امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آشنائی با طب سنتی ایران Traditinal Iranian Medicine
#11
با سلام دوباره به شما خوبان همچنین مدیریت محترم ماهاچیتا باهوروچی Heart
در ادامه مطالب بالا به مورد حجامت میرسیم که بنده با جمع اوری چندین مقاله و طبقه بندی آنها به شکلی که در زیر خواهید دید اقدام به گرداوری بهترین و معتبر ترین مطالبی که این حقیر برای شفاف سازی پیرامون شناخت مسئله حجامت بنظرم میرسید خدمتتون ارائه دادم ، که در مقاله چکیده ای از فلسفه حجامت ، تعریف حجامت، پیدایش حجامت ، حجامت در طب دینی و حجامت در نظر پزشکان غربی و چندین مورد از بیماریهایی که با حجامت درمان خواهند شد ارائه داده شده . امیدوارم برای شما بزرگان مفید واقع شود Heart

تقدیم به شما Heart :

1.حجامت چيست :

حجامت در زبان فارسی به معنای " مداوا " ترجمه شده و در اصطلاح به معنای " ایجادحجم " است.
بدین صورت که در نقطه ای از بدن بادکش و تورم ثابتی را ایجاد می کنند. تعداد و مکان آن وابسته به هدف درمانگر و نوع بیماری فرد می باشد. حجامت سابقه تاریخی چند هزار ساله دارد. در قسمت هایی از اهرام مصر نقوشی از وسائل مورد نیاز حجامت و روش اجرای آن کشف شده اند که موید قدمت تاریخی این روش درمانی اند. انجام آن محدود به ایران نبوده و در تمدن های بزرگ زمانهای قدیم چون هند، چین، یونان و مصر از این روش درمانی استفاده شده است .
بطور کلی می توان انواع حجامت را به دو دسته کلی تقسیم کرد.
" حجامت خشک " و " حجامت تر" .
در دسته اول در مناطق گوناگونی از بدن با ایجاد فشار منفی، تورم ایجاد می کنند. در دسته دوم به دنبال آن تورم، بر منطقه مورد نظر تیغ زده می شود در توجیح استفاده از این روش لازم است بدانیم طبیبان قدیم ما با چه بینشی به بدن و عملکرد آن می نگریستند. آنها معتقد بودند که : سه مرحله هضم برای غذا وجود دارد. مرحله معدی، کبدی و هضم درون بافتها . حاصل هضم ایجاد چهار نوع خلط تحت عنوان "خون ، بلغم، صفرا و سودا " در بدن است. این اخلاط خود انواع گوناگونی دارند و می توانند در مراحل گوناگون به اخلاط فاسده ای تبدیل گردند که هر کدام منشاء بیماریهای خاص خود هستند . طبیبان برای خروج اخلاط فاسده ای که مسبب بیماری بوده اند، از روشهای گوناگونی استفاده می کردند.
از جمله آنها می توان به خونگیری به روشهای گوناگونی چون انواع " فصد" و " حجامت تر " اشاره کرد.
شاید مناسب باشد برای درک بهتر، مسئله روش تصفیه آب در قدیم را تشریح کنیم . در آن زمان برای تصفیه آب حوضچه هایشان، کف آنها را چاهکی می زدند و بروی آن کوزه ای وارونه می گذاشتند و برای تثبیت کوزه روی آنرا با آجری می پوشاندند. پس ازمدتی درکوزه زیرآب گذاشته می شد وآنرا ازدرون آب بیرون می آوردند. نتیجه این عمل، تجمع تمام کثافات آب، درون کوزه بود. گفته شد حجامت دو نوع است و با اهداف گوناگونی چون درمان و پیشگیری انجام می شود. بد نیست در ذکر آنها از سخنان حکیم بوعلی سینا مدد جوئیم .
" حجامت بدون تیغ زدن بر پوست می تواند به منظورهای مختلفی انجام شود:
1-انتقال دادن ورم از اندام با ارزش تر به اندام بی ارزشی که در جوار آن قرار دارد .
2-گرم کردن اندام و کشاندن خون به سوی آن .
3-بازگرداندن اندامی که از جای خود کنار گرفته است مانند فتق، بیضه و دررفتگی مفصل . 4-آرامش درد و برطرف کردن قولنج های سخت .
حجامت همراه با تیغ زدن سه فایده دارد :
1-مواد را از همان اندام که زیر حجامت است بیرون می آورد .
2-نمی گذارد گوهر روان مایعات حیاتی که همراه تخلیه اخلاط در روشهای خونگیری چون فصد بیرون می آیند، خارج شوند و آنها را در جای خود باقی می گذارد . 3
-اندامهای اصلی را از تخلیه دور می دارد ." بر حجامت فواید بسیار زیاد دیگری مترتب است که در سایر منابع طب قدیم و تحقیقات زیادی که در حال حاضر در سرتاسر دنیا بر روی آن صورت گرفته ذکر گردیده اند. بایستی با روح خود آشنا شده ، سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم . * فیثاغورث*

حجامت از نظر لغوی یعنی حجم دادن و برخی ریشه آن را از هجمه (هجوم ) آورده اند. حجامت رفتاری است که طی آن، پس از ایجاد مکش (بادکش) در ناحیه بین دو کتف (روی مهره T1-T3) و برجسته شدن پوست (همان حجیم شدن یا هجوم خون به موضع) ، چند خراش سطحی و ظریف و گاها عمیق روی پوست ایجاد شده و مجددا با عمل مکش (بادکش) ، از موضع خراش ها، خون تخلیه می گردد. این عمل به ظاهر ساده اثرات متنوعی روی سیستم های بدن اعمال خواهد کرد که در ادامه بحث بدان خواهیم پرداخت . جرجانی پیرامون فلسفه حجامت می فرماید :
چون در هر شهر و هر فصل و هر ماهی از سالیان عمر فصد را نشاید، پیشینیان جهت دفع فضله خون حجامت را تدبیر نموده اند.

2. ردپای حجامت در طب دینی :

حجامت که یکی از سنت‌های موکد در دین اسلام است، روشی است که همواره پیشگیری و درمان بیماری‌ها مورد توجه پیامبر اکرم (ص) قرار داشت و ایشان خود حجامت می‌کردند و دیگران را نیز به این کار توصیه و تشویق کرده‌اند و به جرات می‌توان گفت که حجامت دستوری آسمانی است که در شب معراج به واسطه فرشتگان به پیامبر ابلاغ شد و هدیه‌ای است که ایشان از آن سفر روحانی برای امت خود به سوغات آورده‌اند چنانچه خوانده‌ایم در قسمتی از حدیث معراج چنین آمده است: «رسول خدا پس فرمود آنگاه به آسمان هفتم صعود کردیم و در آنجا به هیچ فرشته‌ای از فرشتگان عبور نکردیم مگر آنکه می‌گفتند ای محمد حجامت کن و به امتت بگو حجامت کنند»

و در حدیث دیگری می‌فرماید «جبرئیل آنچنان مرا به حجامت توصیه کرد که گمان کردم چاره‌ای از آن ندارم»

و امام صادق درباره آسمانی بودن حجامت فرمودند: پیامبر گرامی اسلام حجامت اخذ عین (دو رگ در طرف گردن) می‌کرد و سپس جرئیل از سوی خداوند تبارک و تعالی حجامت کاهل را آورد.

(کاهل همان محل اتصال گردن به کمر را گویند) و نیز فرمود که جبرئیل مسواک و خلال و حجامت را از آسمان آورد.

همچنین راجع به اینکه حجامت یکی از سنن و روش‌های درمانی همه پیامبران و اولیاء الهی است از قول پیامبر اسلام (ع) شنیده‌ایم که: «پنج چیز از سنت پیغمبران است: حیا و حلم و حجامت و مسواک و عطر زدن» و امام صادق (ع) در این باره می‌فرمایند: «از دوای پیغمبران است: حجامت کردن، نوره کشیدن و دوا را در دماغ چکانیدن»

فرزند ایشان حضرت موسی بن جعفر (ع) برای ما نقل کرده‌اند که «دوایی به حجامت کردن و خوردن عسل نمی‌رسد و از فرزند ایشان یعنی حضرت رضا (ع) این چنین رسیده است که «درمان‌ها بر چهار نوع است: حجامت، ضماد، قی و اصاله کردن»و این فرمایشات نیز از همان بزرگواران است که «حجامت دوای هر دردی است بجز مرگ» و «حجامت باعث بهبود گردش خون است» و «خوب عادتی است حجامت، چشم را جلا می‌دهد و بیماری‌ها را دفع می‌کند.» منابع و مآخذ: فرهنگ حجامت، امضاء – بحار الانوار

3.حجامت در درمان چه بيماريهايي به كار ميرود؟

در منابع طب اسلامي وطب سنتي، حجامت به عنوان يكي ازاركان مهم درمان ذكرگرديده است وبيماريهاي گوناگوني را درمان مي كند.و به صورت اختصاصي در منابع طب اسلامي به شكل پيشگيرانه درمان همه بيماريها شمرده شده است و در مورد بيماريهاي خاص درمان تمامي بيماريهاي ناشي از غلبه خون گفته شده است . تاكنون موسسه تحقيقات حجامت ايران و شعب مختلف آن طي پژوهشهاي مستمر بر روي بيش از پانصد هزار بيمار تعداد 157نوع بيماري را درمان نموده اند كه تعدادي از آنها به قرار زير ميباشد:

افزايش كلسترول و تري گليسيريد،ديابت غير وابسته به انسولين ،اوره بالا،فشار خون بالا و فشار خون پايين،غلظت خون بالا، زونا،ويارحاملگي، مسموميت غذايي ودارويي، سردرد ميگرني، كاهش رشد و كوتاهي قد، لاغري، تصلب شرايين، اعتياد به مواد مخدر، هيپرتيروئيدي، هيپوتيروئيدي، سنگيني سر، اسپاسم عضلاني، ضعف اندام ، واريس، كمردرد، آرتروزها، آكنه وبثورات پوستي، كهير، ريزش مو، آفت دهان، گرگرفتگي بدن،اپيستاكسي مكرر.

4. بهترین زمان برای انجام حجامت در اقلیم ایران! :

امام رضا علیه السلام :

هفتم حزیران را دریابید. اگر در هفتم موفق نشدید در چهاردهم حزیران حجامت کنید .

بهترین زمان برای حجامت:

بهترین زمان برای حجامت در موقعیت گرمسیری فصل تساوی شب و روز یعنی از پایان اسفند ماه و اول فروردين ماه است.

فصل شکوفایی برگ درختان زمانی که خلط خون در بدن انسان حرکت کرده است و از حالت غلظت زمستانی خارج شده است.

در موقعیت جغرافیایی سرد سیری این اتفاق دیر تر میافتد.

امام رضا علیه السلام با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی ایران حزیران را زمان حرکت خلط خون در بدن تعریف کرده اند و لذا هفتم این ماه را برای حجامت سالیانه توصیه فرموده اند. و تا چهاردهم ماه فرصتی را تعيین نموده اند که در صورت عدم موفقیت در هفتم حزیران حجامت تا چهاردهم انجام پذیرد. مسئولین انجمن طب سنتی ایران با توجه به منطق نقش حجامت در بدن انسان و فلسفه ای که امام رضا علیه السلام در نظر گرفته اند هفتم تا چهاردهم حزیران را هفته حجامت در ایران (و مردم دارای موقعیت جغرافیایی ایران ) اعلام کرده اند.

نکته : حزیران کی است ؟

ماه حزیران ماه نهم از ماه های رومی است که پس از ماه ایار است. در میان ماه های رومی چهار ماه را سی روز محاسبه می کنند که یکی از این چهار ماه حزیران می باشد. بهترین زمان برای حجامت بر اساس روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همین ماه رومی حزیران است.بر اساس تقویم نجومی آغاز حزیران تقريباً از روز هشتاد و چهارم نوروز محاسبه می شود.

اما درباره این که چه روزهایی در ماه حزیران برای حجامت اولویت دارند امام صادق علیه السلام فرمودند: در روز هفتم از ماه حزیران حجامت کن و اگر نتوانستی در روز چهاردهم.

در لغتنامه دهخدا نيز در مورد حزيران آمده است: حزيران نام ماه نهم است از سال رومیان كه اول آن مطابق با سیزدهم ژوئن استExclamation

تذکرExclamation:
لازم به ذکر است با توجه به موقعیت زمین، ماه و خورشيد در این ایام، تاثير حجامت برای انسان بیش از دیگر ایام می باشد و به این جهت انجام حجامت در این دوره سفارش می گردد لذا وجود اختلاف در روز شروع ماه حزیران و به تبع آن وجود اختلاف در مشخص نمودن روز هفتم و چهاردهم آن، خیلی مهم نبوده و در آن محدوده زمانی، حجامت توصیه می شود.

5. و اما حجامت در دول و کشور های غربی :
پروفسور یوكاسالونن سوئدی پس از سالها تحقیق علمی چندی پیش اعلان كرده كه در بین دو كتف، سیستم لنفاوی و وریدی مویرگی به نحوی تعبیه شده است كه سموم خون، ذرات سنگین و ماكرو المانهای سرگردان و مضر خون در این عروق به تله افتاده و محبوس می شوند كه می دانیم اصلی ترین محل حجامت همان بین دو كتف است.
مخالفان این شیوه درمانی تأثیر مفید حجامت، چه در زمان قدیم و چه در زمان كنونی را مربوط به جنبه روانی و فاكتور تلقین و اعتقادات مذهبی و سنتی مردم می دانند.
حجامت در اطفال و نوجوانان تأثیرات پیشگیرانه و درمانی شگرفی دارد كه تجربه مؤلف پس از انجام حجامت و بررسی موشكافانه و علمی حدود هشت هزار مورد كودك و نوجوان حجامت شده طی ده سال اخیر خلاصه می شود در این جمله كه: پس از حجامت (بیشتر كودكان و نوجوانان) سیستم ایمنی و دفاعی كودك بسیار قویتر از گذشته شده و سرماخوردگیهای مكرر و عفونتهای گوش و حلق و بینی كودك به حداقل می رسد. اشتهای كودكان پس از حجامت بهتر می شود.

كودك و نوجوان كه دیگر تلقین پذیر نیست و چه بسا از حجامت و اصولاً هر نوع اقدامهای پزشكی دیگر وحشت و ترس داشته باشد. درمان آكنه، جوش صورت، سیاتیك، واریس، بواسیر و اعتیاد از دید مخالفان حجامت به وسیله این روش محال است، اما از دید پزشكی كه عالمانه و آگاهانه حجامت و طب سنتی ایرانی را به خدمت می گیرد، درمان این بیماریها به وسیله حجامت، كاملاً عادی و ساده است و این اتفاق صدها بار در كلینیك درمانی پزشكان باتجربه مسلط به طب سنتی بوقوع پیوسته است و مدارك و مستندات آن قابل ارایه است.
كودك 5 ساله ای كه آسم آلرژیك دارد از سن 3 سالگی و تحت سنگین ترین رژیم درمانی كورتون تراپی و آنتی بیوتیكهای بسیار قدرتمند علایم آسم و عفونت ریوی او كنترل نشده است و روز به روز به جای بهبود سیر نزول داشته است و با 3 جلسه حجامت(البته حجامتهای تخصصی و با شرایط ویژه) صددرصد درمان شده است و پس از گذشت 4 سال از حجامتش حتی یك بار حمله آسم ریوی یا عفونت ریوی و حتی سرماخوردگی نیز نداشته است.
آمریكا سال 2002 سه میلیارد دلار بودجه برای امر تحقیقات طب سنتی و گیاهی اختصاص داده است و هم اكنون 88 درصد درمانها در كشور نروژ درمان طبیعی و سنتی است.
قدیمی یا جدید بودن یك روش درمانی مهم نیست، بلكه مهم میزان اثرگذاری، شفادهی، التیام دردها و قدرت درمانگری یك شیوه طبی است كه در حجامت این مزایا به چشم می خورد.

آیا می دانید در كتاب"حجامت، معجزه قرن بیست و یكم" بیش از پنجاه استاد از دانشگاههای پزشكی سراسر جهان كه در رده های علمی فوق تخصصی بوده اند مهر تأیید كامل بر حجامت زده اند و ابعاد و مزایای آن را تشریح كرده اند؟
هم اكنون در سطح كشور برخی پزشكان و متأسفانه غیر پزشكان بدون شناخت و علم كافی نسبت به مبانی طب سنتی و حجامت، مبادرت به انجام حجامت می كنند كه مورد تأیید نیست. از این جهت رشد بی رویه حجامت بدون نظارت وزارت بهداشت و بدون سرپرستی و مدیریت مؤسسه تحقیقات حجامت ایران صحیح نبوده و در آینده لطمات جبران ناپذیری به ارزش و اعتبار نهال نوپای طب سنتی و حجامت وارد خواهد ساخت.

با تشکر از صبر شما در مطالعه Heart

منبع : سایت پارسی طب متصل به انجمن طب سنتی ایران - مؤسسه پژوهشي تحقيقاتي و اطلاع رساني طعام اسرار
 سپاس شده توسط Mahacita Bahuruci ، sahand110a ، annasufia ، ye doost ، Saeed141 ، konda ، hourisima ، armit
#12
با سلام به همه شما خوبان و مدیریت محترم ماهاچیتا باهوروچی Heart
امروز در ادامه مقالات بالا و طبق برنامه ای که از پیش داشتیم می رسیم به مبحث بادکش درمانی در طب سنتی که این حقیر پیرامون تحقیق سعی خود را بر این نهاده تا با گرداوری مقالات جامع از منابع معتبر مفید ترین مطالب را در این زمینه خدمت شما خوبانم ارائه دهم امیدوارم که مطالب ارائه شده برای شما خوبان مفید واقع گردد ، در مقاله ای که خواهید خواند توضیحاتی پیرامون فلسفه و تاریخچه بادکش درمانی ، معرفی بادکش درمانی ، انواع بادکش ، كاربرد درمانى و مكانيسم تأثير بادكش ، بادکش درمانی در طب دینی و روایات ، انواع بادکش گذاری و بادکش درمانی و مگنت درمانی جای داده شده . تقدیم به شما بزرگواران Heart

بادكش درمانى Cupping therapy :

تاریخچه بادکش درمانی

درمان بوسیله بادکش دارای سابقه چندهزارساله است وازگذشته های دوراطباء وحکمای مشرق زمین،به خواص درمان بادکش پی برده بودندودردرمان بسیاری ازبیماریها ودردها ازآن بهره می گرفتند.

درطب سنتی چینی تلفیقی بین بادکش درمانی وطب سوزنی صورت گرفته است واطباءچینی جهت افزایش تاثیرات طب سوزنی دربسیاری مواردآن راهمراه بادکش بکارمی بردند.

درطب سنتی ایران زمین نیزدرمان بابادکش درمانی وطب سوزنی صورت گرفته است واطباء چینی جهت افزایش تاثیرات طب سنتی دربسیاری ازمواردآن راهمراه بادکش بکارمی برند. درطب سنتی ایران زمین نیزدرمان بابادکش(حجامت گرم وخشک)سابقه طولانی داردوتوسط اطبای بزرگی چون ابوعلی سینا،رازی،جوجانی،جرمائی و….به کرات جهت درمان بیماریهاو دردهای مختلف تجویزشده است وهنوزنیزبانامهای لیوان انداختن یاکوزه گذاشتن دربیشترنقاط کشوررواج دارد.درطب کلاسیک وجدیدنیزمطالعات فراوانی روی تاثیرات بادکش دردرمان بیماریهاومکانیسم این تاثیرات انجام شده است ودراین میان میتوان به مطالعات فراوان دکتر یوهان آبله وپروفسورمحقق اسرائیلی اشاره کرد.دراین مقالات این دومحقق برجسته درمان انواع بیماریهاازقبیل میگرن،اسپاسم عضلانی،سنگ کلیه،آرتروز،پیتیک اولسز،دردهای مزمن عضلانی، یسمنوره،کمردردو… راتوسط بادکش درمانی (خلاءدرمانی)ممکن دانسته اند.

معرفی بادکش درمانی:

یکی از آداب و اقدامات رایج در فرهنگ زندگی سالم ایرانی اسلامی، بادکش گذاری و حجامت بوده که در کنار سایر اجزای زندگی، مورد توجه قرار می گرفته و بدینوسیله کمک به حفظ سلامتی و بالا نگه داشتن کیفیت سلامت و زندگی می نموده است. بادکش گذاری را می توان در مقوله حرکات بدنی که به طور غیر فعالانه و توسط شخص دیگری روی بدن انسان صورت می گیرد به حساب آورد و اگر با خونگیری همراه شود، به عنوان نوعی روش پاکسازی و دفع مواد زائد از بدن. گرچه تاثیرات و فواید این اعمال بسیار بیشتر از اینست که در این دو مقوله محدود شوند.پروفسور «شارل ليشتن تلر»، استاد تاريخ پزشكى در دانشگاه لوزان و هامبورگ در كتاب تاريخ پزشكى مى نويسد: «براى اين كه بدانيم به كجا مى رويم، بايد بدانيم كه از كجا مى آييم و براى اين كه بدانيم در كجا هستيم، بايد گذشته ى خود را بجوييم و ببينيم كه از كجا مى آييم.»

نابسامانى هاى پزشكى اخير، تا حد زيادى به اين علت است كه انسان، رابطه ى خود را با گذشته قطع كرده است و اگر كسى از گذشته ى پزشكى آگاه باشد، براى پيش رفت دانش پزشكى راه هاى تازه اى پيدا خواهد كرد.

سازمان بهداشت جهانى از حدود ۳۰ سال پيش، به منظور جامه ى عمل پوشاندن به شعار خود، يعنى «بهداشت براى همه تا سال ۲۰۰۰»، توسعه ى طب سنتى را مورد توجه قرار داده است. اين تصميم، بر دو پايه استوار است: اول، عدم دسترسى بسيارى از افراد به خدمات اوليه ى بهداشتى درمانى، كه در بعضى كشورها تا ۸۰ درصد جمعيت را شامل مى شود و دوم، عدم رضايت از درمان هاى طب جديد، به خصوص در رابطه با بيمارى هاى مزمن و عوارض جانبى داروهاى شيميايى.

به اين دليل، در سال ،۱۹۷۸ سازمان بهداشت جهانى، بيانيه اى در زمينه ى توسعه ى طب سنتى منتشر نمود. در اين بيانيه طب سنتى به طور خلاصه، اين گونه تعريف شده است: «مجموعه ى تمامى علوم نظرى و عملى كه در تشخيص طبى، پيش گيرى و درمان بيمارى هاى جسمى، ذهنى يا ناهنجارهاى اجتماعى به كار مى رود و به صورت گفتارى يا نوشتارى، از نسلى به نسل ديگر انتقال يافته باشد.»

يكى از روش هاى درمانى كه داراى سابقه ى چند هزار ساله مى باشد، «بادكش درمانى» است كه پزشكان از زمان هاى دور، در درمان بيمارى ها و دردها از آن بهره مى گرفتند.

در طب سنتى چين، تلفيقى بين «بادكش درمانى» و «طب سوزنى» صورت گرفته است و طبيبان چينى، در بسيارى موارد، جهت افزايش تأثير طب سوزنى،آن را همراه بادكش به كار مى برند. در طب سنتى ايران زمين نيز درمان با بادكش (حجامت گرم و خشك)، سابقه اى طولانى دارد و توسط پزشكان بزرگى چون «ابو على سينا»، «رازى»، «جرجانى» و بقيه، بارها جهت درمان بيمارى ها و درد هاى مختلف، تجويز شده است.

در طب كلاسيك و جديد نيز مطالعات فراوانى روى تأثيرات بادكش در درمان بيمارى ها و مكانيسم اين تأثيرات انجام شده است.

در اين ميان، مى توان به مطالعات فراوان دكتر «يوهان ابلر» (پزشك آلمانى) و پروفسور Von neisser اشاره كرد.
كتاب هاى فراوانى نيز در اين زمينه در سراسر جهان به چاپ رسيده است كه به عنوان نمونه، مى توان به Cuppiny thrapy نوشته ى پروفسور Il Kay chiraliاز انگلستان و كتاب هاى متعدد در مورد بادكش درمانى يا خلاء درمانى اشاره كرد.

در شبكه هاى علمى اينترنت نيز مقالات متعدد (بيش از ۲۶۰ هزار مورد) در اين زمينه موجود است كه با كلمات كليدى Air thrapy, cupping, Dry cupping مى توان آن ها را ملاحظه نمود. ساخت دستگاه هاى Cupping therapyكه در ايران به دستگاه «دردكش» K.D معروف است، استفاده از اين شيوه ى درمانى را براى عموم مردم آسان نموده است.


انواع بادكش :
به طور كلى، بادكش به دو دسته ى گرم و سرد تقسيم مى شود. طبق نظر همه ى حكيمان و پزشكان، تأثير بادكش گرم در درمان دردها و بيمارى ها بيش تر از بادكش سرد است. در طب سنتى، از بادكش با عنوان «حجامت گرم و خشك» ياد مى شود. از اين جا كه دستگاه درد كش با مكانيسم سرد و خشك عمل مى كند، براى تكميل درمان، بهتر است محل مورد نظر را با حوله ى گرم، گرم كرده، سپس با استفاده از اين دستگاه اقدام به بادكش گذارى كرد.

در تمام دنيا، از جمله جامعه ى ما، در حال حاضر، تعداد بسيار زيادى از مردم به بيمارى هاى مختلف مبتلا هستند كه دردهاى ناشى از اين بيمارى ها، پزشك را مجبور مى كند كه به بيمار، داروهاى مسكن تجويز كند. عوارض ناشى از خود اين داروها، بيمارى هاى جديد را به وجود مى آورد كه گاهى بعد از تشخيص، غير قابل جبران مى باشد.

استفاده از دستگاه دردكش به عنوان روش درمان فيزيكى، در اين ميان، بسيار حايز اهميت است.

كاربرد درمانى و مكانيسم تأثير بادكش :

بادكش گذارى با مكانيسم هاى متعددى باعث رفع دردها و درمان بيمارى هاى مختلف مى شود كه در زير به تعدادى از اين مكانيسم ها اشاره مى شود:

۱. يكى از علل درد و خستگى در قسمت هاى مختلف بدن تجمع بعضى مواد نظير اسيد لاكتيك و ساير مواد زايد سلولى در مويرگ هاى سطحى بدن است كه معمولا با اختلال در خون رسانى موضعى همراه است. بادكش با ايجاد خلاء باعث انبساط عروق سطحى، تجمع خون در موضع و افزايش خون رسانى موضعى مى شود. در نتيجه اكسيژن و غذاى بيش ترى به سلول ها رسيده، درد و خستگى رفع مى شود.

۲. افزايش خون رسانى موضعى با فراخوانى سلول هاى دفاعى و فاكتور هاى ضد التهاب خونى به موضع، باعث تسريع ترميم آسيب هاى بافتى و عفونت هاى موضعى مى شود. مثلا با بادكش كردن اطراف زخم هاى بستر مى توان به ترميم و بهبود اين زخم ها كمك شايانى كرد.

۳. بادكش با ايجاد خلاء در تخليه ى سموم و عفونت هاى موضعى مثلاً در گزيدگى با مار و عقرب كمك كننده است.

۴. بادكش با ايجاد فشار منفى باعث انبساط عضلانى شده و در رفع اسپاسم عضلانى كه علت بسيارى از دردهاى موضعى است، كمك كننده مى باشد.

۵. بادكش با تحريك روده ها و دستگاه گوارش در درمان برخى از بيمارى هاى گوارشى، نظير زخم معده، تنبلى روده و يبوست كمك كننده است.

۶. بادكش متناوب با جذب خون به عضلات در رفع لاغرى هاى موضعى و افزايش بافت ماهيچه اى موضع مؤثر است.

7. اگر علت چاقى تجمع موضعى چربى باشد، بادكش گرم در سوزاندن چربى هاى موضعى مؤثر است. (با مكانيسم فراخوان خون به ناحيه ى پرچربى)

۸. از فشار منفى ايجاد شده توسط بادكش مى توان در كنترل و تنظيم بعضى از خونريزى ها در بدن بهره گرفت. مثلاً در هايپر منوره (قاعدگى با خونريزى شديد) مى توان زير سينه ها را بادكش كرد. با اين عمل فشار خون از اندام تحتانى به سمت اندام فوقانى متوجه شده و از شدت خونريزى كاسته مى شود يا در خونريزى كم (هايپو منوره) با بادكش كردن ران ها و ساق پاها مى توان فشار خون را از قسمت هاى فوقانى به سمت اندام تحتانى متوجه ساخته و ميزان خونريزى را افزايش داد. يا در خون دماغ شديد با بادكش كردن اطراف ناف (در طرف خونريزى) فشار خون به قسمت هاى تحتانى منتقل شده و خون دماغ كم كم قطع مى شود.

۹. تعدادى از دردهاى عضلانى بر اثر درگير شدن اعصاب حسى بين ماهيچه ها يا بافت پيوندى سخت شده ايجاد مى شود. بنابراين با بادكش نمودن در بسيارى از موارد اين فشار از روى عصب برداشته شده و درد تسكين مى يابد.

۱۰. در رفع خواب رفتگى ها و گزگز اندام، بادكش با تسريع خون رسانى و اكسيژناسيون بافتى مؤثر مى باشد.

۱۱. عده اى از اطباء و حكما از فشار منفى بادكش جهت كمك به خروج سنگ هاى كليوى استفاده مى كنند. به اين صورت كه بعد از روغن مالى، مسير كليه ها را از طرف كليه به سمت مثانه بادكش متحرك مى كنند.

۱۲. در افرادى كه داراى طبع سرد و تر هستند و در اصطلاح طب سنتى بلغمى مزاجند، بادكش گرم و خشك كاربرد فراوانى دارد و جايگزين مناسبى براى حجامت (تر) مى باشد.

۱۳.طبق تعريف طب سنتى گاهى دردها بر اثر غلبه ى سردى بر بافت يا عضو ايجاد مى شود و تجربه نشان داده است كه بسيارى از دردهاى موضعى با گرم كردن موضع تسكين مى يابد. بادكشى گرم در رفع اين دردها مؤثر است.
در طب سنتى بيمارى برص يا Vetiligoدر دسته ى بيمارى هاى بلغمى جاى مى گيرد. عده اى با اين استدلال كه بلغم سرد و تر و بادكش گرم و خشك است، يعنى دقيقاً ضد بلغم، بادكش متناوب دست كم ۴۰ جلسه يك روز در ميان را در از بين بردن ضايعات برص مؤثر مى دانند.

۱۴. البته اين مسأله قطعى است كه افزايش خون رسانى پوست توسط بادكش گذارى در رفع بسيارى از بيمارى هاى پوستى مؤثر است و تحقيقات پروفسور Von neisser نيز اين مسئله را تأييد مى كند.

۱۵. در زانوهايى كه دچار تورم، درد و تجمع مايع در مفصل شده اند (تجمع بلغم موضعى) با بادكش متناوب ۴۰ تا ۱۲۰ جلسه يك روز در ميان مى توان كم كم اين مايع را از محيط خارج كرد.

ياد آورى: در رفع بلغم موضعى و سيستميك بادكش گرم و خشك بهتر از بادكش سرد است.

بادكش درمانى Cupping therapy در روايات :

در بيش تر كشورهاى توسعه يافته، طب سنتى و مكمل را تعداد زيادى از افراد اين جوامع پذيرفته اند. به طورى كه ۴۸درصد مردم استراليا، ۷۰درصد جمعيت كانادا، ۴۲درصد مردم آمريكا، ۳۸درصد مردم بلژيك و ۷۵ درصد جامعه ى فرانسه، دست كم يك مرتبه در سال از خدمات طب مكمل بهره مى برند.

در آلمان ۷۷درصد كلينيك هاى ضد درد از طب سوزنى يا بادكش سرد استفاده مى كنند و امروزه وسايل پيشرفته در خصوص حجامت و بادكش و طب سوزنى و ... ساخته شده است كه جزو صنايع پزشكى محسوب شده و درصد قابل توجهى را به خود اختصاص داده اند.

در حقيقت اگر تاريخ تحولات پزشكى با وضع كنونى آن درهم آميخته شود، براى پيشرفت پزشكى راه هايى تازه پيدا مى شود.چ

به عقيده ى ابن سينا، بهترين مكتب پزشكى آن است كه به دارو نياز نداشته باشد.

در روايات مختلف نيز پرهيز از دارو تا زمانى كه بدن بتواند درد را تحمل كند، از اولويت برخوردار است.

رسول گرامى اسلام(ص) در اين باره مى فرمايد: «تَجَنَّبِ الدَّواءُ مَا احتَمَلَ بَدَنُكَ الدّاء فَاذا لَم يَحتَمِل الدّاء فالدّواء.»
(تا زمانى كه بدن تو تحمل درد را دارد، از دارو بپرهيز و زمانى كه ديگر تحمل آن را نداشت، از دارو استفاده كن.)

از حضرت امام على(ع) نقل شده كه فرمودند: «إمشِ بِدائكَ ما مَشى بِك.» (تا زمانى كه بيمارى با تو مى سازد، تو نيز با آن بساز.)

حضرت امام كاظم(ع) در باره ى زود پناه بردن به دارو مى فرمايد: «لَيسَ مِن دواء الاّ و هو يهيّج داء و لَيسَ شى فى البَدَن انفع من إمساك اليَه الاّ عمّا يَحتاج اليَه.»
(هيچ دارويى نيست، مگر آن كه خود بيمارى تازه اى را دامن مى زند. براى بدن چيزى سودمندتر از پرهيز و خوردن غذا در حد نياز بدن نيست.)

در روايت ديگر از حضرت امام كاظم(ع) آمده است كه: «إدفَعوا مُعالِجَة الأطِباء ما اندفَع الداء عَنكُم، فَاِنَّه بِمَنزلَة البِناء، قليلُه يَجُرُّ الى كثيره.»
(تا زمانى كه بيمارى خود به خود از شما برطرف مى شود به معالجه پزشكان روى نياوريد، زيرا كار طبيب مانند بنّاست كه اندك كار او به كار بسيار منجر مى شود.)

در روايت ديگر از امام على(ع) آمده است: «يا اَيهاالناس تَداوَوا، فَان الله تعالى لَم يَخلُق داء الاّ خَلَقَ لَه شَفا. الاّ السّام و السّامُ الموت.»
(اى مردم! خود را درمان كنيد، زيرا خداى تعالى هيچ دردى نيافريده. مگر آن كه برايش شفا نيز آفريد به جز مرگ.)
نتيجه اى كه از روايات مختلف گرفته مى شود، اين است كه (بسته به نوع بيمارى ها) قبل از مصرف دارو به تحمل بدن بايد نگاه شود و از مصرف سريع دارو پرهيز شود تا دچار بيمارى هايى كه از داروها به وجود مى آيد، نشويم. و زمانى كه بيمارى بر سلامتى غلبه نمود، از روش هاى مختلف و مناسب و با احتياط لازم، براى بهبودى بدن بهره بجوييم.


در روايات، جهت درمان بيمارى ها، شيوه هاى مختلفى بيان شده است. برخى از راه هاى درمانى، استفاده از درمان فيزيكى، بدون استفاده از دارو توصيه مى شود. مانند: پرهيز، حجامت گرم و تر و حجامت گرم و خشك و ماساژ درمانى.

در برخى از راه هاى درمانى استفاده از داروهاى گياهى سفارش شده است و مسلماً احتياط در استفاده از هركدام از آن ها، شرط اساسى در درمان بيمارى مى باشد.

از آن جا كه بادكش درمانى (Cupping therapy)، يكى از راه هاى مقابله و پيش گيرى از بيمارى ها مى باشد، از جمله مواردى است كه به صورت فيزيكى بدون استفاده از دارو، يكى از راه هاى درمان بيمارى هاست.


انواع بادكش گذارى :

بادكش ثابت
در اين روش، ليوان يا ليوان ها در طول مدت زمان مشخصى به طور ثابت روى پوست بدن بيمار قرار مى گيرند و پس از تمام شدن زمان بادكش از بدن جدا مى شوند. مثلاً باكش وسيع كتف و كمر كه در درمان كمردردها و رفع خستگى مزمن كاربرد دارد.

بادكش متناوب (منقطع)
گاهى براى جلوگيرى از كبودى موضع يا براى جلوگيرى از عوارض بادكش هاى خاص، مثلاً روى پوست صورت و گونه، از بادكش متناوب استفاده مى شود، به اين صورت كه پس از ايجاد خلاء و ثابت شدن ليوان روى پوست پس از ۳ تا ۵ ثانيه، ليوان از روى پوست جدا شده، دوباره هواگيرى مى شود و روى پوست گذاشته مى شود، عمل تثبيت و جدا كردن ليوان بين ۲۰ تا ۴۰ مرحله تكرار مى شود.
از اين روش بادكش مى توان در آماده كردن موضع حجامت تر و بادكش نقاط مختلف صورت استفاده كرد.

بادكش متحرك يا لغزان
در بادكش متحرك، قبل از بادكش گذارى، موضع را روغن مالى مى كنيم (جهت روغن مالى مى توان از روغن هاى طبيعى، نظير روغن زيتون، روغن كنجد، روغن بادام تلخ يا روغن سياه دانه استفاده كرد.) پس از روغن مالى، بادكش را روى بدن ثابت مى كنيم و سپس به آرامى آن را با دست روى بدن به حركت درمى آوريم. اين عمل باعث گرمى (سرخى) موضعى مى شود و در رفع اسپاسم هاى عضلانى و خستگى مفرط بسيار مؤثر است.

تذكر۱: در بادكش متحرك افرادى كه داراى جوش هاى متعدد پوستى هستند احتياط كنيد.

تذكر۲: در تمام بادكش ها حتماً از ليوان هاى سالم و بدون ترك استفاده كنيد. زيرا لبه هاى ترك خورده و شكسته ى ليوان ممكن است بريدگى هاى شديد ايجاد كند.

تذكر۳: كبودى هاى ناشى از بادكش واكنش طبيعى بدن است و جاى نگرانى ندارد و در ۵ تا ۱۰ روز كاملاً رفع مى شود. براى رفع سريع تر اين كبودى ها مى شود از ماساژ موضع بادكش بلافاصله پس از بادكش گذارى بهره گرفت.
«با كنترل پوست بيمار و تنظيم مدت بادكش از كبودى شديد پوست جلوگيرى كنيد.»

تذكر۴: در صورتى كه بيمار در موقع بادكش گذارى دچار حالات تهوع و سرگيجه و عرق سرد شد، بلافاصله بادكش را از بدن جدا كنيد و بيمار را به پهلوى راست بخوابانيد و پاهاى او را به داخل شكم خم كنيد. علايم نام برده در چند دقيقه كاملاً رفع خواهند شد.
براى رفع سريع تر علايم مى توانيد از يك قاشق عسل خوراكى به صورت مكيدن يا يك ليوان شربت عسل استفاده كنيد.

تذكر۵: ايجاد تاول روى پوست بيمار پس از بادكش گذارى چند علت عمده دارد:
ـ ضعف و سستى پوست بيمار؛
ـ زياد بودن فشار منفى ايجاد شده؛
ـ طولانى بودن مدت زمان بادكش؛
بنابراين با كنترل وضعيت پوست در مدت زمان بادكش و تنظيم مدت زمان بادكش و ميزان خلاى ايجاد شده، مى شود تا حد زيادى از اين مسأله جلو گيرى كرد.

تذكر۶: ميزان بادكش در افراد لاغر و ضعيف، كم تر از افراد چاق بايد باشد، زيرا بادكش شديد پوست افراد لاغر باعث تورم بافتى (التهاب) و اسپاسم (گرفتگى) عضلانى اين افراد مى شود.



امروزه جهت بادكش درمانى، دستگاه هاى Cupping therapy(درد كش) ساخته شده است كه طرز استفاده از اين دستگاه به اين صورت مى باشد:

جهت استفاده از دستگاه دردكش، ابتدا موضع بادكش را با روغن هايى مثل: روغن زيتون، روغن سياهدانه يا روغن بادام تلخ به مدت ۵ دقيقه ماساژ دهيد. سپس دستگاه مكنده را به پشت ليوان متصل كرده و با چند بار مكش با ايجاد خلاء ليوان را روى بدن ثابت كنيد.

سپس دستگاه مكنده را از ليوان جدا كرده و جهت اطمينان دريچه ى ليوان را كمى به داخل فشار دهيد. مدت زمان لازم براى بادكش گذارى به طور متوسط ۱۰ دقيقه است و البته اين زمان براى كودكان و بعضى از بيماران كه داراى پوستى سست و نازك هستند تا ۵ دقيقه كاهش مى يابد.

ـ مدت زمان بادكش تيروئيد و كبد كم تر از ۱۰ دقيقه است؛

ـ در صورت مشاهده ى كبودى زياد يا تاول هاى پوستى كوچك، بادكش را خاتمه دهيد؛

ـ در صورت ايجاد تاول به هيچ وجه آن ها را دستكارى نكنيد و با عسل روى آن ها را پانسمان نماييد؛

ـ جهت ايجاد خلاء مناسب در افرادى كه بدنى پر مو دارند، بهتر است موهاى موضع بادكش، قبل از بادكش گذارى تراشيده شود؛

ـ بعد از اتمام مدت زمان لازم، با كشيدن سوپاپ انتهاى ليوان، آن را از بدن جدا مى كنيم. جهت رفع كبودى احتمالى مى شود موضع را كمى ماساژ داد، جهت جلوگيرى از انتقال بيمارى هاى قارچى و پوستى بهتر است هر فرد از ليوان مخصوص خود براى بادكش استفاده كند و در صورت در دسترس نبودن ليوان ها را قبل از استفاده ى مجدد ضد عفونى كنيد.
جهت افزايش عمر مفيد دستگاه هر چند وقت يك بار قطعات دستگاه را باز كنيد، تميز و روغن كارى كنيد و دوباره مورد استفاده قرار دهيد.

ـ دوره ى درمان با بادكش به طور متوسط ۷ تا ۱۴ جلسه ى يك روز در ميان است و در بعضى بيمارى هاى مزمن تا ۴۰ جلسه نيز بايد ادامه يابد.

بادکش درمانی و مگنت درمانی :

قبل از توضیح بادکش درمانی و مگنت درمانی لازم می باشد تا در مورد مگنت تراپی یا مگنت درمانی توضیحی اجمالی داده شود و بعد به موضوع پرداخت (((( آشنایی با مگنت درمانی(مغناطیس درمانی) :
مگنت تراپی، استفاده از وسایل مغناطیسی در مجاورت یا روی بدن به منظور تسكین درد و كمك به شفا می‌باشد. امروزه این وسایل به انواع و اشکال گوناگونی در بازار موجود است و می‌توان به روشهای مختلف از آنها استفاده كرد؛ بستن با نوار روی بازو، کاربرد به صورت انگشتر و گردن بند یا استفاده در داخل کفش ، بالش یا تشك .
ورم مفاصل (arthritis) ، بیخوابی، سندروم تونل کارپال مچ دست و سردرد از جمله ناراحتیهایی هستند كه در درمان آنها از مگنت تراپی استفاده می‌گردد.با وجود اینكه نمی‌توان براحتی توضیح داد كه نیروی مغناطیسی چگونه بر بدن انسان عمل می‌كند، طرفداران این روش ادعا می‌كنند كه این درمان اثر بسیار عمیقی روی بدن به خصوص در كاهش درد دارد.


استفاده از آهن ربا ( magnet ) در درمان ، موضوع تازه‌ای نیست. یونانیان باستان عقیده داشتند كه lodestone (سنگهای طبیعی آهن ربا) دارای قدرت شفابخشی می باشند. در قرن شانزدهم، یك كیمیاگر و فیزیكدان سویسی به نام Philippus von Hohenheim با نام مستعار Paracelsus برای خارج نمودن بیماری از بدن از آهن ربا استفاده می‌كرد. ظرف یک دهه گذشته، مگنت تراپی بطور قابل ملاحظه‌ای خصوصاً برای كاهش درد در بین ورزشكاران حرفه‌ای محبوبیت یافته‌است. اخیراً دانشمندان نیز تحقیقات هدایت شده‌ای را در این زمینه شروع كرده‌اند كه موجب تشویق پزشكان به استفاده از این روش می‌شود.))))))
حالا به مورد بادکش درمانی و مگنت درمانی میپردازیم :
دستگاه ترکیبی از بادکش درمانی و مگنت درمانی بوده که برای رفع خستگی و درد و گرفتگی عضلانی موثر ...
این روش درمانی دارای سابقه چند هزار ساله میباشد که پزشکان از زمانهای دور با شیوه های سنتی در درمان بیماریها و دردهای عمومی بدن از آن بهره می گرفتند.
همچنین مگنت درمانی بر اساس اصول طب سوزنی باعث تاثیرات دو چندان عملکرد این دستگاه می گردد.
بادکش درمانی قابلیت ایجاد تاثیرات مثبت و نقش مکمل در درمان مشکلات و بیماریهای جسمی و فیزیکی بدن انسان را داشته و میتواند نقش موثری در بهبود عمومی برخی از مشکلات زیر در افراد را داشته باشد:
* تاثیر در درمان دردهای سیاتیکی و دردهای شدید ناحیه کمری.
* تاثیر در درمان خواب رفتگی اندام تحتانی بدن.
* تاثیر در درمان خستگی زودرس.
* تاثیر در درمان چاقی.
* تاثیر در درمان یبوست.
* تاثیر در درمان قاعدگی دردناک در بانوان.
* تاثیر در درمان بی نظمی در قاعدگی.
* تاثیر در درمان خونریزی شدید قاعدگی بانوان.
* تاثیر در درمان خون دماغ.
* تاثیر در درمان افتادگی سیـــنه.
* تاثیر در درمان زانو درد و درد ناشی از آرتروز.
* تاثیر در درمان اسپاسم عضلانی بدن.
* تاثیر در درمان خواب رفتگی دستها.
* تاثیر در درمان خستگی مفرط بدن و ایجاد خون سازی و نشاط و شادابی پوست صورت و بدن.
* همچنین از این روش میتوان به عنوان ابزار ماساژ و پیش تحریکی و رفع سرد مزاجی بانوان (به علت تاثیر در تجمع خون در ناحیه ی) قبل از روابط زناشویی استفاده نمود.
کاربرد درمانی و مکانیسم اثر دستگاه:
بادکش گذاری با مکانیسم های متعددی باعث رفع دردهای مختلف می شود که در زیر به تعدادی از این مکانیسم ها اشاره می شود:
* یکی از علل خستگی بدن تجمع بعضی از مواد نظیر اسید لاکتیک و سایر مواد زاید سلولی در مویرگهای سطحی بدن است که معمولا با اختلال در خونرسانی موضعی همراه است. بادکش با ایجاد خلاء باعث انبساط عروق سطحی و تجمع خون و خونرسانی بهتر موضعی می شود. در نتیجه اکسیژن و مواد غذایی بیشتری به سلول ها رسیده و باعث رفع درد و خستگی می شود.
* افزایش خونرسانی موضعی با فراخوانی سلولهای دفاعی و ***تورهای ضد الـــتهاب خونی به موضع مربوطه باعث تسریع ترمیم آسیب های بافتی و عفونت های موضعی می شود.
* بادکش با ایجاد خلاء در تخلیه سموم و عفونت های موضعی نقش مهمی ایفا مینماید مثلا در گزیدگی با مار و عقرب و زنبور بسیار کمک کننده می باشد.
* بادکش با ایجاد فشار منفی باعث انبساط عضلانی شده و در رفع اسپاسم عضلانی که علت بسیاری از دردهای موضعی است کمک کننده می باشد.
* بادکش متناوب با جذب خون به عضلات در رفع لاغری های موضعی و افزایش بافت ماهیچه ای بسیار موثر می باشد.
* اگر علت چاقی تجمع موضعی چربی باشد بادکش گرم در سوزاندن چربی های موضعی بدن بسیار موثر است.
* تعدادی از دردهای عضلانی بر اثر درگیر شدن اعصاب حسی بین ماهیچه ها یا بافت پیوندی سخت شده ایجاد می شود. به همین دلیل با بادکش نمودن در بسیاری از موارد این فشار از روی عصب برداشته شده و درد تسکین می یابد.
* در رفع خواب رفتگی ها گزگز اندام بادکش درمانی با تسریع خون رسانی سریع و اکسیژناسیون بافتی بسیار موثر می باشد.

منابع:
ارقام و آمار اين نوشتار، برگرفته از سايت سازمان بهداشت جهانى و كتابخانه ى ملى آمريكاست.
«ميزان الحكمة» نوشته ى «محمد رى شهرى» صفحه ى ۱۷۸۶
«موسوعة الاحاديث الطبية» نوشته ى «محمد رى شهرى» صفحه ى ۶۶ و۶۷
«آشنايى با بادكش درمانى» تأليف دكتر «روزگارى»
سایت انجمن طب مکمل ایران
سایت دکتر محمد کلانتری

از شکیبایی شما سپاس گذارم Heart
 سپاس شده توسط ye doost ، annasufia ، konda
#13
Heart بنام خداوند بخشنده و مهربان Heart

سلام به همه شما عزیزانم Heart
خب در این بخش طبق ترتیبی که گفته شد میرسیم به مبحث بزرگِ زالو درمانی که بنده با کنکاش توانستم مقالاتی را گرداوری کرده و با طبقه بندی آنها مطلبی را که تقریبا بتواند بیشتر زوایای این مبحث را پوشش دهد برای شما عزیزانم آماده کردم ، این مقاله مباحثی از قبیل تاریخچه زالو درمانی ، تعریف زالو ، تعریف زالو درمانی ، زالو در مانی در ایران و طب قدیم ، زالو درمانی در غرب و طب جدید و در آخر انچه از زالو درمانی که نمیدانیم .
امیدوارم این مقاله مفید واقع گردد. تقدیم به شما Heart

1).تاریخچه مبهم زالو درمانی ! :
زالو درمانی با توجه به فراز و نشیب هائی كه در جهان داشته ، تا بحال در كتب و مقالات،كسی نتوانسته است تاریخچه ی درستی از آن را بیان كند كه مهّم ترین دلایل آن به شرح زیر است :

1- هر تغییری كه در حوادث طبیعی و غیرطبیعی ایجاد شده در تعداد ، میزان مصرف و نحوه ی نگهداری زالوها مؤثر بوده است مثلاً جنگهای جهانی اوّل و دوّم ، سیل ، طوفان ، سونامی و ...... در تعداد زالوها به شدت تأثیر گذاشته اند .

2 - پیشرفت علم مدرن در كشورها ی مختلف و عدم آگاهی از مكانیسم اثر زالو بر بدن انسان در مقاطع مختلف زمانی زالو را به فراموشی سپرده اند .

3 - حتّی در بعضی از كشورها مثل كشور ایران بعد از ظهور طب مدرن سالها زالو درمانی جرم محسوب شده و تا كنون ادامه داشته است .

4 - بدلیل عدم آگاهی ، محدودیتها ، شرایط مختلف زمانی گاهی نسل زالو تا مرحله انقراض پیش رفته است .

5 - اهداف خودخواهانه ی بعضی از نویسندگان باعث شده كه تنها تاریخ زالو را محدود به بعضی از كشورهای خود كنند و از كشورهای دیگر سخنی به میان نیامده است .

6 - عملاً با حذف بعضی از كشورهای مهّم كه هزاران سال زالو درمانی در آنجا انجام شده تاریخ زالو درمانی مخدوش شده است .

7 - تا كنون هیچ مورّخی صادقانه برای آگاهی اندیشمندان و پزشكان ، تمام كشورهای جهان را بررسی نكرده و تاریخی واقعی بر اساس واقعیّات بیان نكرده است .

8 - زالو مثل بسیاری از علوم طبیعی مورد ظلم علم جدید قرار گرفته و دهها سال حتّی اجازه ی تحقیق و پژوهش را در مورد آن ممنوع كرده اند .
9 - اینجانب با مطالعه كتب ، مقالات و مراجعه به رسانه های مختلف نتوانسته ام تاریخ دقیقی اززالودرمانی پیدا كنم . هر كشوری در معرفی تاریخ این روش درمانی در مورد سهم خود زیاده روی كرده است به عنوان مثال دركتاب MLT تاریخ زالو درمانی محدود به چند كشور اروپائی و چند دانشمند و پزشك آنها شده و از پزشكان بزرگی همچون بوعلی سینا ، رازی ، جرجانی كه سازمان بهداشت جهانی حتّی بوعلی را پدر پزشكی جهان می شناسد و هزار سال قبل زالو درمانی علمی را معرفی نموده است یادی نكرده اند .

امّا آنچه اینجانب در مطالعه ی تاریخ زالو درمانی بدست آورده ام هر چند نمی تواند اصل ماجرا باشد چون نوشتن تاریخ دقیق زالو درمانی امكان پذیر نیست و نیاز به سالها تحقیق و پژوهش تاریخی دارد . و شاید بنده هم متهم به خودخواهی در بیان تاریخ بشوم چون در مطالعه ی تاریخ زالو درمانی فهمیدم ظلم زیادی بر كشورم ایران روا داشته اند كه مهمترین آن اینكه طب سنتی ایران را در بسیاری از كتب طب سنتی جهان بخصوص كتب زالو درمانی ، طب عرب معرفی كرده اند كه این كار خیانتی غیر قابل جبران است. چون ما فارسی زبان هستیم و پزشكان ایرانی هم فارسی بوده اند و تنها بعضی از كتب ما در دوره ای از تاریخ اجباراً به زبان عرب نوشته شده است البته در میان اعراب هم پزشكان بزرگی وجود داشته اند كه می توان آنها را طبیب عرب معرفی كرد .

مطالعات ما نشان می دهد از زمانی كه انسان پا به این عرصه خاكی گذاشته زالوها وجود داشته اند چون نژاد انسان و زالو یكی بوده است و انسانها هزاران سال بعد از زالوها ظهور كرده اند به مرور در هر نقطه از جهان كه زالو بطور طبیعی رشد كرده ابتدا تصادفی و بعد آگاهانه زالو درمانی انجام شده است . اما اینكه اولین بار كدام انسان ، اندیشمند و یا طبیب به این معجزه ی الهی پی برده است مشخص نیست . واقعیت امرآن است كه از حدود بیش از 5 هزار سال قبل كه طب در دنیا ظهور علمی تری داشته كشورهائی مثل یونان ، ایران ، چین و هندوستان پیش قراول طب سنتی بوده اند و دنیا همیشه از سقراط ، بقراط ، جالینوس و بوعلی سینا به عنوان پدر پزشكی جهان یاد كرده است تاریخ پزشكی جهان در هر بخشی ، از جمله گیاه درمانی ، زالو درمانی و روشهای دیگر درمانی ، بدون این دانشمندان و كشورهای آنها مخدوش است . هزار سال قبل بوعلی سینای فارسی زبان در كتاب قانون در طب به زبان عربی زالو درمانی علمی را معرفی كرده و در بسیاری از بیماریها آنرا برای بیمارانش بكار برده است و كتاب قانون بوعلی سینا چهار صد سال در كشور فرانسه تدریس شده است اما وقتی امروز از زالو درمانی فرانسه كه دقیقاً بعد از تحصیل دانش بوعلی سینائی صحبت می شود سخنی از ابوعلی سینا و ایران به میان نمی آید . آیا این تاریخ مخدوش نیست ؟ كتاب قانون چهار صد سال در اروپا رفرانس معتبر پزشكی بوده است چرا امروز وقتی كتابهای زالو درمانی از اروپا به ایران می آید سخنی از ابوعلی سینا نیست ؟ مطمئناً پزشكان بزرگی در اروپا زالو درمانی و مزاج شناسی را از 200 الی 300 سال قبل معرفی كرده اند اما آیا كسی پرسیده است كه اطلاعات خود را از كجا بدست آورده اند ؟

پس زالودرمانی متعلق به تاریخی است كه در آن وارثان طب سنتی در جهان زیسته اند نه شاگردان آنها كه از بردن نام اساتید خود امتناع می كنند .
دركتاب MLTبخشی از تاریخ زالو درمانی بعد از بوعلی سینا معرفی شده است .

زالو درمانی حتّی در قرون وسطی هم وجود داشته است ابتدا بدون شناخت مكانیسم آنها تنها به منظور دفع ارواح خبیثه استفاده شده اند اما آرام آرام در گوشه و كنار جهان افراد زیادی كه امروز نام آنها را نمی دانیم و پیدا كردن آنها ممكن نیست هوشیارانه تر زالو را استفاده كرده و حرفهای علمی تری در مورد آن زده اند . اما اگر می خواهیم یك حركت صحیحی از تاریخ زالو درمانی بیان كنیم نمی توانیم در مردابها و بركه ها به دنبال زالو درمانان واقعی بگردیم. بلكه باید به حافظه ی معتبر پزشكی جهان مراجعه كنیم به سراغ دانشمندانی بگردیم كه در هر نقطه ی جهان بدون حس ناسیونالیستی از زالو سخن گفته اند و آنها را معرفی كنیم . تاریخ زالو توسط پدران پزشكی جهان رقم خورده است . امروز عده ای دوست ندارند تاریخ واقعی را معرفی كنند .

بعد از قرون وسطی با ظهور طب سنتی در جهان و گشایش دانشگاههای بزرگ و ظهور پزشكانی همچون سقراط ، بقراط ، جالینوس و بوعلی سینا زالو درمانی هر روز علمی تر از گذشته معرفی شد و به جهان عرضه گردید .

ابتدا در كشورهائی كه فرهنگ كهن آنها در دل خود طب سنتی را جای داده بود زالو درمانی انجام شد بعد از دل این فرهنگها تحت تأثیر شرایطی كه در ابتدای این بخش عرض كردم زالو درمانی به كشورهای پیش رفته برده شد . این كشورها با استفاده از تكنولوژی پیشرفته خود تحقیقات آزمایشگاهی بسیار مهمّی روی آناتومی ، فیزیولوژی زالو و بزاق آن انجام دادند كه حیرت انگیز بود اما در كنار این كارهای بزرگ بعضی از كشورها از یاد بردند كه اصل ماجرا از كجا شروع شد. و آنها در جهت تكمیل آن گام برداشته اند . اگر امروز از كشورهای توسعه یافته ای همچون آمریكا ، آلمان و فرانسه مقالات و كتب زالو درمانی به جهان عرضه می شود مطمئناً ریشه در طب جالینوس و بوعلی سینائی دارد نه در علم پزشكی كه تاریخ عمر آنها به 200 یا 300 سال قبل بر می گردد .

حتّی در تاریخچه ای كه مدرن نویسان امروز از زالو بیان می كنند سخنی از سرزمینها و اقلیم های پرورش زالو به درستی به میان نمی آید .

مطمئناً كشورهائی همچون یونان ، ایران ، چین ، هندوستان و بعضی از كشورهائی كه طب سنتی در آنها ریشه دارد ریشه ی زالو درمانی را بنا نهاده اند بعدها اقلیم های مصنوعی همچون استخرهای پرورش زالو تأسیس شده و امروز بانك زالو در كشوری مثل تركیه تأسیس شده است سالیانه میلیونها عدد زالو از روسیه به اروپا صادر می شود و تجارت زالو به صنعتی بزرگ تبدیل شده است اما آیا تاریخ زالو مربوط به كشورهائی است كه امروز بانك زالو دارند ؟

ما دست تمام آنهائی كه در هر نقطه ی جهان از قرون وسطی تا كنون دستی در تاریخ زالو درمانی داشته اند را می بوسیم و به عنوان طبیبان گمنام یاد می كنیم و به دلایلی كه عرض كردیم از مطالعه كتب و مقالات مختلف نتوانستیم تاریخ واقعی و صادقانه ای از زالو درمانی در خارج از كشورمان پیدا كنیم اشاره ای به تاریخ زالو درمانی در ایران خواهیم داشت و هیچگاه ادعا نمی كنیم زالو درمانی صد در صد ریشه در كشور ما دارد مقایسه این تاریخ را با مطالب این چنین به عهده ی محققین علاقمند می گذاریم :

ایران سرزمینی است كه در اكثر استانهای آن زالو بطور طبیعی رشد می كند كه در این مورد استان گیلان ، مازندران و استانهای همجوار آن شاید بیشترین تعداد زالو را داشته باشند و جالب اینكه ایران بهترین زالو ی طبی دنیا را در خود جای داده و از دو نوع هیرودومدیسینالیس و هیرودووربانا كه در دنیا به عنوان زالوی طبی شناخته می شود در ایران به فراوانی یافت می شود سابقه ی زالو درمانی در ایران به پیش از 5 هزار سال قبل بر می گردد .

ابتدا زالو درمانی در ایران جزئی از فرهنگ درمانی عامیانه مردم بوده و در شهرها در میادین و بازار مردم ظرفهای زالو می آوردند و می فروختند در اكثر كتب معتبر طب سنتی ایران از زالو درمانی به عنوان یك روش درمانی یاد شده است اما آنچه دنیا نمی تواند آنرا انكار كند دو كتاب معروف قانون در طب بوعلی سینا و كتاب اعراض الطبیه جرجانی است كه اولی هزار سال قبل به زبان عربی و دومی به زبان شیرین فارسی 900 سال قبل نوشته شده است هر دو زالو درمانی علمی را به جهان معرفی كرده اند و كتاب قانون در طب صدها سال در اروپا مرجع پزشكی جهان بوده است و اگر بگوئیم بوعلی سینا یكی از اولین پزشكانی در جهان بوده كه زالوی پزشكی را معرفی كرده و ایران یكی از اولین كشورهائی است كه زالو را پرورش داده و استفاده كرده اغراق نكرده ایم بهرحال تاریخ پزشكی جهان به اعتراف سازمان بهداشت جهانی ما را جزء اولین ها می داند و زالو درمانی در ایران قدمتی چند هزار ساله دارد .

اگر نگوئیم كه تاریخ زالو درمانی مربوط به مهد طب سنتی جهان ،ایران است می توان گفت زالو درمانی در ایران بخش عظیمی از تاریخ این روش درمانی معجزه گر را بخود اختصاص می دهد در عین حالیكه امروز ما برای كسب اطلاعات علمی در مورد زالو اجباراً از كشورهای پیشرفته كمك می گیریم اما اگر بیش از یكصد سال در ایران برای پزشكان زالو درمانی جرم شناخته نمی شد امروز آوازه ی این مكتب درمانی ایرانی جهان را فرا گرفته بود ما از میكروسكوپهایمان برای تحقیق در هر چیز بی ارزشی به جز زالو استفاده كردیم اما كشورهای اروپائی با مطالعه كتب طب سنتی ما همچون قانون در طب از میكروسكوپهای الكترونی برای تحقیق در مورد آناتومی و فیزیولوژی زالو سود بردند .

ما جرأت بیان اثر درمانی زالو را در دانشكده ی پزشكی و بیمارستانهای خود نداشتیم چون جرم و تمسخرآمیز بود اما كشورهای توسعه یافته دقیقاً در همین زمان زالو را به پیشرفته ترین بیمارستانها ، آزمایشگاهها و دانشكده های خود بردند و از دل تحقیقات پرهزینه خود برای ما كه هزاران سال قبل از زالو درمانی سخن گفته بودیم كتاب نوشتند تاریخ زالو درمانی در ایران مثل خود طب سنتی یك سناریوی غم انگیزی است كه بیان آن در حّد این چند سطر نیست .

مقصر واقعی كسی جز خودمان نیست !

ما وقتی افتخارات خود را برای خود جرم می دانیم چطور می توانیم آن را به جهان معرفی كنیم مطمئناً اگر مورخان ، محققان و پژوهشگران جهان , زالو درمانی در ایران را در طول 10 سال گذشته پیگیری می كردند متوجه می شدند در عین حالیكه تمام پزشكان زالو درمان تحت فشار شدید وزارت بهداشت ایران و سازمان نظام پزشكی بودند چطور با زالو درمانی كه میراث كهن آنهاست توانستند هزاران نفر را از بیماریهای گوناگون نجات دهند .پرونده های سیاه پزشكانی كه در طول چند سال گذشته بدلیل زالو درمانی محكوم و توبیخ شدند گواه این مطالب است كه خود مؤلف جزء آنان است .
پس هیچگاه نخواهیم توانست تاریخ صحیح زالو درمانی را بدرستی و كامل بیان كنیم .
نویسنده : استاد دکتر حسن حاج طالبی ( پایگاه خبری، تحلیلی ، آموزشی طب جامع اسلامی )

2). زالو چيست؟

زالوها کرمهای حلقوی هستند که به کرمهای خاکی شباهت دارند ولی از لحاظ آناتومی بسیار متفاوت می باشند. کلمه زالو به زبان عربی دیدان و یا عَلَق است. عَلَق نام ویژۀ زالو است و دیدان به معنای انواع کرم هاست که شامل زالو نیز می شود! بدن زالوها به 34 بخش تقسیم می شود،با مکنده های قوی که در قسمت جلو(دهان)و در قسمت عقب قرار دارد. معمولاً زالوها سه فک یا دندان دارند و بسیار شبیه به وای انگلیسی است

برخی زالوها فک یا دندان ندارند به جای آن برآمدگی سوزن مانندی به نام خرطوم دارند که آن را وارد بدن میزبان کرده و خون را مکیده و آنزیم ضدلخته در بدن میزبان تزریق می کنند

زالوهایی نیز هستند که طعمه خود را می بلعند. در کل تا کنون 650 نوع زالو شناسایی شده است که برخی از آنها سمی هستند. زالوها قادر به درک نور، بو، صدا، گرما و ارتعاش و لمس کردن می باشند. زالوها برای هضم خون یک نوع باکتری ترشح می کنند که همین باکتری باعث از بین رفتن سایر باکتری ها می شود، در نتیجه از فاسد شدن خون مکیده شده جلوگیری می کنند

آنزیمی به نام هیرودین در بزاق دهان زالو وجود دارد که از یکصد و اندی آنزیم که تا کنون در بزاق دهان زالو کشف شده است فعلاً با اهمیت تر است. عامل تبرید کننده ای قوی در بزاق دهان زالوست که در درمان سرطانهای التهابی و زخم های ناسور مفید است. آنزیم سرد کنندۀ بزاق دهان زالو حاوی ترکیبات آمونیاک است که خاصیت سردکنندگی دارد. زالو اکسیژن آب را به مصرف می رساند و آمونیاک را در آب رها می کند که باعث مسمومیت آب می شود. بنابراین زالو را زیاد در آب تنها نگذارید، چون خاصیت درمانی زالو نیز به خاطر کاهش اکسیژن پائین می آید

زالو به نقل از قانون بوعلی سينا!

برخی از زالوها سمی هستند، هر زالوئی که سر درشت و رنگ سرمه ای یا سبز دارد سمی است، هر زالوئی که کرک های ریز و نرم دارد و شبیه مارماهی است سم دارد ،زالوئی که خطوط لاجوردی دارد و رنگش بوقلمونی است سم دارد و باید از آن پرهیز کرد. اگر چنین زالوهائی مورد استفاده قرار گیرد بیمار به دمل ها،غش،خونریزی ،تب، سستی و قرحه های بدخیم گرفتار میشود. زالوهائی را که از آب های داخل گل سیاه و ناپسندیده شکار شده اند نباید بکار برد. باید زالوهائی را مورد استفاده قرار داد که از آبهای خزه دار که محل زیست قورباغه هاست شکار شده اند. بحرف کسانی که می گویند زالوهای آبهائی که محل زندگی قورباغه هاست خوب نیستند، نباید گوش کرد

زالوی مطلوب دارای اختصاصات زیر است!

برنگ ماش و کمی مایل به سبز است و دو خط زرد زرنیخی در طول پشتش کشیده می شود
زالوی سرخ مایل بزرد و دارای پهلوی مستدیر
زالوی جگری رنگ
زالوهائی که شبیه ملخ های ریز هستند
زالوهائی که به دم موش شباهت دارند
زالوهای باریک و سر کوچک
زالوهای شکم قرمز بهتر از زالوهای پشت سبز هستند ،بویژه اگر از آب جاری شکار شده باشند

زالو خون را بهتر از حجامت از عمق بدن بیرون می کشد!

آيا زالوها موجب سرايت بيماری به انسان مي شوند؟

زالوها بیماری مشترکی با انسان ندارند و میکروبی به بدن انتقال نمی دهند. در متون قدیمی هم تأکید شده که زالوها تا کنون هیچ بیماری را به بدن انسان منتقل نکرده اند. در تحقیقات علمی جدید مشخص شده که در بدن زالوها باکتری وجود دارد که هر نوع باکتری مضّری را از بین می برد. البته زخم زالو بدلیل آن که مانع انعقاد خون می شود تا حدود 24 ساعت میکروب پذیری دارد چرا که لخته ای که مانع ورود میکروب شود را از بین می برد، پس نسبت به زخمهای دیگر نیازمند مراقبت بیشتری است

اگر زالو در گلوی کسی گیر کند، با غرغره سرکه و نمک یا الکل و یا شراب یا خردل با سرکه بسرعت کنده شده و بیرون می افتد. ایجاد تهوع از آن نظر که ترشی معده روی زالو بریزد و زالو را از گلو جدا کند نیز خوب است؛ گرچه در قدیم زالوی زنده را برای برخی از مصارف درمانی می خوردند

زالو را از کجا تهيه کنيد؟

از حدود 700 نوع زالویی که در دنیا کشف شده بهترین زالوها، زالوهایی هستند که اطراف دریای خزر زندگی می کنند. کشورهای عضو دریای خزر مثل شوروی و ایران صاحب بهترین زالوهای دنیا هستند، هم از لحاظ سلامت هم از لحاظ سمی نبودنشان و به همین دلیل است که غربی ها از کشور شوروی وارد می کنند

هیچ یک از زالوهای دنیا به اندازۀ زالوهای دریای خزر اثر درمانی قوی ندارند؛ به دلیل زیادی آنزیم هیرودین موجود در بزاق دهان و انعطاف پذیری بیشتر نسبت به زالوهای دیگر که به نسبت توان مکش بیشتر خون را فراهم می کند

توليد مثل بسياری از زالوها بدين ترتيب است!

هر زالو دارای اندام های جنسی نر و ماده است ولی برای جفت گیری باید دو زالو به هم بچسبند و هر کدام نرینه خود را به مادینه دیگری برساند، سپس هر دو بارور می شوند، زالوهای تولید شده در ماده ای ژله مانند از زالو جدا شده و به محیط اطراف می چسبند. زالوها پس از یکی دو بار زایمان می میرند

نحوه نگهداری زالو!

زالوها را در درجه حرارت بین 4 تا 10 درجه نگهداری می کنیم و آنها را در خاک مرطوب و در جایی قرار می دهیم که نسیم خنک و سرد بر آنها بوزد تا همواره سرحال و شاداب بمانند و هنگام خونگیری به راحتی و به سرعت کار خود را آغاز کنند

همانطور که در بالا اشاره شده نگهداری زالو در آب برای مدت طولانی مطلوب نیست چون زالوها با ترشح مواد شیمیایی از جمله آمونیاک، اکسيژن آب را از بین برده و به تدریج خود نیز ضعیف شده و کارایی خود را از دست می دهند و سرانجام پس از چند روز می میرند

بهترین حالت نگهداری زالو در مطب و خانه ها همان خاک مرطوب و تمیز که در کیسه های نخی یا کتانی محصور شده باشند و در درجه حرارت بین 4 تا 7 درجه نگهداری شوند. البته بهتر است زالوها هر چه زودتر مصرف شده و زالوهای تازه صید شده از طبیعت جای زالوهای قبلی را بگیرند

هرگز نباید برای تغذیه زالوها چیزی به آب یا خاک و به طور کلی محل زندگی زالو اضافه کنید، از این نظر زالوها کاملاً با ماهی های آکواریوم متفاوتند. هر نوع تغذیه با موارد پروتئینی شبیه به غذای ماهی های آکواریوم باعث ایجاد فساد و تعفن و آلودگی می شود و باید توجه داشت که اساساً زالوها نیاز به تغذیه ندارند و خود می توانند از خاک مرطوب و محیط طبیعی زندگی خویش برای ادامه حیات مواد غذایی لازم را جذب کنند

زالوها به هر نوع ماده شیمیایی حساس هستند و با نمک، الکل، ادوکلن، بتادین، ساولون، بنزین، اتر، سرکه و دیگر مواد شیمیایی و مواد تند مانند: فلفل، خردل و امثال آن و حرارت زیاد و خشکی از بین می روند

3).تعریف زالو درماني :
زالو بوسيله دندانهائي شبيه اره كه روي سه آرواره ي خود در دهان دارد بعد از آنكه دهان خود را به ميزبان چسباند روي پوست برشي شبيه آرم بنز ((Y ايجاد مي كند اين برش بصورت يك دريچه ي سه لختي عمل مي كند از اين دريچه هم خون كثيف مكيده شده و همزمان بادكش بزاق زالو كه مملو از مواد مفيدي براي بدن انسان و موجودات ديگر است به داخل خون تزريق مي شود . هر چه هست در بزاق زالو است كه معجزه آسا بعد از وارد شدن به داخل خون به تمام بدن رفته و بيماريها را درمان مي كند تحقيقات گسترده اي در طول سالها روي عملكرد زالو به طور كل ،و بزاق زالو بخصوص انجام شده است اين تحقيقات با ارزش حكايت از اين است كه ما با حيواني معجزه گر روبرو هستيم كه در حفظ سلامت موجودات بخصوص انسان هنرمندانه عمل مي كند بيان بخش مهمي از رفتار و عملكرد زالورا در كتابي جداگانه نوشته ام اما بطور خلاصه چند جمله در مورد اين معجزه خلقت تقديم مي كنم . تاكنون محققين زالو در مقالات و كتب مختلف حدس زده اند حدود يكصد ماده مفيد در بزاق زالو وجود دارد كه تاكنون مكانيسم حدود سي ماده آن بدست آمده است . به عنوان مثال : هپارين ، كالين ، آنتي بيوتيك ، مواد ضد التهابي ، مواد بي حس كننده ي قوي و ....... در بزاق زالو وجود دارند كه از لحظه آغاز گزش ( برش آرواره هاي زالو ) عملكرد خود را با ورود به خون شروع مي كنند ، هپارين رقيق كننده ي خون است . كالين خونريزي ثانويه براي جلوگيري از عفونت ايجاد مي كند موادي كه نقش آنتي بيوتيك دارند هر نوع عامل بيماريزا را كه شامل ويروس ، باكتري ، قارچ و يا انگل باشد نابود مي كند مواد ضد التهابي بزاق زالو علاوه بر اينكه با هر گونه التهاب در داخل بدن مبارزه مي كند از ايجاد التهاب در محل گزش زالو جلوگيري مي كند . زالو شايد تنها حيواني است كه درد محل گزش خود را درمان مي كند و زخم آن را با مواد بزاق خود ترميم مي نمايد .

4). کلا تفاوت زالو درماني در طب سنتي ايران با زالو درماني مدرن :

در طب سنتي ايران هر داروئي داراي مزاج است و هر بيماري نيز مزاج خاص خود را دارد به همين دليل تمام مراحل درمان بايد بر اساس اصلاح طبع و مزاج باشد زالو كه يك داروي بسيار با ارزش و معجزه گر است داراي مزاج است و بايد با در نظر گرفتن مزاج بيمار استفاده شود از طرفي در توصيه ها و دستورات طب سنتي ايران ابتدا بايد به بيمار مصلح و منضج داده شود و بدن از اخلاط فاسد پاك شده بعد زالو درماني انجام شود تا اثر زالو بيشتر باشد . به همين دليل وقتي كه بيمار داراي غلبه اخلاط فاسد است نبايد زالو درماني كند چون خود زالو شايد تجمع يا تخليه نابجاي اخلاط شده و بجاي درمان و شفاي بيماران ، درد آنها را زياد تر كند يا اينكه تأثيري نداشته باشد . پس در طب سنتي ايران زالو درماني داراي مقدمات و مؤخرات است توصيه هاي جالبي قبل و بعد از زالو درماني وجود دارد كه مي تواند اثر درماني زالو را صد چندان كند .
اما در زالو درماني اروپائي و آمريكايي متأسفانه هيچ توجهي به مزاج زالو ، مزاج بيمار و اصلاح طبع نمي شود و زالو درماني بصورت ماشيني و شبيه دارو درماني مدرن انجام مي شود . يعني بدون توجه به سيستمهاي مختلف بدن و تعادل مزاج ، زالو درماني بصورت موضعي انجام مي شود
تجويز زالو مثل تجويز استامينوفن ، بدترين نوع زالو درماني است كه متأسفانه امروز در بسياري از كشورهاي جهان در حال انجام است . آنها نمي دانند كه اين كار ضربه ي مهلكي به علم زالو درماني مي زند چون تمام تحقيقات و پژوهش آنها نيز داراي اشكال است وقتي اصل زالو درماني ايراد داشته باشد اين اشتباه به كتب و مقالات منتقل مي شود و يك عمر اين علم را تحت تأثير خود قرار مي دهد .
به عنوان مثال اگر 100 نفر كه داراي بيماري انسداد عروق كرونر هستند براي زالو درماني انتخاب بشوند و براي آنها پاكسازي واصلاح طبع انجام نشود شايد در بعضي از آنها نتيجه ي معكوسي بدهد و حتي حال بعضي از بيماران بهتر نشود . نتيجه ي اين تحقيق ظالمانه است چون مي تواند اصل علم زالو درماني را نابود كند .
حالا تصور كنيد اگر زالو درماني اين صد نفر طبق توصيه ي طب سنتي ايران انجام شود يعني بعد از پاكسازي براي آنها زالو درماني انجام دهيم نتيجه ي تحقيق حيرت آور و معجزه آسا خواهد بود و در مقايسه با روش قبلي كاملاً نتايج متفاوت خواهد بود .
پس كشورهاي غربي مثل اشتباهاتي كه در طب مدرن مرتكب شدند در اين رشته نيز مرتكب شده اند . درعين حاليكه كارهاي تحقيقاتي و آزمايشگاهي بسيار با ارزشي انجام داده اند اما بدليل اشكال اساسي در روش درماني نتيجه ي كار آنها معكوس خواهد بود .

5). خب حالا جداگانه جایگاه زالو در طب سنتی ایرانیان و خواص زالو درمانی از دیدگاه پزشکی امروز را با هم میخوانیم :
- جایگاه زالو در طب سنتی ایرانیان : شیخ‌الرئیس ابن‌سینا باب مبسوطی پیرامون زالو دارد و چنین می‌فرمایند :
«از زالوهایی كه كرك‌ریز و نرم دارند یا لاجوردی رنگ هستند پرهیز كنید زیرا دچار غشی، خونریزی، تب، سستی و قرحه‌های بدخیم خواهید شد. از زالویی استفاده شود كه در آب‌های خزه‌دار كه محل زیست قورباغه‌هاست نمو كرده و نه زالویی كه در آبهای گل‌آلود سیاه بوده است. زالو بهتر است «حجامت» خون تباه را از عمق بدن بیرون می‌كشد. زالو را ابتدا سرازیر نگهدارید تا استفراغ كند و محتویات شكمش بیرون آید سپس اندكی خون بره به او بدهید. سپس مواد چسبنده و كثیف بدن او را با بوراكس پاك كنید ( استفاده از مواد صابونی عطردار مضر است) و جایی را كه می‌خواهید زالو بگذارید با دست مالش دهید تا سرخ شود. اگر جای زالو انداختن را با گل سرشور یا خون اندود كنند. زالو بهتر می‌چسبد. بهتر آن است كه پس از جدا شدن زالو، محل گزش او را حجامت برنهید تا احیاناً اگر آزاری و عفونتی براثر نیش زالو عارض شده، از بین برود اگر پس از زالو اندازی خون بند نمی‌آید مازوج سوخته، نوره، خاكستر یا سوده نرم (یا پودر باقلا و زردچوبه)استعمال شود. زالو اندازی برای بیماری‌های پوست از قبیل جوش‌ها، دمل‌ها، لكه‌های سیاه و نقطه‌های سیاه و سپید و... مفید است.»
در طب عامیانه نیز زالو در كوچه و بازار به فروش می‌رسیده و تا حدود سی‌سال قبل، همه می‌دانستند كه برای علاج زخم چركین و دمل بهترین درمان زالو اندازی است. یا برای پیشگیری از فساد دهان و لثه و داشتن دندانهای محكم باید بناگوش را زالو گذاشت. مخبرالسلطنه در كتاب خاطرات و خطرات حكایتی جالب نقل می‌كند : «جهانگیرخان وزیر صنایع دچار قانقریا شد و دكتر تولوزان فرانسوی (پزشك مخصوص دربار) دستور به قطع پای ایشان داد. آشنایان جهانگیرخان با قطع پا مخالفت ورزیده و میرزاحسن‌خان جراح‌باشی محله را به عیادت جهانگیرخان آوردند. او پس از معاینه گفت به من یازده روز فرصت دهید تا این پا را معالجه كنم. میرزاحسن در سه نوبت زالوی زیادی به پای بیمار انداخت و پس از یاده روز از تولوزان فرانسوی دعوت كردند كه پا را ملاحظه كند. تولوزان وقتی پا را دید، بهبود آن را تأیید كرد و از اینكه قبلاً به میرزاحسن ناسزا گفته بود معذرت خواهی كرد و دویست تومان به میرزاحسن داد».
زالو اندازی جزو سنت‌های درمانی پذیرفته شده و به همان معروفیت و مقبولیت حجامت و فصد (رگ‌زنی) بین توده‌های مردم رواج داشت. آری این حیوان یك گرمی به ظاهر مشمئز كننده طی سالیان دراز بیماری‌های صعب‌العلاجی را براحتی درمان می‌كرد و بیماران را از صرف هزینه‌های گزاف، بریده شدن از اندام‌ها، بد شكل شدن پوست، فلج شدن ناشی از سكته مغزی و . . . نجات می‌داده است. تأیید این نظر را با پرسش از افراد 40سال به بالا می‌توانید جستجو كنید.دیدگاه حكیم جرجانی پیرامون زالو درمانی : جرجانی معتقد است بهترین زالو، زالوی موجود در آب‌های پاكیزه است و شكل او باید همانند دم موش باشد و شكم او سرخ و پشت او سبز و سرش كوچك باشد و او نیز معتقد است منفعت زالو بیشتر در بیماری‌های پوستی مانند ریش بلخی، قوبا، سعفه و . . . می‌باشد. طریقه استعمال و موارد احتیاطی كه جرجانی برشمرده همان دیدگاه بوعلی‌سیناست كه از تكرار آن صرف‌نظر می‌كنیم. نكته بارز افتراق دیدگاه جرجانی با تمام حكما درباره كاربرد زالو این جمله او در كتاب ذخیره است كه می‌فرماید : «نخست تن را به فصد و مسهل پاك باید كرد و سپس دیوچه (زالو) را فراز گذارید تا منفعت او پدید آید»

-خواص زالو درمانی از دیدگاه پزشکی امروز
زالوی طبی با نام ( Hirudo Medicinalis ) معروف می باشد که اصولا جزء انگلهای خون خوار به شمار می رود . طول آن به طور متوسط ۱۲ سانتی متر و عرض آن حدود یک سانتی متر است و وزن آن ۳ – ۲ گرم می باشد و بصورت زنده زایی تکثیر پیدا می کند ساختمان بدنی این موجود از لحاظ سیستم عصبی بسیار ساده و ابتدایی است . جهت تکثیر و رشد معمولا در آکواریومهای بزرگ و به صورت گروهی پرورش داده می شوند بزاق زالو ( Leeches ) حاوی آنزیمهای فراوانی است که خواص درمانی متعددی دارند که به اختصار به شرح ذیل می باشند :
۱ . خاصیت Anesthetic : این خاصیت باعث کاهش درد موضعی در هنگام نیش زدن میگردد که عمدتا به دلیل وجود ماده Hirudin می باشد .

۲ . خاصیت Vasodilator : این خاصیت به دلیل ماده Histimine می باشد که باعث گشادگی عروق خواهد گردید .

۳ . خاصیت Anticoagulant : این خاصیت به دلیل آنزیم Hyaluronidas موجود در بزاق H.M می باشد . بعلاوه این آنزیم خاصیت موکوکیتیک و آنتی بیوتیک بسیار قوی دارد در حدی که در درمان گلوکوم هم بسیار موثر هست .

۴ . خاصیت Protealitic inhibitor : این حالت به دلیل وجود سه پروتئین خاص به نامهای Hirudin و Bdelin و EgLin می باشد .

الف ) Hirudin : مهارگر اختصاصی ترومبین می باشد پس در روند تشکیل لخته موثر هست این ماده امروز به طور صناعی جهت استفاده در امور طبی ساخته می شود .

ب ) Bdelin : با وزن مولکولی ۵۰۰۰ ، مهارگر Tripsin و پلاسمین و Acrosin می باشد و اغلب در موارد نیاز به غیر فعال کردن پلاسمین مورد مصرف دارد .

EgLin : با وزن مولکولی کم خاصیت مهارگری ELastase و cathepsin و Subtilisin و Chymotripsin را دارد که بسیار موثر در کاهش التهاب بعد از تروما و جراحی ها و مشکلات آندوتلیوم روده ای علی الخصوص بیماری کرون می باشد بعلاوه این ماده مانع تشکیل لخته به دنبال سپتی سمی در خون می گردد .

۵ . خاصیت Antibiotic : آنچه را که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است این خاصیت Leech می باشد که عمدتا به وسیله Aeromonas Hydrophila یا ( Hirudini ) که در روده زالو زندگی می کند تولید می گردد و بر روی بیماریهای ناشی از استاف اورئوس و توبرکلوز و بیماری دیسانتری و دیفتری موثر می باشد . آنزیمها و پروتئینهای متعدد دیگری نیز در کیسه های بزاقی قدامی و خلفی ( H.M ) موجود می باشند .

محققین هندوستان طی بررسی‌های علمی متوجه شدند که زالو خون سیاهرگی مملو از Co2 را به خون شریانی حاوی O2 ترجیح می‌دهد و در مکیدن خون، عروقی را انتخاب می‌کند که دارای غلظت بالاتر و خون فاسدتر می‌باشند.

زالو از سویی خون آلوده و فاقد O2 را تخلیه می‌کند و از سوی دیگر بزاق خود را که حاوی ماده‌ای آنتی‌کوالاگون (هیرودین) و احتمالاً بیش از یکصد نوع ماده bioactive (مثلاً ترکیبات پروستا سایکلین فرم و پروتئینی شبیه گیرنده‌های نیکوتینیک استیل کولین) دیگر می‌باشد، به موضع تزریق می‌کند. یعنی دو عمل تصفیه خون و ترقیق خون را همزمان انجام می‌دهد و بالطبع این خون سالم سازی شده به کنترل عفونتها و عملکرد بهتر سلولهای دفاعی خون و سیستم ایمنی و افزایش اکسیژناسیون بافت‌ها منجر خواهد شد.

پژوهشگران دپارتمان فارماکولوژی دانشگاه کنتاکی از لحاظ بیوشیمی مقایسه‌ای میان هپسارین و هیرودین به عمل آوردند که اثر اختصاصی‌تر هیرودین نسبت به هپارین را به دلیل زیر توجیه کرده‌اند :

۱ـ هیرودین برای فعال شدن نیاز به کوفاکتور ندارد

۲ـ هیرودین اثرات پایدار و یکنواخت dose-dependent دارد

۳ـ هیرودین اثر مستقیم روی مهار ترومبین دارد

۴ـ هیرودین toxicity (مسمومیت) نمی‌دهد.

جوزف آیتون جراح ترمیمی بیمارستان ماساچوست ایالات متحده در سال ۱۹۸۵ وازنش(Reject) پیوند گوش یک پسربچه را با زالو مرتفع ساخت.

امروزه جامعه جراحان انگلستان پس از مشاهده اثرات معجزه آسای زالو در جراحیهای پلاستیک و گرافتهای پوستی و پیوند اعضاء‍، کاربرد زالو پس از پایان جراحی و حتی در حین عمل، را کاملاً پذیرفته‌اند و مورد تأکید قرار می‌دهند.

پروفسور ایوالیو از دانشگاه مون‌پلیه (فرانسه) معتقد است هنوز تمامی اسرار و خواص مثبت پزشکی زالو کشف نشده است و دست کم ده اثر درمانی برای زالو قائل است.

در کشور روسیه درمان با زالو بسیار رواج یافته است بطوری که بیماریهای مختلف از سردرد و بیماری قلبی و پوستی گرفته تا حتی ضعف قوای جنسی را با زالو اندازی معالجه می‌کنند.

در مسکو و اوکراین کرم‌های آرایشی جهت رفع چروک صورت ابداع شده است که ماده مؤثره آن از زالو استحصال شده است.

در اوایل قرن نوزدهم سالانه ۳۰میلیون عدد زالو از آلمان به آمریکا صادر شده و مورد مصارف درمانی و طبی قرار گرفته است.

در تحقیقات ارائه شده از سوی دانشگاه استانفورد کالیفرنیا که در مجله لارنگوسکوپ (آگوست ۱۹۹۸) چاپ شده است، کاربرد زالو در جراحی‌های پلاستیک و ترمیمی با درصد موفقیت بالایی همراه بوده است. (کاهش واپس زدن پیوندها و گرافت‌ها)

پروفسور می‌یر، آلتون، اوخنر و هورتر معتقدند هر گونه کانون عفونی بدن را بوسیله زالو می‌توان ریشه‌کن کرد.

زاخارین روسی معتقد است زالو موجب انبساط عروق موضع نیز می گردد و بلکه اثر وازودلاتاسیون عمومی بدن را برای آن قائل است چرا که مشاهده می‌شود که در crise هیپرتنشن، پس از مصرف زالو، فشار به حد نرمال بر می‌گردد.

هر زالو پنج تا پانزده میلی‌ لیتر خون می مکد ( ده برابر حجم بدن خود ) طی مدت ۱۲۰ – ۱۵ دقیقه.

خونریزی پس از جدا شدن زالو ۱۰ – ۲ ساعت طول می‌کشد ماده بی‌حسی تزریق شده توسط زالو در موضع سبب از بین رفتن درد حین نیش زدن و مکیدن خون می‌شود.

هیرودین سبب:

۱ـ مهار تبدیل فیبرینوژن به فیبرین و بالطبع مهار انعقاد خون

۲ـ شل‌شدن عضلات صاف دیواره ‌عروق و بالطبع گشادشدن عروق(Vasodilatation)

3- افزایش و بهبود فلوی خون
.

5).آنچه از زالو درماني که نمي دانيم
آنچه در درمانهاي طبيعي اهميت دارد آن است كه در هر روش درماني علاوه بر مواردي كه بر اساس تحقيقات كشف مي شود رموز مهمترو گسترده تري وجود دارد كه نا شناخته مانده است و نياز به تجربيات و تحقيقات بيشتري دارد و حتي بعضي از اسرار وجود دارد كه با پژوهشهاي جديد كشف نمي شود چون اثر رموز آفرينش با روشهاي علم جديد قابل دسترسي نيست در مورد زالو درماني هم به همين صورت است ، تحقيقات بسيار مهمي در مورد اثرات درماني زالو انجام شده است و در گوشه و كنار جهان هر روز مطالب تازه تري درباره ي اين روش معجزه گر كشف مي شود . اما در مورد اين جانور خون خوار ناگفته هاي زيادي وجود دارد كه براي پيدا كردن آنها نياز به سالها تجربه و تحقيق است . آنچه امروز در گوشه و كنار جهان درباره ي زالو درماني مطرح شده است تنها بخش كوچكي از توانمندي هاي اين مخلوق معجزه گر است اينجانب كه بيش از 10 سال است زالو درماني انجام مي دهم و در هر بار استفاده از اين روش درماني نكات تازه تري بدست آوردم كه در هيچ كتاب و مقاله اي نديده ام . به عنوان مثال تا كنون در بعضي از مقالات و اخبار علمي نقل شده است كه از بزاق زالو حدود يكصد ماده ي مفيد ترشح مي شود كه هر كدام يك كار مهم در جهت سلامت بدن انجام مي دهد اما تا بحال هنوز در جهان هيچ مركز علمي نتوانسته است مكانيسم دقيقي از تمام اين يكصد ماده را كشف كند هر چند مكانيسم بيش از 30 ماده مختلف در بزاق زالو بدست آمده است كه همين تعداد هم به يك معجزه شباهت دارد اما مطالب نا گفته ي زيادي در مورد همين 30 ماده وجود دارد كه نياز به بررسي بيشتري دارد . وقتي يك پزشك با تجربه براي هر بيماري كه زالودرماني مي كند پاسخ مثبت مي گيرد آيا نبايد با جرأت اعلام كرد زالو نيز مثل سياهدانه ، حجامت، عسل و دهها داروي طبيعي ديگر درمان تمام دردهاست ؟ اما نكته اي كه بايد به آن توجه شود آن است كه در بعضي بيماريها زالو داروي اصلي ، و در بعضي ديگر داروي كمكي است مثلاً زالو در انسداد عروق كرونر قلب يك داروي اصلي است اما در مورد پسوريازيس يك داروي كمكي در كنار داروهاي ديگر است . و هر روز با كسب تجربيات ، تحقيقات و پژوهشهاي جديد گستره ي درمان با زالو وسيع تر مي شود . اينجانب با سالها تجربه ، تحقيق ، مطالعه و درمان در مورد زالو درماني با اطمينان كامل در اين لحظه اعلام مي نمايم كه نكات پنهان و كشف نشده در مورد زالو درماني خيلي بيشتر از مطالبي است كه امروز كشف شده است يعني علم جديد بسيار جاهل تر از آن است كه در مورد زالو سخن مي گويد مؤلف در طول درمانهاي شگرف خود دهها بيماري را با زالو درمان كرده است كه در هيچ كتابي دليل آن را نخوانده است و تنها با الهامات عيني تجربيات گرانقدر خود به آن رسيده است دقيقاً موضوع مثل روشن شدن يك لامپ برق است ما به محض آنكه كليد برق را مي زنيم لامپ روشن مي شود اما هيچ وقت جريان برق را با چشم نمي بينيم و تنها از آثار روشنائي در مورد مكانيسم برق صحبت مي كنيم در مورد زالو درماني هم چنين است ما به عنوان مثال بيماري را براي انسداد عروق كرونر زالو درماني مي كنيم اما در كنار باز شدن رگهاي قلب ، سنگ كليه ، سردرد و دردهاي استخواني ، سينوزيت او هم درمان مي شود كه صدها بار اين موارد را تجربه كرده ام مطمئناً تا كنون مكانيسم اثر زالو درماني در درمان سنگ كليه ثابت نشده است اما زالو سنگ كليه را درمان مي كند . و يا اينكه در زانو دردهاي ناشي از پارگي مينيسك ، سائيدگي غضروف (يا كندرومالشي) ، آرتروز ، پوكي (يا استئوپروز) ، عفونت و يا التهاب مفصل و استخوان اضافه زالو صد در صد درمان كننده است اما مكانيسم دقيقي در مورد همه اين درمانها اعلام نشده است . ولي مؤلف تا بحال هزاران بيمار مبتلا به اين دردها را درمان نموده و حتي پارگي مينيسك را هم درمان كرده است ، پس جهل ما در مورد يك روش درماني نمي تواند جلوي كار و پيشرفتمان را سد كند و در علم پزشكي بهبودي مهم ترين ملاك ارزش گذاري براي يك روش درماني است. (دکتر حسین حاج طالبی)

ممنونم از صبرتان در مطالعه HeartHeart

منابع :
mehr teb.ir
zaloo.ir
انجمن طب مکمل ایران
iraniantherapy.com
 سپاس شده توسط Mahacita Bahuruci ، annasufia ، hourisima
#14
با سلام به شما خوبان Heart
خوب در ادامه تحقیقات همان گونه در بالا دیدید در شمارش راهکار های مورد استفاده در طب سنتی به خصوص طب سنتی ایرانی میرسیم به آخرین مورد یعنی فصد یا رگ زنی چرا که در مورد آبدرمانی به تفصیل در تاپیک آب درمانی توضیحات داده شده .مقاله ای رو که خدمتتون ارائه میدم در 21 باب یا 21 قسمت رگ زنی را بررسی و نتیجه گیری میکند و در آخر هم فصد رو در طب دینی مورد بررسی قرار میدهد . امیدوارم برای شما خوبانم مفید واقع گردد . دوستار شما عبدالله Heart
تقدیم به شما :
فصد (رگ زدن) (Fasd)

فضیلت فصد:
فضیلت فصد آن است که هر گاه همه اخلاط(سودا، صفرا، بلغم و دم) به یکبار زیادت گردد، به فصد از هر خلطی چیزی کمتر شود از بهر آنکه مرکب همه اخلاط بدن خون است.
هر زمان همه خلط ها زیاد گردد بوسیله فصد از هر خلطی مقداری کم می شود! زیرا مرکب همه خلطها خون است بدین جهت گفته اند (فصد استفراغ کلی است) هرگاه همه اخلاط در بدن زیاد گردد هیچ استفراغی بهتر از فصد نیست و بهترین فضیلت است. رگ را گشوده، رنگ خون و قوت بیرون جستن و قوام او را می نگرند تا حالات را می شناسند.

باب اول: در فضیلت و برتری فصد
هر زمان همه خلط ها زیاد گردد بوسیله فصد از هر خلطی مقداری کم می ! شود زیرا مرکب همه خلطها خون است بدین جهت گفته اند (فصد استفراغ کلی است)0 هرگاه همه اخلاط در بدن زیاد گردد هیچ استفراغی بهتر از فصد نیست و بهترین فضیلت است. رگ را گشوده، رنگ خون و قوت بیرون جستن و قوام او را می نگرند تا حالات را می شناسند.

باب دوم: در فضیلت خون
خون در بدن انسان شش فضیلت بزرگ دارد که هیچ خلطی دارای این منفعت نیست.

• غذای راستین، خون است که مدد پرورش تن و بازسازی بدن است که در صورت تحلیل .خون بوجود می آید

• بدن حرارت طبیعی خود را از خون می گیرد، این به جز حرارت غریزی است که از دل بر .می آید
• اگرچه قوام دل و حرارت غریزی از خون نیست ولی ترکیب حرارت غریزی و قوت و نیروی حیوانی از خون است که هرگاه خون بیرون ریخته زیاد باشد نبض ضعیف می شود و .سقوط نیرو باعث غش کردن می گردد
• دل معدن حرارت غریزی است و حرکت او پیوسته است و به سبب پیوستگی حرکت تحلیل وی زیاد است و به علت بسیاری تحلیل از سایر اندامها نیازمندتر است، به همین جهت رگی بزرگ از جگر (فوق کبدی) به آن پیوسته است و خون ترکیب نیروی حیوانی و دل، در شریانها روان می گردد و قوت حیوانی در صورت صحت آن به همه تن می‌رسد و هرگاه خون از همه .شریانها بیرون رود نیروی حیوانی تلف و حیوان هلاک می شود
• خون نیرو را به اندامها می رساند و گرما می دهد و آنها را تری و لطافت می بخشد تا همه .حرکات به آسانی انجام شود
• خون، پوست مردم را رنگین و تازه و با رونق نگاه می دارد گاهی پیشینیان به همین دلیل .خون گرفتن را به هیچ حال روا نمی داشتند که در این رای به خطا بودند

منفعت خون به دو شرط است، اول آنکه مقدار آن کافی باشد و دوم کیفیت خون استکه از لحاظ .غلظت و رقیق بودن است وباید متناسب بدن باشد در غیر این دو صورت سبب بیماری ها است برخی گفته اند با کمتر شدن یا گرفتن غذا نیروی صرف شده برای تغذیه کم می گردد و خون به اعتدال می رسد ولی این تدبیر و اندیشه کافی نیست به خاطر اینکه مدت زیادی لازم است تا این تدبیر انجام گیرد: در حالی که خون از طرق دیگر مانند خون دماغ و حیض واجب است خارج .گردد

خون را به این معنی جهت سه منظور می گیرند :

اول آنکه خون بد کمتر شود

دوم آنکه مقدار خون کم گردد

سوم آنکه جهت خون به طرفی دیگر میل کند

بیماریهائی چون عرق النسا (کمردرد یا سیاتالژی)، نقرس، درد مفاصل، سردرد، گلودرد خونی، درد چشم، التهاب احشاء، بواسیر و قطع زود هنگام قاعدگی را با زدن رگی که خون به آن میل .کرده است می توان درمان کرد

باب سوم: سبب هائی که تاخیر فصد را واجب می کند

در بیماریهای یاد شده اگر خون زیاد باشد پیش از حرکت فصد روا است اما هنگامی که پس از حرکت خون در اوایل گرفته شود خلطهای بد و خام درون بدن را به حرکت و جوشش در می آورد و این خلطها با خون در رگ ها مانده و جاری می شود و مضرات آن فراوان است.
در امتلاء با علامت خونی نباید در فصد شتاب کرد زیرا هر پری فصد را واجب نمی کند و چه بسا که امتلاء از خلط دیگر و هنوز خام است که در این صورت قوت را از بین می برد و بیماری طولانی و منجر به مرگ می شود در بیماریهای مزمن ابتدا اگر به شربت و تدبیر درمانی تسکین ممکن باشد باید اقدام کرد و اگر ممکن نبود باید فصد کرد ولی مقدار خونگیری .باید کم باشد تاقوت ضعیف نشود
همچنین اگر در زمستان نیاز به فصد گردد و تاخیر شود تکسری به وجود می آید که باید فصد کرد ولی خون اندکی باید خارج کرد. حایض و آبستن را نباید فصد کرد مگر ضرورتی بزرگ .(باشد که فصد واجب می گردد (اکلامپسی
اگر در بدن خلط صفراوی شدید باشد ابتدا با مسهل لطیف صفرا یا قی صفرا را کمتر باید کرد یا تسکین داد سپس فصد کرد و یا به تدبیرهای لطیف کننده در خلطهای غلیظ اقدام کرد، مانند .گرمابه، ریاضت(روزه داری) و سکنجبین که با زوفا پخته شده باشد

باب چهارم: در بیان اصولی که در حال فصد باید به آن توجه کرد
برای فصد به سالهای عمر، مزاج، فصل، حال و هوای شهر، چاقی و لاغری، قوت فم معده باید توجه داشت در این حال طبیب باید بگوید کدام رگ را باید زد چه مقدار و تا چه زمانی خون .گرفت زیرا فصد هم در صحت و سلامت نافع است و هم در علاج بیماری قوی است
ممکن است محل فصد درد کند و جراحت آن دیر بسته شود در بسیاری از مواقع سبب فصد طبع خشک است. در انواع قولنج ها به فصد حاجتی نیست (مگر در موارد التهاب و سرطان رود) در فصد به رنگ خون باید نگاه کرد اگر به سپیدی زد در همان لحظه باید رگ را بست و همیشه .باید کوشید که فصد سبب حرکت صفرا و غلیظی و خامی خلط نگردد

باب پنجم: نشانه های فراوانی خون بدننشانه های فراوانی خون هفت نوع است :

• سرخی رنگ صورت

• دمیدگی و پری (طول، عرض، ارتفاع) رگها

• غلیظی نبض

• حس سنگینی و ماندگی، درون تمام بدن و اندامها

• احساس حرارتی خوش درون تمام اعضاء

• سستی و دشواری حرکت

• آروزی میل به غذا با احساس گرسنگی

هرگاه از این نشانه ها داخل عضوی باشد نشانی که خاصه آن عضو است پدید می آید و خون بدان عضو میل می کند، چنانکه در سر حرکت شریان ها قوی و ضربان در سر پدید می آید .اگربه جانب کبد میل نماید باعث سوزش در جگر می شود
معده با احساس گرسنگی و تغییر مزاج و در طحال با تظاهرات اختصاصی و سوزش آن همراه است. علائم کلی دیگری شامل سرگیجه، خارش چشم وصورت، شیرینی طعم دهان و خنده های .بی سبب در غلبه خون وجود دارد

باب ششم: نشانه های تباه شدن خون در بدننشانه های فساد خون سه چیز است :

یک: آن که رنگ صورت بیمار تغییر کند

دوم: نبض قوی گردد؛

.سوم: حس درد و ناخوشایندی پدید آید

پس هرگاه خون فاسد شد، رنگ صورت بیشتر مواقع به سرخی متمایل می‌گردد و زمانی که بعلت بلغم باشد رنگ صورت به سپیدی و اگر سودا باشد به تیرگی و سیاهی می گراید و اگر از جهت تیزی حرارت صفرا باشد به زردی می‌گراید. اگر در خون فساد ایجاد شود. اگر دست به هر عضوی بزنند درد می‌کند، گاهی بعضی نواحی خاص مانند محل زخم درد می کند و اگر مدتی بگذرد و استفراغی نکند (فصد یا حجامت ننماید) به تب مبتلا می شود که جوش‌ها و طاعون بد به وجود می آید و اگرنیرو تدارک نشودازبین میرود. بالاخره بخار فاسد کننده خون به .دل می رسد و بیمار را هلاک می نماید

باب هفتم: حالات خون پس از گرفتن پس از گرفتن خون چهار موضوع را باید جستجو کرد

• رنگ

• قوام

• بوی آن

• آنکه خون را در ظرفی پوشش دار قرار داده و بعد از یکساعت به آن گاه می کنند. اگر خون .خوشبو دارای قوام معتدل و رنگ آن طبیعی باشد سالم است

خون صفراوی رقیق تر از معتدل و از سرخی به زردی مایل می شود و بسیار گرم و بوی آن ، تیز و شدید است ودیر لخته می گردد و طعم تلخ دارد

خون بلغمی به محض خروج رقیق و کمتر گرم است. زود غلیظ و لخته می شود و بوی ضعیف دارد اما اگر عفونی باشد، بوی بد و ناخوشی می دهد و بعد از یکساعت آبی رقیق بر روی آن ظاهر می شود. خون سودائی غلیظ و سیاه و بوی بد دارد و بوی ترشی می دهد و زود لخته می شود. اگر مقداری آب در آن بریزند و تکان بدهند رشته رشته می شود (چون لیف) و از آن آبی کبود جدا می شود. هرگاه این سه نوع خون سوخته شود قوام یافته و غلیظ می گردد و بوی ناخوشایند می دهد .

باب هشتم: عوامل فساد خون بر سه نوعند :

• . تدبیرهای بد در غذاهای گرم و چیزهای تند و تیز و شراب کهنه و آنچه مانند آن است

• .گرمی مزاج دل و جگر به خصوص در سال های جوانی وفصل تابستان

• . فساد به علت تغییر نظام فصل های سال و بادها و باران ها و غبارهای فراوان

باب نهم: خون در هر مزاج و سال عمر

مزاج سودائی و خشک خون آن تیره و مزاج های مرطوب و سرد و ترسرخی خون آنها کمتر است. رطوبت خون را غلیظ می کند. مزاج صفراوی رقیق تر است. اما در کودکان خون رقیق و ضعیف و در جوانان غلیظ و سرخ و خون میان سالان به سیاهی می گراید و غلیظ می باشد و .خون پیران رقیق و ضعیف (کمرنگ) است

باب دهم: موارد فصد

کسی که رگ های او فراخ تر و آشکارتر و رنگ بدن او به سرخی یا سیاهی می . گراید و گوشت فراوان و ماهیچه قوی داشته باشد می تواند فصد کند، مخصوصاً در سال های جوانی و میان سالی و کسانیکه شیرینی و شراب بیشتر می خورند و جوش و کورک در بدن دارند می .توانند فصد کنند، اما کودک تا چهارده سالگی به خاطر گرمی و تری اندام ها نمی تواند فصد کند

حال عمومی و هیات چهارده سالگی راباید نگریست اگر صفراوی و لاغر وبسیار مرطوب باشد فصد نباید کرد و پیران (بالاتر از هفتادسال) را نیز نباید فصد کرد ولی عده ای از پیشینیان پس .از هفتادسالگی را هم فصد نموده اند که نیرو پیدا کرده اند و این عمل هر ساله انجام شده است

کسانی که معده و جگر ضعیف دارندو طعام را به دشواری هضم می کنند و دارای طبع ظریف و قوت کم و خطر بیمارهای سر دارند فصد در آن مضر است و در آنانکه رگ های مرطوب و .نرم دارند باید احتیاط کامل نمود

باب یازدهم: علل لازم برای فصد و میزان خون گرفتن تا حدی که غش کند

در برخی از بیماریها که اجازه نمی دهد مانند خناق (گلودرد موجب خفگی) و خون دماغ شدید و برخی از انواع جنون و در تب های سوزنده و دردهای سخت که غلبه خون وجود دارد واجب است.در خون بیرون کردن تا آنجا که غش پدید آید در ا بایدبه قوت اطمینان داشت، اگر نیرو .ضعیف باشد غش منجر به مرگ می شود

باب دوازدهم: چگونه در زمان فصد باید قدرت بیمار را حفظ کرد و خون چه مقدار باید گرفته شود

باید اعتماد به حال، دل و نیروی بیمار داشت که حال هر یک را می توان از نبض درک نمود در زمان فصد طبیب نبض را می گیرد و هرگاه اثر ضعف در آن دید رگ را می بندد و رنگ .آن به روشنی رسید و قدرت (جهیدن) کاهش یافت گرفتن خون را قطع می کنند

اگر دلیل فصد فاسد شدن خون باشد به رنگ و قوام آن نگاه نمی شود بلکه به نبض توجه می گردد و هرگاه نبض ضعیف شود باید در آن زمان رگ بسته شود گرچه به مقدار نیاز خون .بیرون نیامده باشد

هنگامی که سبب فصد فراوانی خون باشد تا با قوت بیرون آمدن خون نباید آن را بست مگر آنکه

در نبض ضعف پدید آید. جالینوس می گوید: اگر سبب آماس باشد و رگ مربوطه به آن عضو :باشد بهتر است خون فصدتاروشنی ادامه یابد زیرا باقی ماندن خون غیرطبیعی است. بقراط گوید در بیماری خون رگ با سلیق را تا روشن شدن خون سوخته تخلیه می کنند و به دو علت آن را .می بندند یکی به واسطه ضعف و دیگری به علت آماس که خون دیر به رنگ اصلی برمیگردد

جالینوس در پایان گوید: مقدار گرفتن و خارج کردن خون را در هیچ بیماری نمی توان (دقیقاً) .معین کرد و آن با مشاهده طبیب در حال فصد صورت می‌گیرد

باب سیزدهم: نیروی مردم ضعیف را چگونه می توان حفظ کرد تا غش نکنند

در چهار دسته ضعف بسیار رخ می دهد

• . افراد با طبع بسیار گرم و لاغر که در معده ی آنها صفرا تولید می شود

• .آنان که دارای گوشت لطیف و مسام (منافذ) گشاده هستند

• .آن ها که حس دهانه معده ایشان قوی است

• کسانی که دهانه ی معده ایشان ضعیف است که در حال خون دادن کمتر غش رخ می دهد و .معمولاً بعد از اتمام فصد رخ می دهد

قی کردن پیش از فصد از غش جلوگیری می کند و در حال غش هم سودمند است و آن را برطرف می کند. بهمین دلیل در حال فصد از مشک و پرمرغ یا چیزی که به وسیله آن بتوان تهوع ایجاد کرد باید حاضر نمود و هر کس را بخواهند از غش نگهدارند از شراب انار ترش .شربتی می دهند

باب چهاردم: در بیان مواردی که فصد نباید کرد

علت هائی که مانع از فصد می شود بیست و یک است

1- تب 2- رقیق بودن خون و مزاج گرمائی شدید و خشک

3- لرزش در اثر سرمای شدید 4- مزاج خیلی سرد

5- شهرهای سردسیر 6- دردهای شدید

7- حمام 8- بعداز مقاربت

9- کودکی و نارسیدگی 10- پیری

11- لاغری مفرط 12- چاقی مفرط

13- نازکی گوشت و گشاده بودن منافذ و مجاری پوست

14- سفیدی پوست بدن و گوشت بسیار نرم داشتن

15- زردی صورت و گونه و کم خونی

16- بیماری طولانی

17- گرسنگی و خالی بودن معده

18- آروغ و نفخ و پری معده از طعام

19- حساس بودن زیاد دهانه ی معده

20- ضعیف بودن دهانه معده

21- تولید صفرا در داخل معده

در مورد تب ملایم و ابتدای آن این مطالب صادق نیست .

فصد را در سه مورد بهیچ وجه نمی توان انجام داد :

1-آنکه بهنگام فصد بیمار در حال تب باشد و اخلاط در حرکت باشد که شوریده و با فصد .حرکت آن بیشتر و در نتیجه ضررهای آن زیادتر می گردد

2- آکمی رطوبت، سبب قوت صفرا می شود که با فصد آن مقدار رطوبت از بین رفته صفرا .قوی تر می گردد

.مقدار خون که مایه قوت است با فصد کاملاً خارج شود و نیرو تحلیل رود

تب یا از غیر عفونت است و یا ازعفونت که آن نیز بر دو نوع است یا سبب زردی و فرورفتگی صورت می گردد که فصد نباید کرد یا سبب قوام و رنگی سرخ است و نبض هم بزرگ و .صورت بیمار عادی است که در این صورت فصد جایز میباشد

اما سبب بازداشتن لرزش به دو دلیل است یکی به خاطر سرما که خلطی خام و بلغمی می باشد و خون در بدن نیاز است که با سرما مقابله کند و دوم به خاطر صفرا است که خون در بدن .سرد کمتر تولید می شود و در نتیجه به خون داخل خودش نیازمند است

دلیل فصد نکردن در شهرهای سرد به خاطر این است که خون باید در بدن باقی باشد تا اندام ها .گرم نگهداشته شود

دلیل گرما برای آن است که حمام اخلاط را می گذارد و منافذ و مجاری را باز می کند و به خاطر بازشدن آن ها عرق، بسیار می شود وبدن تحلیل می رود و فصد خطا است ولی اگر فصل .زمستان باشد قبل از فصد داخل گرما رفته و قبل از آنکه عرق کنند فصد نیکو است

علت منع فصد در پیری به خاطر آن است که در پیری خون کمتر تولید می شود و رطوبت جدید بیشتر تولید می گردد و به همین خاطر فصد زیان دارد .

در مردم لاغر به خاطر اینکه حرارتشان بیشتر گرم و صفراوی است با غلبه صفرا خون را با احتیاط باید خارج کرد. در مردم خیلی چاق به خاطر اینکه مزاجشان به سردی گرایش دارد و رطوبت زیاد است وهمچنین سفیدی پوست و در کسانی که حساسیت و ضعف زیاد معده دارند فصد در این حالت ها سبب غش می گردد .

علامت حساسیت معده ناراحتی در هنگام خوردن تندی ها است و علامت ضعف دهانه معده اشتهای کم و درد می باشد. علامت صفرا در معده تلخی دهان است .

باب پانزدهم: فایده دو یا چندبار فصد کردن

هدف از فصد دو کاراست :

• مقداری خون از تمام بدن یا از عضوی میکاهد بعلت آنکه خون تنها یا با ماده ای به سمت عضوی تمایل پیدا کرده که با فصد به جانب مخالف هدایت می شود. زمانی که خون مرکب همه خلط ها بیرون آمد طبیب می تواند بعد از بستن یکساعت صبر کند تا بدن کوشش لازم خود را در باقی خلط به جای آورد و آن ها را از موضع خود جدا کند و در موضع فصد جمع کند تا خلط زودتر و بیشتر دفع شود و خون پاکیزه‌تر گردد و با روشن تر گشتن آن بدن پاک تر می گردد .

جالینوس گوید هرگاه مقصود از فصد بازگردانیدن خلطی از جانبی به سوئی دیگر باشد هرچند .خون را به دفعات بیشتر بیرون می کنند هدف کامل . تری حاصل می شود

• آنکه نیرو در مکان خود باقی می ماند و ضعف تولید نمی کند .

در مقدار خارج کردن خون، جالینوس می گوید: اگر در دفعه اول بیشتر و بار دوم کمتر خون بگیرند سبب غش نمی گرددو فاصله ی آن دو در افراد قوی یک ساعت و گرنه مقدار ضعف .مدت را بیشتر می نمایند و میان آن ها شربت نوشیده شود

اگر منظور از فصد بازگرداندن ماده باشد کمترین مدت و زمان فاصله یک روز باید باشد در صورتی که فصد در همان روز باشد رگ زدن مایل انجام می‌گیرد اگر یک ساعت یا زودتر باید عرضی بزنند و اگر در روز بعد نیاز به فصد باشد از طول انجام می گیرد.چون سر رگ زودتر بسته می شود با روغن زیتون و کمی نمک آغشته نمود و بهتر این است که سر تیغ را آغشته به .روغن نمایند تا رگ دیرتر بسته شود و درد کمتر باشد

نباید در میان دو فصد خوابید زیرا خواب سبب بازگشت ماده به داخل می‌گردد و منفعت فصد دوم باطل می گردد. هر گاه خون به فاصله متعدد گرفته می‌شود و رگ قوی است سر رگ را باید .گشاد باز کرد

« اگر سر رگ ملتهب است باید بهتر بزنند. رگ باسلیق ( Basilic ) اگر باد کند آن را دفعه دوم نمی توان باز کرد و باید آن را با گلاب و اندکی سرکه تر کرد و بست و رگ دیگری را از جانب دیگر باید زد.»

باب شانزدهم: هرگاه خون به جانبی میل کرد چگونه می توان آن را برگرداند

هرگاه بخواهند خون را از جانبی که به آن میل پیدا کرده به جانب مخالف هدایت کنند به دو :طریق ممکن است

• آن را به سمتی هدایت کنند که برابر آن سمت باشد یا عضوی برابر آن عضو باشد، مثلاً: اگر خون به جانب پس سر میل کند رگ پیشانی را بزنند و اگر به جلو سر میل کند پشت سر و گردن را حجامت کنند و اگر به دست راست میل کند دست چپ را فصد کنند و به عضوی هدایت کنند که فراسوی آن در بالا پایین تر باشد. مانند خونریزی از بینی که حجامت سر کنند و در .تفریط حیض (متروراژی و منوراژی) پایین پستان ها را حجامت کنند

در راستای عضو نیز چنان است مثلاً: اگر خون از بینی راست بیاید حجامت را در جانب راست می کنند و اگر چشم راست درد کند یا گلو درد (آنژین یا دیفتری) در سمت راست باشد بادکش در پهلوی راست گذارند و اگر رگ بزنند از دست راست انجام دهند. به خاطر بیماریهای جگر باسلیق راست را فصد کنند (شکل 1) و به خاطر بیماری طحال اسیلم چپ را زنند (شکل2) و هرگاه خون به تمام جهت میل کرد و مستقر شد باید رگی را بزنند که نزدیک به آن عضو باشد و منسوب به آن باشد و خون بیشتری از آن بیاید و ماده هم اگر به سمتی میل کرد باید از همان .سمت و عضو برابر درد را تسکین داد و سپس مشغول بازگرداندن ماده شد

باب هفدهم: در اندیشه تدابیر اصلاحی برای رگ زدن

در طبع گرمایی باید تابستان را انتخاب کرد و در روزی که هوا مناسب باشد

در ساعات دومین و نخستین با آرامش قبل و پس از رگ زدن فصد باید صورت گیرد

در روز قبل و بعد از فصد باید طعام کمتر و سبک تر میل شود و چیزی بخورند که صفرا فروکش نماید. مانند: سوپ، مرغ و یا تخم مرغ برشته (بعد از حجامت و فصد

پس از قی کردن و اسهال و مقاربت و بی خوابی و رنج و ناگواری و ضمن خونریزی و (هرکاری که بدن را گرم کند و سبب آن تحلیل بدن باشد فصد نباید کرد .

پس از فصد یک ساعت به پشت استراحت کنند ولی نباید زیاد بخوابند که خوابیدن زیاد سبب .شکستن و سستی اندام ها است. در خوردن شراب باید احتیاط نماید

زخم جراحت رگ را نیکو باید بست و زمان خواب نیز کسی متوجه او باشد

در افراد مست خون باز شود و ضعف و ترس هلاک شدن وجود دارد

هرگاه کسی بعد از فصد به غش و ضعف افتد باید از آبگوشت و نوشیدن خوش بوی صاف شده .استفاده نماید و به وسیله ی عطرهای خوش و مرغ بریان پذیرایی کنند تا بوی آن به مشام رسد

گروهی گفته اند بوی بنفشه در حال ضعف و غش زیان آور است (این موضع مورد تامل است) افراد مرطوب را بهتر است قبل از فصد یکی دوساعت ورزش داد تا حرارت آن ها افزوده و اخلاط ور طوبات افزایش گردد .

باب هجدهم: در بیان شناخت رگ ها که در چه بیماری ها و زمانی باید زده شود

جالینوس گوید در فصد اعتماد به روز بیماری ها نباید کرد چون عده ای می گویند دورترین .زمان روز سوم است برخی می گویند روز چهارم و برخی شدت بیماری را در نظر می گیرند .ولی بیشترین نظریه ها به قطع تب و قوت در آخر بیماری اشاره کرده اند

در موارد منعی نیز که قبلاً کفتیم نمی توان فصد کرد مگر آنکه بر طبیب مسلم شود که تاخیر جایز نیست. مانند تنگ نفس شدید، طپش قلب و گلودرد چرکی که رگ ها برجسته می شود و سکته که رنگ صورت سرخ و سیاه میگردد یا خونریزی شدیداست و زمانی که مهلتی وجود .ندارد

ساعت دوم و سوم ایام سلطنت خون است و بهترین ساعت فصد می باشد

پس از خوردن صبحانه و آن گاه که میل به عضوی می نماید و از نظر فصل بهار نیکوترین است، مخصوصاً کسانی که دچار بیماری های خونی بسیاری می شوند، که در اول بهار و میان فصل خزان فصد کردن واجب می باشد، به خاطر آن که ضمانت تندرستی را می کند (قصد پیشگیری) بنابراین رگ زدن و فصد نمودن شخص دارای مزاج مرطوب در آخر بهار و در معتدل میان بهار و اشخاص گرمایی در آغاز بهار و در عرق النساء (کمردرد یا سیاتالژی) در .حزیران زمانی که خورشید در برج سرطان است

باب نوزدهم: در بیان ضررهای حاصل از دفع زیاد خون

اختلال مزاج در اثر دفع خون از قبیل شهوت طعام و استسقاء (ادم) و همچنین پیری زود رس ایجاد میگردد معده و جگر تضعیف می شود و قوت ها تحلیل می رود که نخست نیروی حیوانی و بعد قوت طبیعی ضعیف می گردد و سپس موجب تولید خلط های بد و رطوبت خام در بدن می گردد. به علاوه ترس، لرزش، سکته و فلج می باشد که برای جبران ضعف نیروها از آبگوشت .می توان استفاده کرد و مشک و عطر تجویز میگردد

هرگاه خون سودائی شود به فصد کردن نیاز است که در اثر فصد آسایش و آرامش زیاد پیدا می .شود. ولی اگر در حال بیماری باشد خطر بیماریهای دیگر بسیار سخت است

زمانی که فصد سبب حرکت خلط‌های بدن شود نیاز به فصدهای متواتر است و باید توجه نمود که .در بدن کدام خلط بیشتر است در این صورت بدن را به مسهل آن خلط پاک باید کرد

باب بیستم: در بیان ضررهای حاصل از خارج نکردن خون هنگام نیاز

در صورت، تولید جوش و کورک و زخم های بزرگ، تب های مداوم، سردرد شدید (جلوی (سر)، مننژیت و در اعضا دیگر (آبله) طاعون، سرسام، سکته و هموپتزی(بالا آوردن خون

.جذام( سرطان )مرگ است

باب بیست‌و یکم: در بیان شناخت رگ‌ها و شریان‌ها که باید بگشایند و ببرند و داغ کنند

سیاهرگ‌ها و شریان‌هایی که باید بزنند چهل و هشت تا است. دوازده رگ در دو دست می‌باشد که اصل آن دو رگ است یکی قیفال (سفالیک)،‌دیگری باسلیق(بازیلیک) شکل و ده رگ دیگر مرکب از شاخه‌های این دو رگ اصلی است. که از کبد آمده‌اند. قیفال از قلب دورتر و باسلیق در وسط‌تر و از جگر می‌آید و قبل از دست به دو رگ تقسیم می‌شود و شاخه‌ی بزرگتر آن به دست و کوچکتر آن به سر می‌رود و به مغز رفته و چون می‌آید در کتف و سینه پراکنده می‌شود و به همین خاطر فصد باسلیق علت‌های جگر و طحال (سپرز) و شش و علت حجاب (پریتوان جداری) مانند ذات الجنب و ترشح مایع در آن و همه دردهای لگن و زانو و ساق و قدم (پا) را .استفاده می‌دهد

باسلیق به این خاطر گفته می‌شود که در لغت یونانی به پادشاه بزرگ گویند چون رگ بزرگی است که به اندام‌های شریف وابستگی دارد. در دست باسلیق ابطی (شکل2) نزدیک به بغل (ابط به .تازی یعنی بغل) و باسیلق مادیان (شکل2) رگ دیگر آن است

رگ قیفال از جگر به سوی بالا آمده است تا به چنبر گردن و از آنجا به دو بخش و باز هر بخش به دو قسمت دیگر تقسیم می‌گردد که یکی کوچکتر و دیگری بزرگ‌تر ند و هر کدام به جانبی از گردن و به سر و لب و به مغز می‌رود که مانند باسلیق چون فرش در حجاب‌های مغز پراکنده می‌شود. سپس پایین آمده و در برخی مخفی‌تر است که به خاطر پوشیده شدن در زیر .عضله است

خون‌گیری از محل ورید‌ها که محل ورود گازکربنیک ( Co 2 ) و محل ریخته شدن اصلی مجاری لنفاتیک می‌باشد، به طور مکرر بر حسب بیماری مختلف عنوان شده است و چه نیکو است که مراکز خون بر حسب سابقه‌ی بیماری یا بیماری فعلی این نکته را رعایت نمایند که از .وریدهای خاصی برای تامین خون، فصد انجام شود

مثلاً: ورید وداج ( Jugular )(شکل) دردهای قفسه سینه، تنگی نفس، گرفتگی صدا، ذات الریه، بیماریهای طحال- مراحل اولیه جذام، بیماری‌های پوستی، مثلاً: اگزما، لک و پیس و سرطان را .درمان می‌نماید





وریدهای زیر زبان‌( Ranin Vein ) برای آفتهای دهان و اطراف لوزه‌ها، های .زبان کوچک و دهان، سنگینی زبان، گلودرد، لنفادنوپاتی گردن موثر می‌باشد

فصد ورید‌های گوشه داخل چشم ( Angular Vein ) برای دردهای چشم، التهاب، بیماریهای صورت، هیرسوتیسم، بلفاریت، شب‌کوری، سردرد و موی داخل چشم استفاده می‌شود

خونگیری از ورید زیر عنفقه یا زیر لب ( Inf.Lab ) برای بوی بد دهان موثر است

خونگیری از ورید بازیلیک (باسلیق) در بیماریهای زیر حلق و گردن و نواحی سینه و شکم مثل .کبد، طحال، ریه، پلور، پنومونی و همه‌ دردهای سرین، زانو، ساق پا و کف موثر است

خونگیری از سفالیک (قیفال) در بیماریهای سر، چشم،بینی و کام، بیماریهای دهان، دندان و لب .موثر است


ورید اکحل ( Median Cubital ) که خون را از اندام فوقانی و تحتانی می‌کشد، تورم این نواحی .(را کاهش می‌دهد و خون فاسد تمام بدن را تخلیه می‌کند

ورید متاکارپال دورسال (اسیلم) پنومونی پلوریت درد مقعد و بواسیر را .کاهش می‌دهد

در دست راست بیشتر برای بیماریهای کبدی و در دست چپ برای طحال و کچلی و خارش سود .دارد


ورید (حبل الذارع)( Accesory cephalik ) برای بیماریهای سر، چشم، کام، دهان، دندان و لب (.موثر است

خون دادن از وریدهای اندام تحتانی صافن

در بیماریهای اندام تحتانی و پایین تنه مثل: دردهای رحمی، بند آمدن عادت ماهیانه، (آمنوره) بیماریهای کلیه، خارش دستگاه تناسلی مردانه،‌ زخمهای مزمن‌ ران و ساق موثر است.



ورید ( int. sapf ) مابض در درد احشاء و پشت، عقب افتادن عادت ماهانه، دردهای رحمی،‌مقعد و در بواسیر، بیماریها و دردهای کلیه، التهاب مزمن کلیه و مثانه موثر است رگ عرق‌النساء در سیاتالژی و کشاله ران موثر است.

از نظر پزشکی جدید عبارتست از باز کردن مصنوعی یکی از سیاهرگها به منظور گرفتن خون تجویز فصد در مواردی مانند: ادم ریوی، پولی سیتمی ورا، اورمی‌های تهدید کننده، اکلامپسی، فلج ناگهانی حاصله از خونریزی مغزی (ناآرامی‌های شدید و تحریک‌پذیری، سردردهای شدید، اختلالات گفتاری، تشدید رفلکس‌ها)، همچنین در پلتورا Plethora (غلبه‌ی مزاج، پرخونی و چاقی مفرط) و آسم قلبی توصیه می‌شود .

در مواردی که ضرورت انجام خون گیری تایید شده باشد، می‌توان با توجه به موقعیت شخص بیمار، به مقدار 500 تا 1000 سانتی‌متر مکعب، خون از شخص مورد نظر گرفت .

در طب سنتی، خون گرفتن، یکی از پایه‌های درمانی بسیاری از بیماری‌ها بوده و درباره‌ی موارد استفاده از این کار، ‌ممنوعیت، تدابیر و احتیاطات، بطور پراکنده مطالبی بیان شده که نظر ابن‌سینا در این مورد بسیار جالب و ارزنده است و از همین‌رو چکیده‌ای از سخنان او را در :اینجا نقل می‌کنیم

1- اندیکاسیون‌های رگ زدن: ( مواردی که رگ زدن بیمار سودمند است)

الف: برای کاهش مقدار خون افرادی که دچار پرخونی هستند

ب: برای کاهش کیفیت خون بیمارانی که خون آن‌ها غیرطبیعی است و درمانی بجز خونروی .ندارند، مانند: ابتلاء نقرس خونی که باید از نزدیکترین رگ به عضو مبتلا خون گرفته شود

ج: برای جمع شدن هر دو علت فوق در یک بیمار

کنترا اندیکاسیون‌های رگ زدن: (مواردی که رگ زدن ممنوع است)

الف: دوران حاملگی و عادت ماهیانه

ب: دوره‌ی پیشرفت بیماری‌ها، برای اینکه قدرت بیمار در مقابله با دوران بحرانی بیماری محفوظ بماند، همچنین در اغلب بیماری‌های تب‌دار که همراه یا بدون تشنج هستند و در بیمارانی .که از دردهای بسیار شدید رنج می‌برند

د: طبیب بایستی در تمام مدت خونروی، مراقب نبض بیمار باشد و به مجرد آنکه نبض ضعیف .شد یا بیمار دچار رنگ‌ پریدگی و یا خمیازه شد، رگ را ببندد و خونروی را متوقف کند

هـ: مقدار خونروی برای همه‌ی افراد یکسان نیست و به وضع بدنی شخص بستگی دارد

و: نباید به دنبال خونروی مبادرت به ورزش و فعالیت‌های سنگین بدنی کرد بلکه باید مدتی در .بستر استراحت نمود

ز: افرادی که مدتی دچار بیماری بوده‌اند و ناچار به رگ زدن آنها هستیم، در اولین وهله‌ی خونروی باید دقت کنیم اگر خون رقیق خارج شد فوراً‌ رگ را ببندیم ولی اگر خون غلیظ و کدر .مایل به سیاه رنگ و گرم خارج شد، می‌توان خرنروی را ادامه داد

ح: در مواردی که کیفیت خون غیرطبیعی باشد و ناچار به رگ زدن هستیم باید مقدار اندکی خون از بیمار گرفته سپس رژیم غذایی بسیار خوبی برای وی به کارگیریم و پس از مدتی مجدداً کمی از خون وی را خارج کنیم. بدین ترتیب خون غیر طبیعی را به تدریج خارج نموده‌ایم و .خون خوب و تازه ناشی از تغذیه‌ی خوب را جایگزین خون بد خارج شده نموده‌ایم

ط: رگ زدن بیمارانی که دچار وسواس یا دیوانگی هستند باید در هنگام شب و موقع خوابیدن .آنان انجام گیرد و باید رگ مختصر زده شود تا خونریزی زیاد نباشد

ی: برای نیشتر زدن، رگ قیفال ( Cephlic Vein ) سالم‌تر از سایر رگ‌هاست

ک: سیاهرگ‌های دست خون گرفتن (فصد) از آن‌ها توصیه می‌گردد عبارتند از

• (سیاهرگ قیفال (سیاهرگ راسی= Cephlic Vein

• سیاهرگ اکحل (سیاهرگ زنداسفلی میانی « سیاهرگ چهار اندام» = Median cubital Vein .

• سیاهرگ باسلیق )سیاهرگ موسوم به Basilic Vein )

• سیاهرگ حبل الذراعی) سیاهرگ راسی فرعی Accessaiy cephalic Vein )

• سیاهرگ اسیلم )سیاهرگ‌های پش دستی Dorsal metacarpal Vein )

• سیاهرگ زیر بغلی ( Axillary Vein )

• صافن (سیاهرگ) -‌( Great saphenous ). وریدی است که از پشت تا زیر رباط مغبنی امتداد داشته و به ورید رانی می‌ریزد.

ج: افراد زیر 12 ساله و افراد مسن، البته اگر در یک شخص مسن از زیادی خون و گشادی و پر بودن رگ‌ها مطمئن باشیم و چهره‌ی آن‌ها گلگلون باشد، می‌توان اندکی خون گرفت ولی باید .در نظر داشت که یکی از عوارض خونروی در افراد مسن، سکته است

د: افرادی که دچار لاغری شدید یا چاقی مفرط هستند، چون افرادی که در مناطق سردسیر .زندگی می‌کنند

ه: بلافاصله پس از فعالیت‌هایی که مقداری از قدرت بدن را مصرف نموده‌اند از قبیل: پرخوری، .نزدیکی و استحمام

عوارض رگ‌زدن

الف: خشکی زبان که برای برطرف کردن آن باید از (ماء الشعیر بدون الکل) و آب شکر استفاده .کرد

ب:‌جذب مواد نامطلوب و این هنگامی اتفاق می‌افتد که شخص پس از پرخوری مبادرت به رگ .زدن کند، در اینجا برای جبران خون نامطلوب از دست رفته جذب بدن وی می‌شوند

ج:‌بیهوشی بخصوص در کسانی که سابقه‌ی رگ زدن نداشته و این عمل به صورت ناگهانی در ‌آن‌ها انجام می‌گیرد

د: مرگ در افراد مسن و یا در کسانی که خون آن‌ها زیاد نیست و به علت اشتباه طبیب خونروی از آن ها صورت می‌گیرد

باید دانست نقاطی از بدن که دچار تورم هستند پر خون می‌شوند زیرا محل متورم باعث جذب خون به سوی خود می‌شود

نکاتی را که باید هنگام رگ زدن رعایت کرد

الف: رگ زدن را می‌توان از ورید تا شریان انجام داد

ب: خونروی اندک در دفعات متوالی، بهتر از خونروی زیاد در یک دفعه است

ج: شخصی که از وی خون گرفته می‌شود باید در حالت دراز کش باشد تا دچار غش .نشود(Coma )

در فصد اندام تحتانی، باید بیمار ابتدا ایستاده و بر پای مبتلا تکیه کند

نتیجه

در بین صدها بیمار، ما تنها تعداد انگشت‌شماری با وجود گزارشات MRI و اسکن مبنی بر دیسک از جا درآمده ( Protrude ) بدون درمان جراحی دیسک، نتیجه‌ی مثبت گرفته‌ایم و بیمار کاملاً‌ بحالت عادی برگشته است. البته چند مورد بدون درمان هم که نمی‌خواستند کلیه دستورات را پیگیری نمایند، دیده شد

خشکی مفاصل را با تکرار ماساژها (روغن زیتون داخل حمام، روغن سیاهدانه و گل بنفشه بعد و قبل از حمام)، بخصوص حجامت‌ها برحسب سن و یا در صورت لزوم از 3 نقطه مستحب کتف، سر و کمر می‌توان اصلاح نمود. بطور کلی از مسکن و خواب‌آورهایی که حرکت‌های .مفصلی را کند می‌کند نباید زیاد استفاده کرد

همانطور که از آغاز شرح دادیم، سلامت روحی نیز از ارکان موفقیت ما است که در کنار تطهیر خونی باید با ورزش و کارهای عقیدتی و تربیتی کامل گردد. در این زمینه ترک سیگار، هم از طریق روان درمانی و حجامت انجام می‌شود که به بحث ترک اعتیاد در طب اسلامی نیز .باید توجه نمود


تجويز فصد در مواردي مانند: ادم ريوي، پولي سيتمي ورا، اورمي‌هاي تهديد كننده، اكلامپسي، فلج ناگهاني حاصله از خونريزي مغزي (ناآرامي‌هاي شديد و تحريك‌پذيري، سردردهاي شديد، اختلالات گفتاري، تشديد رفلكس‌ها)، همچنين در پلتورا Plethora (غلبه‌ي مزاج، پرخوني و چاقي مفرط) و آسم قلبي توصيه مي‌شود.

در طب سنتي، خون گرفتن، يكي از پايه‌هاي درماني بسياري از بيماري‌ها بوده و درباره‌ي موارد استفاده از اين كار، ‌ممنوعيت، تدابير و احتياطات، بطور پراكنده مطالبي بيان شده كه نظر ابن‌سينا در اين مورد بسيار جالب و ارزنده است و از همين‌رو چكيده‌اي از سخنان او را در اينجا نقل مي‌كنيم:

1- انديكاسيون‌هاي رگ زدن: ( مواردي كه رگ زدن بيمار سودمند است).

الف: براي كاهش مقدار خون افرادي كه دچار پرخوني هستند.

ب: براي كاهش كيفيت خون بيماراني كه خون آن‌ها غيرطبيعي است و درماني بجز خونروي ندارند، مانند: ابتلاء نقرس خوني كه بايد از نزديكترين رگ به عضو مبتلا خون گرفته شود.

ج: براي جمع شدن هر دو علت فوق در يك بيمار

2_ كنترا انديكاسيون‌هاي رگ زدن: (مواردي كه رگ زدن ممنوع است)



الف: دوران حاملگي و عادت ماهيانه.

ب: دوره‌ي پيشرفت بيماري‌ها، براي اينكه قدرت بيمار در مقابله با دوران بحراني بيماري محفوظ بماند، همچنين در اغلب بيماري‌هاي تب‌دار كه همراه يا بدون تشنج هستند و در بيماراني كه از دردهاي بسيار شديد رنج مي‌برند.

د: طبيب بايستي در تمام مدت خونروي، مراقب نبض بيمار باشد و به مجرد آنكه نبض ضعيف شد يا بيمار دچار رنگ‌ پريدگي و يا خميازه شد، رگ را ببندد و خونروي را متوقف كند.

هـ: مقدار خونروي براي همه‌ي افراد يكسان نيست و به وضع بدني شخص بستگي دارد.

و: نبايد به دنبال خونروي مبادرت به ورزش و فعاليت‌هاي سنگين بدني كرد بلكه بايد مدتي در بستر استراحت نمود.

ز: افرادي كه مدتي دچار بيماري بوده‌اند و ناچار به رگ زدن آنها هستيم، در اولين وهله‌ي خونروي بايد دقت كنيم اگر خون رقيق خارج شد فوراً‌ رگ را ببنديم ولي اگر خون غليظ و كدر مايل به سياه رنگ و گرم خارج شد، مي‌توان خرنروي را ادامه داد.

ح: در مواردي كه كيفيت خون غيرطبيعي باشد و ناچار به رگ زدن هستيم بايد مقدار اندكي خون از بيمار گرفته سپس رژيم غذايي بسيار خوبي براي وي به كارگيريم و پس از مدتي مجدداً كمي از خون وي را خارج كنيم. بدين ترتيب خون غير طبيعي را به تدريج خارج نموده‌ايم و خون خوب و تازه ناشي از تغذيه‌ي خوب را جايگزين خون بد خارج شده نموده‌ايم.

ط: رگ زدن بيماراني كه دچار وسواس يا ديوانگي هستند بايد در هنگام شب و موقع خوابيدن آنان انجام گيرد و بايد رگ مختصر زده شود تا خونريزي زياد نباشد.

ي: براي نيشتر زدن، رگ قيفال (Cephlic Vein) سالم‌تر از ساير رگ‌هاست.

ج: افراد زير 12 ساله و افراد مسن، البته اگر در يك شخص مسن از زيادي خون و گشادي و پر بودن رگ‌ها مطمئن باشيم و چهره‌ي آن‌ها گلگلون باشد، مي‌توان اندكي خون گرفت ولي بايد در نظر داشت كه يكي از عوارض خونروي در افراد مسن، سكته است.

د: افرادي كه دچار لاغري شديد يا چاقي مفرط هستند، چون افرادي كه در مناطق سردسير زندگي مي‌كنند.

ه : بلافاصله پس از فعاليت‌هايي كه مقداري از قدرت بدن را مصرف نموده‌اند از قبيل: پرخوري، نزديكي و استحمام.

احادیث در رابطه با فصد (رگ زدن):

مكارم الأخلاق :

كسى نزد امام كاظم عليه‏السلام ، از فراوانى گَرى‏ اى كه بدان مبتلا بود ، اظهار ناراحتى كرد . فرمود : “گَرى ، از بخارِ جگر است . برو و پاى راست خود را رگ بزن و بر استفاده كردن از دو درهم روغن بادام شيرين ، همراه با آب كشك جو ، ملازمت كن و از [خوردن] ماهى و سركه نيز حذر كن” .
آن مرد ، اين كار را انجام داد و به اذن خداوند عز و جل ، بهبود يافت .
مكارم الأخلاق ، جلد 1 ، صفحه 176 ، حديث 527 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 128 ، حديث 90 دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 516



امام رضا عليه‏السلام :
هر كس مى‏ خواهد سودا او را نسوزاند ، بر او باد قى كردن ، رگ زدن و نوره كشيدن .
طبّ الإمام الرضا عليه‏السلام ، صفحه 42 ، بحار الأنوار ، جلد 62 ، صفحه 325 وفيه “ومداومة النورة” ، دانش نامه احاديث پزشكي : 1 / 464 سودا ،

يكى از اخلاط چهارگانه است كه به عقيده قدما جسم انسان بر پايه آنها استوار شده و صلاح و فساد بدن نيز به آنها بستگى داشت.در بحار الأنوار ، عبارت چنين آمده است : “هر كس مى ‏خواهد سودا را بسوزاند . . . و مدوامت بر نوره كشيدن كند” .

ممنون از صبر و توجه شما عزیزانم Heart

منابع :
islamteb.ir
parsiteb.com
انجمن طب سنتی - کل نگر ایران
کلینیک درمانی نصر
 سپاس شده توسط Saeed141 ، Mahacita Bahuruci ، konda ، hourisima ، جویا
#15
با درود فراوان . بنده تجربه طب های زیادی رو برای درمان بیماری هام داشتم و بهترین و تاثیر گذارترینش همین طب سنتی ابوعلی سینا هستش و با پیروی از دستوراتش میتونین هم خودتونو درمان کنید هم از بیماریها در امان بمونید من بعد از مراجعه به حکیم این طب فهمیدم همه بیماریهان بخاطر غلبه بلغم و سودا هستش و نباید غذاهایی با طبع سرد بخورم جالبه با رعایت در همون روز های اول بیماریهام که روماتیسم مفصلی و گوارشی بود از پیشرفت ایستاد و رو به بهبود رفت و تا الانم دارم از رژیمش پیروی میکنم و حتی سرماخوردگی هم به سراغم نمیاد ولی چون بیماری روماتیسمم پیشرفت کرده و بلغم به تموم بدنم در زمانی که تغذیه غلط داشتم سرایت کرده باید رعایت کنم و خیلی سادست رژیمش مثلا به جای مرغ ماشینی از بوغلمون استفاده میکنم یا جای گوشت مذر گاو از شتر و گوسفند . من طب سنتی ایران رو خیلی قبول دارم و توصیم به همه اینه برای بیماری ها اول به یه حکیم طب سنتی مراجعه کنید بعد روش های انرژی رو در کنارش انجام بدین که سریعتر نتیجه بگیرین .  با رعایت اصول تغذیه طبق مزاجتون بیماری به سراغتون نمیاد.
 سپاس شده توسط bashar ، جویا


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان