میخواهی توطئه کنی اسیر و زندانی می شوی
 
 
 
اگر من بدنبال شکار آهو بروم،
به خود می آیم در حالی که شکار گراز شده ام (شعر)
....
 
مردم نمی دانند، اما در سال =14.0pt۱۸۷۱
داروین اولین کتابش را درباره طبیعت انسان نوشت
و در آن گفته که وقتی به تکامل انسان به عنوان یک گونه نگاه میکنیم
ما سریع نیستیم، قوی نیستیم، دندانهای بلند نداریم
و عضله های قوی نیاکان خود را نداریم
چیزی که ما داریم توانایی همکاری و مراقبت از یکدیگر است
 
او میگوید، همدردی قویترین غریزه در طبیعت انسان است
و متاسفانه، در طول تاریخ، کسانی که داروین را به شهرت رساندند
این بخش از گفته های داروین را نادیده گرفتند
 
دلایل واقعا منطقی وجود دارد
دلایل عمیق مربوط به بقا و تولید مثل
که چرا ما تکامل یافته ایم
که با یکدیگر خوب باشیم
یک انسان انفرادی بودن غیرممکن است
 
شما به دنیا می آیید به دلیل
اجتماعی که بین دو نفر ایجاد میشود
 
من نمیدانم چطور مثل یک انسان حرف بزنم
چطور مثل یک انسان باشم
چطور مثل یک انسان راه بروم
من مجبورم اینها را از دیگر افراد یاد بگیرم
بنابراین من بطور کامل وابسته به دیگر انسانها هستم
برای تبدیل شدن به یک انسان
 
بنابراین حقیقت، بله،
حقیقت اینکه ما کی هستیم اینست که ما هستیم ( وجود داریم )
زیرا ما تعلق داریم
ما تنها موجوداتی حریص نیستیم
اگر ما هیچ گونه احساس اجتماعی نداشتیم
نسل بشر هرگز باقی نمی ماند
و این چیزیست که در ما تعبیه شده است
 
 
تمامی اشعار مولانا به قصد بازگشایی قلب گفته شده اند
و این به چه معناست؟
او می گوید: چیزی که به گل سرخ گفته شد تا باز شود
اینجا در قلب من به من گفته شده
....
کد پی‌اچ‌پی:
http://www.mediafire.com/file/f12z9dw5r01v2ay/I-Am-2010.rar 
همواره در نور و برکت باشید
 سپاس شده توسط bashar ، farda123 ، amir123 ، dadan ، amirkalate ، Farzam.s ، ahmadreza ، amirmasumi ، رزم آور نور


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان