امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آشنائی با طب سنتی ایران Traditinal Iranian Medicine
#1
سلام به همه شما خوبان عزیزم مخصوصا ماها چیتای عزیزم Heart

هدف از ایجاد این تاپیک ایجاد این فرهنگ تقریبا( البته تقریبا ) دوباره زنده شده در ما ایرانی هاست که نقش شایانی در پیشبرد اهداف انسانی اخلاقی و معنوی هر انسان میتونه داشته باشه ، البته مدیریت محترم مطمئنا از انواع طب های سنتی کشور های متفاوت آگاه بوده و در این زمینه میتونن کمک فوق العاده ای در این زمینه به ما هنر آموزان بکنند ! لذا ، این تاپیک برای تنها آگاهی شما بزرگان ایجاد نشده و با تمام وجود ( با اجازه مدیریت محترم ) ازشما عزیزان برای کمک در اشاعه این فرهنگ و بیداری در این زمینه و شفاف سازی این علوم و طریقه به کار گیریشان از شما دعوت به همکاری مینمایم HeartAngelHeartIdea
این پست رو به شما خوبان تقدیم میکنم Heart :

آشنائی با طب سنتی ایران Traditinal Iranian Medicine :

یکی از سؤالاتی که برای انسان همیشه مطرح بوده این است که خاستگاه اصلی طب و کلا حرفه پزشکی در کدام سرزمین بوده و چگونه مکاتب درمانی در جهان شکل گرفته است. بر اساس شواهد تاریخی، ایران منشاء طب در جهان بوده است. البته دیرینگی و آغاز پزشکی را در هیچ کشوری به درستی نمی‌توان یافت زیرا از همان زمان که بشر از ابتدای خلقت به درد و جراحت مبتلا گشته، در پی چاره جویی و درمان برآمده و دست به نخستین اقدامات درمانی زده است. ولی به طور مکتوب نخستین فردی که به عنوان پزشک معرفی شده، حدود 7000 سال قبل از میلاد مسیح شخصی به نام تریتا در ایران بوده که توسط اهورا مزدا به زرتشت معرفی شده است.

از توجه و صبرتون تشکر میکنم.

مکتب مزدیسنا
بیش از 6500 سال قبل از میلاد مسیح، مکتب مزدیسنا توسط زرتشت در شمال غربی ایران بنا نهاده شد. پایه این مکتب بر اساس بهی بخشی بود. برای اولین بار واژه درمان و پزشکی در این مکتب جاری گشت و مقام پزشک پرارج گردید. در این مکتب علاوه بر درمان بر بهداشت نیز تاکید شده بود. پاکی چهار آخشیک (عنصر) هوا، خاک، آب و آتش از دستورهای مهم این مکتب بوده است.
کوروش (550 سال قبل از میلاد) از قوانین پزشکی و بهداشتی آگاه بوده تا جایی که پرستاری بیماران خانواده شاهی را خود به عهده می‌گرفته و همواره تاکید داشته که ”با تعدیل خورش، ورزش و سکونت در آب و هوای مساعد باید تندرستی را حفظ کرد“.
انتقال طب به یونان
با ظهور بقراط در یونان که هم‌زمان با اردشیر اول (460 قبل از میلاد) بود، به تدریج قطب پزشکی به سمت یونان متمایل شد و با حمله اسکندر به ایران کتب با ارزش پزشکی پس از مشاوره اسکندر با ارسطو به یونان فرستاده و ترجمه شد و مابقی کتب به آتش کشیده شد. بنابراین به گواه پژوهشگران غربی طب در آغاز از ایران به یونان منتقل شده است و تلاش‌های بقراط در جمع‌آوری این مجموعه دانش در زمان خود باعث شد عنوان «پدر دانش پزشکی» به وی اطلاق شود؛ اما به جهت شناخته شده بودن بقراط و پزشکان پس از وی و مکتوبات آنان، به رغم خاستگاه غیر قابل انکار ایران در عرصه پزشکی، واژه «طب یونانی» بیش از همه در دنیا شناخته شده است. با وجود این، جهش بی‌نظیر این دانش در دوره اسلامی و گسترش آن و آزمودن پزشکی به محک تجربه، توسط پزشکان شهیر این مرز و بوم از جمله ابن سینا، محمد بن زکریای رازی و علی ابن ربّن طبری باعث شد تا نام این دانش همواره با نام ایران اسلامی عجین باشد.

انتقال مجدد طب به ایران
در سال‌های 141 تا 171 میلادی، به فرمان شاهپور اول ساسانی، دانشگاه گندی شاهپور در جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر بنا شد. فعالیت رسمی و مهم این مرکز در سال‌های 310 تا 370 میلادی یعنی زمان شاهپور دوم آغاز شد که در کنار علوم دیگر، عمده فعالیت آن پزشکی بود که تا 600 سال مهم‌ترین کانون پزشکی خاورمیانه بود.

بعد از فتح ایران توسط مسلمانان، مرکز علوم پزشکی به بغداد منتقل گشت و دانشمندان ایرانی مسلمان طب را احیا و تکمیل نمودند.
در قرن‌های 13 و 14 میلادی در جریان جنگ‌های صلیبی طب از ایران به اروپا منتقل شد. در طی این سال‌ها (قرن‌ها) طب ایرانی در مراکز علمی و دانشگاهی غرب تدریس می‌شد به طوری که بیش از 500 سال کتاب قانون ابن سینا مرجع آموزش پزشکی بوده است.

کنار زده شدن طب ایرانی
در طی قرون 14 تا 16 میلادی به علت تعصبات مسیحی و شروع دوره رنسانس و به خصوص با ظهور پاراسلسوس که یک شیمیدان بود، طب سنتی به مرور جای خود را به طب شیمیایی داد.

با نفوذ غرب در دوره صفویه و قاجاریه، طب سنتی ایران از زادگاهش طرد شد و جای خود را به سیستم درمانی غربی و داروهای ساخته شده توسط آنان داد.

طب سنتی ایران را طب مزاجی یا طب اخلاطی نیز می‌گویند، زیرا اساس تشخیص و درمان بر مبنای تعیین مزاج در حالت صحت و در حالت بیماری است.

بسیاری از مردم عمل حجامت را معادل با طب سنتی می‌دانند، در صورتی که حجامت تنها یکی از روش‌های درمانی در طب سنتی است که باید با صلاح دید پزشک صاحب نظر در این زمینه و با رعایت تدابیر لازم در قبل و بعد از آن انجام گیرد.
گاهی به اشتباه طب سنتی را معادل با طب اسلامی فرض می‌کنند، لازم به ذکر است تعالیم و دستورات درمانی که توسط پیامبر اکرم (ص) و معصومین توصیه و ارائه شده است، فراتر از اصول علمی است ولی در قالب یک مکتب درمانی به شمار نمی‌آید. از طرف دیگر زمان و اقلیم و شرایط و شرح حال هر بیمار در زمان توصیه دستورات درمانی از سوی پیامبر (ص) و امامان باید مورد توجه قرار گیرد.


تعریف طب سنتی ایران
برای آشنائی بیشتر با مفهوم کلی و ویژگی‌های مکتب طب ایرانی، لازم است نخست با تعریف طب مکمل آشنا شویم.

طب مکمل Complementary and Alternative Medicine
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، به مجموعه‌ای از روش‌های تشخیصی و درمانی گفته می‌شود که با تفکر حاکم بر سیستم‌های بهداشتی رایج تفاوت کلی دارد.

اغلب این روش‌ها تاریخچه بسیار طولانی و حتی چند هزار ساله دارند که نیاکان انسان‌ها بر اساس دریافت‌ها، باورها و تجربیات هر فرهنگی به آن دست یافته‌اند.

علل گرایش به طب‌های مکمل را می‌توان در موارد زیر جستجو کرد:

کل نگری
توجه به روش زندگی
معنویت
درمان ریشه‌ای بیماری
عوارض درمان‌های رایج
هزینه و دسترسی
رابطه متقابل پزشک و بیمار


بیش از ده‌ها نوع مکتب درمانی به عنوان طب مکمل در کشورهای مختلف جهان شناخته شده و در حال انجام و بررسی هستند از جمله طب سوزنی، هامیوپاتی، آیورودا، رایحه درمانی ...و از معروف‌ترین و مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به طب سنتی ایران (طب یونانی) اشاره کرد.

مکتب طب ایرانی مانند هر مکتب و مجموعه‌ای، دارای فلسفه و دیدگاه‌های خاص خود بوده و برای بیان آن‌ها از مجموعه‌ای از لغات و اصطلاحات بهره می‌برد که باید برای فهم کامل جزئیات آن، لغات و اصطلاحات عیناً آموخته و بکار گرفته شوند که در این صورت در هردو حیطه حفظ سلامتی و درمان بیماری‌ها می‌توان موفق عمل نمود.

تعریف طب

از دیدگاه ابن سینا طب علمی است که به واسطه آن احوال بدن انسان شناخته می‌شود از جهت آنچه که موجب سلامتی و بیماریِ آن است تا صحت و سلامتی موجود را حفظ کند و در صورت از دست رفتن سلامتی، آن را به بدن برگرداند.

در کتاب هدایة المتعلمین تألیف ابوبکر ربیع ابن احمد اخوینی از اطبای بزرگ قرن چهارم طب این‌گونه تعریف شده است:

بجشکی (پزشکی) پیشه‌ای بود که تندرستی آدمیان را نگه دارد و جون رفته باشد باز آرد از روی علم و عمل.

نکته مهم در این تعریف‌ها این است که هدف پزشکی و وظیفه پزشک را حفظ تندرستی انسان دانسته و درمان را در اولویت بعدی قرار داده است و این دیدگاه حتی بسیار متعالی‌تر از آن چیزی است که امروزه در پزشکی رایج با عنوان طب پیشگیری مطرح شده است.

تقسیم بندی علم طب

دانش پزشکی به دو بخش تقسیم می‌شود: طب نظری و طب عملی

طب نظری:

دانشی است که چگونگی عملکرد طبیعی و تغییرات بدن انسان و عوامل مؤثر بر آن را که منجر به سلامتی یا بیماری می‌شوند را بررسی می‌کند و پزشک را در نهایت به تشخیص می‌رساند. طب نظری شامل سه بخش است:

امور طبیعیه: اموری هستند که هستی، قوام و حفظ کمالات جسمی بدن انسان، بر آن‌ها مبتنی است.

اسباب و علل: علت ایجاد تغییرات در بدن انسان و عوامل مؤثر بر آن و چگونگی بروز بیماری را بررسی می‌کند.

دلایل و علائم: به بررسی علائم و نشانه‌ها می‌پردازد و پزشک را برای تشخیص حال سلامت یا بیماری راهنمائی می‌کند. مانند نشانه‌های مزاجی، نبض و ادرار شناسی

طب عملی:


شامل علم و عمل به روش‌هایی است که برای حفظ سلامتی یا باز گرداندن سلامتی بکار می‌روند که خود شامل سه بخش است:

تدابیر: که شامل مدیریت بر رفتارها و سیستم‌های تغذیه‌ای و سایر عوامل مؤثر بر سلامتی است.

دارو درمانی: که شامل استفاده از عوامل گیاهی و حیوانی و معدنی است.

اعمال دستی: مانند ماساژ و حجامت و سایر اعمال فیزیکی
 سپاس شده توسط annasufia ، Saeed141 ، konda
#2
چندین مطلب دیگه هم بدون ذکر منبع پست کرده بودین که پاک شدند ، لطفا قوانین انجمن را مطالعه و رعایت کنید.
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط annasufia ، Saeed141 ، سنجاقک
#3
سلام ماهاچیتا جان Heart

ممنونم از توجهتون یعنی اگر منبعش نا مشخص باشه بنویسم منبع نا مشخص مشکلی نداره ؟ Heart
 سپاس شده توسط annasufia ، Saeed141
#4
سعی کنید تا جای ممکن منبع رو ذکر کنید. کپی پیست در مورد مسائل انجمن طب کل نگر ، گیاه درمانی و.... مشکلی نداره ، اما باید حتما با منبع باشه.
در مورد مسائل مربوط به لایتورک و ریکی / انرژی و از این قبیل که به هیچ عنوان کپی توی انجمن پذیرفته نمیشه و بلافاصله پاک میشه.
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط annasufia ، عبدالله ، سنجاقک
#5
سلامHeart
واسه منم منبع نداشت کاش میگفتید حداقل سریعا ویرایش میکردم مینوشتم منبع نامعلوم تا شاید الباقی بچه ها هم استفاده میکردن ، ولی به هر حال انشاءا... که خیره !
 سپاس شده توسط Saeed141
#6
شما تو چندتا از پستاتون منبع رو ذکر نکردین و یادمه آخرش هم نوشته بودین دوستدار شما عبدالله یا همچین چیزی. خوب این رو میشه اینطوری برداشت کرد که منبع خودتونید، خیلی ها هم اینطوری برداشت می کنن! به هر حال از اینکه به فکر بچه ها و انجمن هستید ممنونم، اما قوانین ، قوانینه دیگه!
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط عبدالله ، Saeed141 ، konda ، سنجاقک
#7
سلام Heart

در این قسمت یک سایت رو معرفی میکنم که در مورد آبدرمانی و سنگ درمانی و طب سنتی , سیستم eft و طب گیاهی و .... ، کتاب های الکترونیکی (pdf) خیلی خوبی رو برای دانلود مجانی قرار داده که به نظر این حقیر بسیار مفید بود ، امیدوارم شما هم استفاده کنید Heart

کد:
http://yasbooks.com/News/print/231/

ممنونم از توجهتون
Heart
 سپاس شده توسط Saeed141 ، annasufia
#8
سلام به همه شما خوبان Heart
به منظور شفاف سازی و بسط بیشتر مطلب پیرامون آشنایی با طب سنتی ایرانی و همچنین بالا رفتن این فرهنگ سلامت جسم و جان و روشن تر شدن مسائل در بعضی از مقاله ها در قسمت آب درمانی این مقاله رو در پی معرفی اجمالی طب سنتی ایرانی در اول تاپیک قرار میدم ، تقدیم به شما عزیزانم Heart :


معرفی انواع مزاج ها و طبع ها



طبیعت انسان ها با هم متفاوت است و اگر بخواهیم سبک زندگی سالم و روش دستیابی به سلامت واقعی را تجربه کنیم باید به جسم و روان ازدید طب سنتی یا طب مزاجی نگاه کنیم.



از دیدگاه طب سنتی عوامل تشکیل دهنده جهان خلقت و بدن انسان 4 عنصر اصلی میباشد که به آنها ارکان گفته میشود ، این 4 رکن عبارتند از : اتش ( گرم و خشک ) ، هوا ( گرم و تر ) ، اب ( سرد و تر ) ، خاک ( سرد و خشک ).



مزاج همان طبع است و آنرا نباید با رکن اشتباه بگیرید ، مزاج غلبه یکی از رکن ها بر بدن انسان یعنی غلبه گرمی ، سردی ، خشکی یا تری میباشد.



انواع مزاج ها : مزاج اصلی یا جبلی ، صفراوی ، دموی ، بلغمی ، سوداوی ، معتدل ، معتدل گرم و تر ، معتدل سرد و تر ، معتدل گرم و سرد.



» مزاج اصلی یا جبلی : هر فرد از بدو تولدش دارای حرارت و رطوبت غریزی میباشد که به آن مزاج اصلی یا جبلی میگویند.



» مزاج صفراوی : رکن آتش غالب است ، این افراد مزاجی گرم و خشک دارند و آنها را صفراوی میگویند.



» مزاج دموی : رکن هوا غالب است ، این افراد مزاجی گرم و تر دارند و آنها را دموی میگویند.



» مزاج بلغمی : رکن آب غالب است ، این افراد مزاجی سرد و تر دارند و آنها را بلغمی میگویند.



» مزاج سوداوی : رکن خاک غالب است ، این افراد مزاجی سرد و خشک دارند و آنها را سوداوی میگویند.



» مزاج معتدل : تمام ارکان نسبتاً در حالت تعادل هستند و این افراد را مزاج معتدل میگویند.



» مزاج معتدل گرم و تر : ارکان آتش و هوا غالب بر سایر ارکان هستند ، این افراد مزاجی گرم دارند و انها را مزاج معتدل گرم و تر میگویند.



» مزاج معتدل سرد و تر : ارکان آب و خاک غالب بر سایر ارکان هستند ، این افراد مزاجی سرد دارند و انها را مزاج معتدل سرد و تر میگویند.



» مزاج معتدل گرم و سرد : ارکان هوا و آب غالب بر سایر ارکان هستند ، این افراد مزاجی تر دارند و انها را مزاج معتدل گرم و سرد میگویند.



هرچیزی مزاجی دارد : این نکته قابل توجه است که هر چیز در این عالم هستی دارای مزاج است ؛ حیوانات ، گیاهان ، فصول ، سنین و اعضاء بدن که به ترتیب به آنها اشاره میشود.



» حیوانات : هر موجود بسته به نوع فعالیت و خلقتش دارای مزاج خاص خود است ، مثلاً گرگ مزاج گرم وخشک دارد ، شیر مزاج گرم و تر دارد و عنصر آتش در او برتری دارد ، مورچه سوداست ، زنبور صفراست و الاغ از جنس بلغم است و …



» گیاهان : گیاهانی که خوردن و لمس آنها موجب گرمی ، تشنگی یا ایجاد خارش وسوزش میشود گرم وخشک میگویند ، گیاهانی که خوردن آنها موجب ایجاد گرمی میشود را گیاهان گرم و تر و گیاهانی که موجب رفع حرارت بدن شده و رفع تشنگی میکنند سرد و تر مینامند ، گیاهانی که از گرمی بدن میکاهند اما تشنگی را برطرف نمیکنند و یا دربدن ایجاد خشکی و لاغری میکنند سرد و خشک میگویند و …



» فصول : فصل بهار مزاج گرم وتر ، فصل تابستان مزاج گرم و خشک ، فصل پاییز مزاج سرد وخشک و فصل زمستان مزاج سرد و تر دارد.



» ساعات شبانه روز : صبح ( بهار ) مزاج گرم و تر ، ظهر ( تابستان ) مزاج گرم وخشک ، عصر ( پاییز ) مزاج سرد وخشک و شب ( زمستان ) مزاج سرد و تر دارد.



» سن انسان : در انسان مزاج اصلی از تولد تا 30 سالگی ( بهار ) مزاج گرم و تر ، از جوانی 30 تا 35 سالگی ( تابستان ) مزاج گرم و خشک ، از میانسالی 35 تا 60 سالگی ( پاییز ) مزاج سرد وخشک و از پیری پس از 60 سالگی ( زمستان ) مزاج سرد و تر است.



» مزه ها : مزه شیرین ( مزاج گرم ) ، مزه تلخی ( مزاج گرم و خشک ) ، مزه ترشی ( مزاج سرد و خشک ) ، مزه شوری ( مزاج گرم و خشک ) ، مزه تندی ( مزاج گرم و خشک ) ، مزه گس ( مزاج سرد و تر ) میباشد.

انسان ها از نظر طبع به سه گروه عمده تقسيم مي کنند که عبارتند از: طبع

1) داراي طبع گرم

2) داراي طبع سرد

3) داراي طبع معتدل





افراد داراي طبع گرم

اين افراد به طور معمول داراي بدني گرم اند و با خوردن غذاهاي گرمي بخش دچار مشکل مي شوند، صورت آن ها جوش مي زند، بدنشان داغ مي شود، گه گاه دچار خارش پوست مي شوند، پوست سرشان توليد شوره مي کند و دچار عطش مي شوند.دماي بدنشان نسبت به ساير افراد بيش تر است، معمولاً حدود نيم تا يک درجه تب دارند، زود عصبي مي شوند، ولي در مجموع، خون گرم و خوش برخوردند.تعدا افراد داراي طبع گرم نسبت به افراد داراي طبع سرد کم تر است.

افراد داراي طبع سرد

اکثريت مردم جهان از طبع سرد برخوردار هستند. اين افراد معمولاًداراي پوست سفيد هستند و يکي از علت هاي مهم آن، فعال بودن سيستم بلغم يا لنفاتيک است.اين افراد مــيل زيادي به لبنيات، به خصوص ماست دارند و زودتر از بقيه دچار بيماري نقرس و رماتيسم مي شوند، پر خواب هستند وبه راحتي نميتوانند از رختخواب جدا شوند، غذا يشان دير هضم مي شود، عموماً سست و شاداب نيستند، استعداد چاقي در آنان زِِياد است، موي سرشان زودتر از موعد مقرر سفيد مي شود و مي ريزد، معمولاً انسان هاي خوش گذراني هستند و ديرتر ازبقيه عصبي ميشوند.افرادي که از طبع سرد برخوردارند اگر رعايت حال خود را نکنند زودتر از ديگران دچار بيماري هاي صعب العلاج از قبيل بيماري ام اس (ms)، بيماري اي ال اس (als) و پارکينسون مي شوند.

افراد داراي طبع معتدل

افرادي که داراي چنين طبعي هستند معمولا بين گرم و سرد قرار دارند. تعداد اين قبيل افراد در جامعه نسبت به ساير طبع ها کم است. چنين افرادي نسبت به غذا حساسيت زيادي نشان نمي دهند و معمولاً هر نوع غذايي با طبع اين گونه افرادسازگاري دارد و نسبت به بقيه مردم کم تر دچار بيماري و کسالت مي شوند.

اما افرادي که داراي چنين طبعي هستند در داراز مدت دچار بيماري هاي سختي مي شوند و دليل آن هم اين است که غذا روي چنين افرادي به سرعت تاثير نمي گذارد و همين امر باعث مي شود که سموم به مرور در بدن آنان جمع شود و در دراز مدت تاثير خود را بگذارد.

غذاهاي مضر براي افراد بلغمي مزاج

تمام مواد لبني، مانند شير، ماست، دوغ، کره، سرشير، خامه، پنير و کشک براي افراد بلغمي مزاج مضر است. ترشيجات، سرکه، شور، برنج سفيد، عدس، سيب زميني، آب يخ، انواع نوشابه هاي گاز دار، چاي، قهوه، نسکافه، سوپ جو، آش جو، ميوه جات ترش و کال، نارنگي، کيوي، گرمک، خيار پوست کنده، قارچ، ماش، جو، گوشت گاو و گوساله، انواع گوشت سفيد، سس، رب، گوجه فرنگي، پرخوري، غذاهاي فريزر شده و غذاهاي زود پز شده، کدو خورشتي، کليه ي غذاهاي ساندويچي، شيرينيجات قنادي، کليه ي غذاهاي سردي بخش، استفاده از چند نوع غذا با هم، نوشيدن مايعات همراه با غذا و يا بلافاصله بعد از آن، آش رشته، ماکاروني و کليه ي تنقلات مصنوعي، مانند پفک، شکلات، آدامس، بيسکويت، يخمک، نوشمک، چيپس و… مصرف اين نوع مواد غذايي خلط بلغم را فعال مي کند و آن را افزايش مي دهد.

بلغم همان سيستم ايمني بدن است که با اين نوع تغذيه ضعيف مي شود و در نتيجه، بدن آدمي در مقابل انواع پارازيت ها آسيب پذير مي شود.
در واقع سيستم ايمني بدن عليه خود وارد عمل مي شود که در اصطلاح پزشکي آن را اتوايميون مي نامند. غذاهاي ياد شده باعث اين نوع بيماري ها مي شود که از نظر پزشکي مدرن براي آن ها درماني وجود ندارد. بهترين درمان اين گونه اشخاص استفاده نکردن از غذاهاي نامبرده است. يکي از مهم ترين دلائل علمي استفاده نکردن از اين نوع غذاها، پايين بودن ph آن ها است که در بدن ايجاد اسيدوز مي کنند. اسيدوز روي اعصاب مرکزي اثر مخربي مي گذارد و اين سيستم را به مرور فلج مي کند.

غذاهاي مفيد براي افراد بلغمي مزاج

تمام غذاهاي گرمي بخش از قبيل گوشت شتر، گوسفند، کبوتر، سار، گنجشک، بوقلمون کباب شده و از ميوه جات: همه ي ميوه هاي رسيده و شيرين.

از ادويه جات: هل، دارچين، زنجبيل، زعفران، جوز هندي، فلفل سياه و فلفل سفيد و دانه ي فلفل، دانه ي خردل، سير، موسير، از ريشه ها: چغندر، شلغم، هويج، کلم قمري، ترب سياه و سفيد.
از سبزيجات: کليه ي سبزي جات گرم، مانند: انواع کلم، ساقه ي کرفس، نعناع، ريحان، جعفري، مرزه، ترخون، تره و شويد. از حبوبات: نخود، گندم، لوبيا چيتي، لوبيا کشاورزي و يا کپسولي، دال عدس و لپه.
در صورت استفاده از ساير حبوبات و غلات، بهتر است از ادويه جات گرم مانند: زيره ي سياه، زيره ي سبز، زنجبيل، دارچين، هل، زعفران و کمي زرد چوبه استفاده شود.
از بذرهاي ملين مانند: تخم ريحان، تخم شربتي، قدومه ي شيرازي، خاکشير و بارهنگ نيز مي توان استفاده کرد.
از خشکبار: بادام، گردو، فندق، پسته، کنجد، ارده مفيد است و از عسل و شيره ي خرما مي توان مصرف کرد.

استفاده از اين نوع مواد غذايي بسياري از بيماري هاي اتوايميون، مانند: بيماري هاي رماتيسم، پارکينسون و ساير بيماري هاي صعب العلاج را درمان مي کند. اکثر افراد مبتلا به اين بيماري ها از طبع سرد برخوردار هستند.

غذاهاي مضر براي افراد سوداوي مزاج

بادمجان، غذاهاي نمک سود، مانند: ماهي دودي، ماهي شور، خيار شور، نمک زياد، پنير شور، گوشت گاو و گوساله و گوشت حيوانات پير هم چنين غذاهاي مانده و بيات، ماست، پنير، چاي شيرين، شيريني جات قنادي و مصنوعي، ترشيجات سرکه، شور، گوجه فرنگي، سس، رب، کليه ي غذاهاي ساندويچي، آب يخ، مرغ و تخم مرغ ماشيني، ماهي، برنج سفيد، خوراک عدس (عدسي)، نوشيدن مايعات همراه با غذا، غذاهاي سرخ شده، غذاهاي فريزر شده، غذاهاي زود پزشده، تنقلات مصنوعي، مانند: شکلات، پفک، چيپس، بيسکويت، يخمک، کاکائو و… افراد سوداوي مزاج از نوشيدن چاي به خصوص چاي شيرين و هم چنين از مصرف نسکافه، قهوه و دوغ جدا بايد خود داري کنند. معمو لا افراد سوداوي مزاج علاقه ي فراواني به نوشيدن چاي، دوغ و ماست پيدا مي کنند که بايد از مصرف آنها پرهيز کرد.

غذاهاي مفيد براي افراد سوداوي مزاج
کليه ي غذاهاي گرمي بخش، مانند: گوشت گوسفند، گوشت شتر، گوشت کبوتر، گوشت گنجشک و گوشت سار. در صورت مصرف برنج، حتما از شويد و زيره ي سياه استفاده شود. سبزيجات گرم، مانند نعناع، ريحان، ترخون، مرزه، جعفري، تره، انواع کلم، ساقه ي کرفس، عسل، توت، کشمش، انجير، خرما، هل، دارچين، زنجبيل، زعفران زيره و استفاده از بذرهاي ملين، مانند: قدومه ي شيرازي، تخم شربتي و ساير ملين هاي ملايم از جمله ي خوراکي هاي مفيد براي افراد سوداوي مزاج است.

غذاهاي مضر براي افراد دموي مزاج
غذاهاي سرخ شده، چرب و پر حجم، شيرينجات قنادي و مصنوعي، پرخوري، ادويه جات تند، غذاهاي شور، انواع شور (کلم شور، خيار شور و…) گوشت زياد، کره و خامه، غذاهاي نشاسته اي، آب يخ، دوغ، نوشابه، تخم مرغ، نوشيدن مايعات همراه با غذا ويا بلافاصله بعد از آن، خرما، رطب، توت خشک، کشمش، سس، رب، ترشيجات، سرکه، سير، چاي، قهوه، نسکافه، ماست، بادمجان و غذاهاي ساندويچي.

غذاهاي مفيد براي افراد دموي مزاج

نوشيدن روزي شش ليوان آب خنک نيم ساعت قبل و دو ساعت و نيم بعد از غذا، زرشک، کاهو، خيار و ميوه جات به خصوص سيب درختي همراه با پوست و دانه هاي آن، انار، سبزيجات، سوپ جو، ليمو ترش تازه، استفاده از سالاد قبل از غذا، روغن زيتون، حبوبات و غلات جوانه زده (مثل گندم، جوي دو سر، ماش و عدس)، بذرهاي ملين (مانند خاکشير، اسفرزه، تخم ريحان، بالنگو، بارهنگ، تخم مرو)، عسل به مقدار کم، غذاهاي خام (ميوه جات و سبزيجات)، انواع توت، به خصوص شاه توت، کدو خورشتي، نوشيدن دو تا سه ليوان آب زرشک که سريعا خون را به حالت طبيعي باز مي گرداند، کم خوري، استفاده از غذاهاي ساده و کم کالري، مانند سبزيجات بخار پز. به افرادي که دموي مزاج هستند نيز نرمش و ورزش توصيه مي شود.

غذاهاي مضر براي افراد صفراوي مزاج

چاي، قهوه، نسکافه، لبنيات، تخم مرغ و غذاهاي فريزر شده، زود پز شده و سرخ شده، سس و رب، غذاهاي چرب و پرحجم، ماکاروني، آش رشته، سير و کليه ي غذاهاي گرم، ادويه جات تند، آب يخ، نوشابه، نوشيدن مايعات همراه با غذا يا بلافاصله بعد از آن، شيريني جات قنادي و مصنوعي، آجيل شور، گوشت قرمز، بريده بريده غذا خوردن ؛ يعني انسان مدام در حال خوردن باشد، مانند تخمه شکستن و خوردن تنقلات، خوردن بادمجان، موز، کليه غذاهاي ساندويچي، مانند سوسيس، کالباس، کوکتل، سمبوسه، فلافل، پيتزا، همبرگر و خوردن خربزه، آناناس و طالبي.

علت ممنوع بودن اين غذاها براي افراد صفراوي مزاج اين است کهph اين غذاها و نيز پي اچ ( ph) کبد بالاست. استفاده از اين مواد باعث افزايش دماي کبد و ترشح زياد صفرا و در نتيجه، ايجاد راه بندان در مجاري کبد مي شود. اين حالت موجب تشکيل سنگ هاي صفراوي در کيسه صفرا مي شود و علائمي نظير يبوست، زرد شدن چهره، دردهاي شديد در ناحيه ي سمت راست بدن در زير دنده ي راست را در پي دارد.

غذاهاي مفيد براي افراد صفراوي مزاج

همه ي انواع مرکبات، انار، شاه توت، خيار، سيب، گلابي، آلبالو، گيلاس، آلو، گوجه سبز و زرشک براي افراد صفراوي مزاج مفيد هستند.
بهترين دارو براي اين افراد هندوانه، گرمک، کدو خورشتي، هويج فرنگي، روغن زيتون، سوپ جو با پاچه ي گوسفند و همراه با تعدادي آلو بخارا و سبزي جات، مانند اسفناج و گشنيز و ليمو ترش تازه و روغن زيتون است. همچنين سيب زميني بخارپز، قارچ، باميه ي خورشتي، پياز، برگه ي هلو، برگه ي زردآلو، مغز بادام خام، برنج سفيد با روغن زيتون، کدو حلوايي، نخود فرنگي، عدس، ماش، جوي دو سر، مخمرآب جو، ليمو عماني براي افراد صفراوي مزاج بسيار مفيد است.
نوشيدن روزانه يک تا سه ليوان آب زرشک، نيم ساعت قبل از غذا و دو ساعت و نيم بعد از آن نيز فوق العاده مفيد است.

بذرهاي ملين، مانند خاکشير، اسفرزه، تخم ريحان، تخم مرو، بارهنگ و بالنگو، ترشي جات طبيعي، مغز فلوس، شير خشت، ترنجبين، عسل به مقدار کم و همراه با ليمو ترش تازه و به صورت شربت شده که به آرامي ميل شود، انگور، کاهو، مغز خيار، تخم کدوي خام، تخم خيار، مغز تخم هنداونه، تخم کاهو، از هر کدام به مقدار مساوي مخلوط کرده آسيا شود و روزي دو بار و هر بار يک قاشق غذاخوري در يک ليوان آب مخلوط گرديده و ميل شود.

مزاج فصول

1 – فصل ربیع ( بهار ) = گرم و تر : افراد دموی خصوصا اگر در سنین رشد نیز باشند مشکلات بیشتری خواهند داشت .

2 – فصل صیف ( تابستان ) = گرم و خشک : افراد صفراوی با مزاج گرم و خشک که فعالیت زیادی هم دارند ، رطوبت خود را از دست میدهند و مشکلات بیشتری دارند .

3 – فصل خریف ( پاییز ) = سرد و خشک : این فصل اوج بیماریهای پوستی و اگزما و ترک لبها است .

4- فصل شتاء ( زمستان ) = سرد و تر : این فصل اوج بیماریهای مفصلی و بلغمی می باشد .

منبع : پایگاه پاک ایمان طب سلامت ،مدیر دپارتمان طب سنتی ومکمل : دکتر غلامعباس نصر
 سپاس شده توسط annasufia ، Saeed141 ، ye doost ، جویا
#9
با سلام به همه شما خوبان همچنین به مدیریت محترم Heart
امروز قصد دارم در ادامه تحقیقاتم درمورد طب سنتی ایرانی که یکی از اصلی ترین شاخه های طب مکمل هست ، از نگاه اجمالی به طب سنتی خارج شده و با نگاهی تقریبا پزشکی تر به یکی از دلایل استفاده طب سنتی در این مقاله پرداخته و در این مقاله شاخه های مختلف طب سنتی ایرانی را هم به صورت اجمالی معرفی کنم تا در مقالات بعدی به تفصیل در مورد هر کدام توضیح داده شود ( انشاءا... ) تقدیم به شما خوبان Heart

پاسخ های ایمنی بدن که نقش مهمی در حفظ تعادل اعمال بدن دارند به دو دسته کلی تقسیم می شوند که انحراف پاسخ ایمنی به سمت TH۱ باعث تقویت پاسخ ایمنی سلولی و انحراف پاسخ ایمنی به سمت TH۲ باعث تقویت پاسخ ایمنی هومورال، تولید آنتی بادی و همچنین واکنش های آلرژیک می شود.

تقسیم بندی افراد به گرم مزاج و سردمزاج نه تنها در طب کهن ایرانی، بلکه در تمامی طب های کهن که به این تقسیم بندی باور دارند، وجود دارد.مطابق این اصل، بدن دارای توانایی ذاتی ایجاد و نگهداری سلامتی است. در حقیقت تمام شاخه های طب مکمل به شیوه های مختلف می کوشند تا از قابلیت های خوددرمانی بدن استفاده کنند. در این میان نقش پزشک، کمک به اجرای این مراحل است.

او باید بکوشد تا با شناسایی دقیق، موانعی را که در راه جریان و روند حفظ سلامتی وجود دارد برطرف سازد. در این نگرش متفاوت، پزشک همکار طبیعت است و نقش وی کمک به افزایش سرعت درمان با برطرف کردن موانعی است که روند خوددرمانی بدن را به تعویق می اندازد یا از آن جلوگیری می کند.

در واقع بدن انسان به تنهایی قدرت بهبود و ترمیم خود را دارد و بیمار تنها نیازمند معالجاتی است که این فرآیند را تقویت کند و بهبود عملکرد سیستم ایمنی بدن یکی از اهداف عمده تمامی این روش ها محسوب می شود.هر بیمار، یک وجود خاص است، با تاریخچه منحصر به فرد، شرایط ویژه و علتی منحصر بفرد که سبب بیماری شده است و بنابراین محتاج برنامه و روند درمانی مخصوص خود است.

بر خلاف درمان های پزشکی رایج که روی شاخص های آماری جامعه متمرکز است، برنامه درمانی در طب مکمل بر اساس ویژگی های خود شخص شکل می گیرد و متخصصان طب سنتی بیشتر بر درمان های طبیعی مثل رژیم های غذایی، ورزش و داروهای گیاهی تکیه دارند و عمل جراحی در این روش ها بسیار نادر و آخرین راه چاره است.

از آنجا که متخصصان این علوم ارتباط مناسب ذهن و جسم را برای حفظ سلامت ضروری می دانند، لذا روش های خاصی را برای تقویت این رابطه مورد استفاده قرار می دهند. این مسئله توانایی بیمار در کنترل نشانه های بیماری راتقویت می کند.

یکی از بهترین روش ها برای تقویت ارتباط ذهن و جسم، مدیتیشن است.

گیاه درمانی (Phytotherapy)

درمان بیماری های مختلف جسمی و روحی به وسیله گیاهان را «گیاه درمانی» می گویند. یکی از روش های قدیمی جهان، طب گیاهی است. خداوند حکیم درمان همه بیماری ها و دردها را در طبیعت قرار داده است.«طبیعت خادم طبیعت است.»

حجامت (Cupping)

در زبان فارسی حجامت به معنی مداوا تعریف شده و یک روش خون گیری است که برای پیشگیری از بیماری ها و درمان بعضی بیماری ها انجام می گیرد. حجامت خشک بدون تیغ و خون گیری است و حجامت تر همراه خون گیری است.

حجامت در پیشگیری و درمان بیماری هایی چون آسم، اعتیاد به مواد مخدر، نارسایی هضم غذا، سردردهای میگرنی و اعصاب، چربی خون، غلظت خون و بیماری های پوستی کاربرد دارد.

بادکش درمانی (Dry cupping)

بادکش درمانی، ایجاد مکش در نقاط مختلف بدن به منظور انبساط عروقی بدن و انحراف مواد از نقطه خاص است که حجامت خشک نیز نامیده می شود. انجام بادکش و چرخاندن لیوان روی بدن افراد فلج شده ناشی از سکته مغزی و قلبی، باعث بهبودی می شود. در بعضی بیماران انجام بادکش با ترکیبی از روغن های مخصوص باید صورت گیرد.

زالو درمانی(Leech therapy)

زالو درمانی یکی از روش های خون گیری طبی محسوب می شود که به لحاظ نحوه خون گیری و ماده هیرودین که توسط زالو به بدن وارد می شود، در طب سنتی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هر زالویی اثر درمانی ندارد. در بزاق زالو ماده ضد انعقادی ای وجود دارد که موجب رقیق شدن خون، بازشدن عروق تنگ و در نتیجه موجب افزایش خون رسانی و اکسیژن رسانی موضع یا عضو می شود.

اکنون زالو درمانی در بیماری هایی چون تنگی عروق قلب، پیوند پوست، پیوند اعضا، واریس، ضایعات پوستی، بیماری های مفاصل، آرتروز، هموروئید، زیبایی پوست و تقویت سیستم ایمنی کاربرد دارد.

فصد (رگ زدن) (Fasd)

یکی از روش های خون گیری در طب سنتی است. این عمل باعث دفع بسیاری از سموم بدن به خصوص در مواقع غلبه سودا شده و مواد زائدی که در خون رسوب و افزایش پیدا می کند را نیز دفع می کند. فصد در واقع همان رگ زدن است، ولی باید توسط افراد ماهر و متخصص صورت گیرد.

کاربردهای مهم فصد عبارتند از:

کمردرد سیاتیکی، هموروئید، پاکسازی طبایع غالب، بیماری های گوارشی و....

آب درمانی یا آبزن ها (Hydrotherapy)

یکی از روش های طب سنتی است که همراه با اسانس های گیاهی یا بدون آنها، کاربرد زیادی برای بهبود رعشه، ضایعات پوستی، دردهای مفاصل، سیاتیک، نشاط و تقویت بدن، تقویت عضلات و اصلاح منافذ بدن، گرم کردن و افزایش رطوبت بدن دارد.

منبع : محقق و روزنامه نگار سرکار خانوم پارمیس ایزدپناه (فعال روزنامه نگار در تحریریه بخش طب سنتی در aftab.ir )
 سپاس شده توسط annasufia ، Mahacita Bahuruci ، ye doost ، konda ، hourisima ، جویا
#10
با سلام خدمت همه شما خوبان مخصوصا راهنمای عزیزمون ماهاچیتا باهوروچی Heart
در ادامه مطالعاتم در مورد طب سنتی و همچنین در ادامه مقاله ای که بالا خدمتتون معرفی کردم در مقاله گفته شده بود که - از آنجا که متخصصان این علوم ارتباط مناسب ذهن و جسم را برای حفظ سلامت ضروری می دانند، لذا روش های خاصی را برای تقویت این رابطه مورد استفاده قرار می دهند - که بنده عرض کردم انشاءا.. سعیمون بر این خواهد بود که موارد ذکر شده را به ترتیب با هم مطالعه و پیرامون هر کدام کنکاش میکنیم تا به فضل پروردگار انشاءا... آگاهی بهتری نسبت به قبل از این موضوعات کسب کنیم. اولینش مدیتیشن بود که از محضر راهنمای عزیزمون در این مورد مهم انشاءا... بسته به گشایش و خواستمون بهره خواهیم برد و از ایشون می آموزیم و لی مورد بعدی گیاه درمانی یا (Phytotherapy) بود که در این مقاله که آماده کردم سعی شده تا به صورت اجمالی فلسفه و تاریخ پیدایش این مورد توضیح داده بشه . البته علم بسیار گسترده ایست که در این مقاله سعی شده به صورت اجمالی معرفی بشه . تقدیم به شما خوبان Heart

گیاه درمانی (Phytotherapy)

برای پیگیری تاریخچه گیاهان دارویی ابتدا باید تاریخچه فارماکولوژی ( داروشناسی) را بررسی نمود زیرا تا قرن ۱۹ میلادی کلاً از گیاهان دارویی برای درمان بیماریها استفاده می شد. کشف ویژگی های درمانی گیاهان باید ناشی از نوعی غریزه انسانی باشد. انسان اولیه از گیاهان به عنوان غذا و دارو استفاده می کرد. دراین راستا انسان به مرور زمان و در اثر آزمایش و خطا و نیز تجربه های ناموفق فراوان، موفق به کشف برخی ویژگی ها در بعضی از گیاهان شد و براساس این گونه ویژگی ها، گیاهان را شناسایی و طبقه بندی کرد. او همچنین مشاهده کرد که چگونه حیوانات به هنگام بیماری از گیاهان استفاده می کنند. به عنوان مثال وقتی دید یک گوزن زخمی برای تسکین درد، تن خود را به علف مبارک می مالد، به خاصیت ضد درد آن گیاه پی برد. و بعدها برای تسکین درد زخمهایش آن را به کار گرفت. مثال دیگر، گیاه مَرغ است که گربه ها از آن استفاده می کنند و خاصیت قی آور دارد. بسیاری از نویسندگان به دانش غریزی حیوانات از گیاهان دارویی اشاره کرده اند، مثلاً سیسرو به استفاده گوزنهای ماده از زراوند برای تسهیل زایمان اشاره می کند و پلوتارک از کاربرد گیاه شیپوری وحشی توسط خرسها یاد می کند. پیش از تشخیص گیاهان سودمند و درمانگر از گیاهان سمی، احتمالا موارد مسمومیتهای اتفاقی بسیاری رخ داده است.

مولیسچ گیاه شناس آلمانی مشاهده جالبی در مورد شش گیاه حاوی کافئین( قهوه، کولا، ماته، چای، کاکائو، گوارنا) دارد.

میان تعداد بیشماری از انواع مختلف گیاهان، بشر این شش گیاه را با دقت کامل شناسایی کرده است، با اینکه این گیاهان، فاقد هر گونه مشخصه ظاهری نمایانگر خاصیت درمانی هستند. اطلاعات اولیه دانش گیاه شناسی در مورد مصارف درمانی گیاهان، بیشتر حکایت از نقش غریزه در انتخاب آنها دارد ولی با گذربشراز دوران ماقبل تاریخ به دوران باستان، انسان شروع به کاربرد عقل و منطق نموده، با محاسبات منطقی به خلاقیت های خاصی برای بهبود روش و کیفیت زندگی خود دست یافت. بین ملل جهان، مصریان قدیم را باید نخستین ملتی دانست که از گیاهان دارویی به نحو گسترده ای استفاده می کردند. درعصر هومر کشور مصر به عنوان منطقه ای غنی از گیاهان دارویی و سمی شهرت یافت. پاپیروس مشهور ابرز که گمان می رود ۳۵۰۰ سال قبل نوشته شده است، حاوی مجموعه ای از نسخ و دستورالعملهای دربردارنده بسیاری از داروهای دارای منشاء گیاهی است که از آن جمله اند: روغن، سرکه، تربانتین، انجیر، روغن کرچک، سیر، کـُندر، افسنطین، صبر زرد، تریاک، زیره سبز، نعناع، انیسون، رازیانه، زعفران، سدر، تخم کتان، صمغ عربی و اقسام بالزامها. برخی داروهای دارای منشاء معدنی که توسط مصریان مورد استفاده قرار می گرفته اند شامل:

▪ آهن

▪ سرب

▪ منگنز

▪ شنگرف

▪ سولفات مس

▪ سفیداب

▪ کربنات سدیم

▪ نمک طعام

▪ احجار کریمه می باشند.

از سنگ نوشته های میخی برمی آید که بابلی ها نیز همانند مصریان از خواص و کاربردهای دارویی گیاهان آگاه بودند. درکتابخانه ساندرا پالوسی ( آشوربانی پال) که ۲۶۵۰ سال قبل دایر بوده است چندین لوح گلی که موضوعات طبی و دارویی روی آنها حک شده، یافت گردیده است. فهرست داروهای مندرج روی الواح مذکور، بسیار شبیه فهرست داروهای مورد استفاده در مصر باستان بود که شامل ۲۵۰ نوع گیاه و داروی معدنی می باشد. برخی از داروهای مذکور عبارتند از : سنا، دارچین، قسط بحری، انیسون، یاسمین، خرزهره، نعناع، بذرالبنج، شیرین بیان، اقسام روغن ها، موم، تربانتین، قیر طبیعی و آلوم. چنانچه در کتاب مقدس نیز آمده، عبریان از ارس وزوفا برای درمان بیماریهای مختلف استفاده می کردند . در چین یک کتاب شبه فارماکوپه به نام پن تاسو یعنی دارونامه برگ گیاهی که ۴۰ مجلد و حاوی چند هزار نسخه دارویی بوده، وجود داشته است. کتاب مذکور حدود ۲۷۳۵ سال قبل از میلاد مسیح(ع) نوشته شده و مولف آن یکی از امپراطوران آن کشوربه نام شینون بوده است. از دیگر کتب دارویی چین باستان، کتابی بوده که مشخصات، رویشگاهها و نحوه درمان با بیش از یک هزار گیاه دارویی مفید در آن موجود بوده است. در طب چینی از داروهایی همچون جلبکهای دریایی، ریوند، آقونیطون، شاهدانه، کافور، اقسام افدرا، آهن، گوگرد جیوه و آلوم استفاده می شده است. اصول طب چینی در کتابی با عنوان " هدیه امپراطور زرد در طب داخلی هاوینگ دی نی جینگ " و با عنایت به دو مفهوم اسامی ین و یانگ و نیز عناصر پنج گانه وی یوسینگ که محتملاً طی سالهای ۲۰۰ قبل از میلاد تا ۱۰۰ میلادی نگاشته شده، مدون می باشد. از دیگر کتب سنتی چین" تحفه کشتزارهای الهی " است که طی قرن اول میلادی تدوین گردیده و شامل شرح و توصیف ۲۵۲ داروی گیاهی است.

در سال ۱۹۷۷ " دایرة المعارف ترکیبات دارویی مورد استفاده در طب سنتی چین" به زبان انگلیسی انتشار یافت که دربردارنده ۵۷۵۷ دارو است که بخش عمده آنها منشاء گیاهی دارند. استفاده از خواص درمانی گیاهان نزد هندیان باستان، رواج کامل داشته است. منابع طب هندی شامل ریگ ودا که طی سالهای ۴۶۰۰ الی ۱۶۰۰ سال قبل از میلاد تالیف گردیده و نیز ایورودا که طی سالهای ۲۶۰۰ الی ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد تالیف گردیده ، هستند. از دیگر کتب معروف طب هندی می توان از "شاراکا سمهیتا" که واجد آثار درمانی ۵۰۰ گیاه طی ۵۰ دسته می باشد و نیز کتاب سوس روتا که شرح ویژگی های ۷۶۰ گیاه در ۳۷ دسته را در بردارد، یاد نمود.

طب آیورودایی که امروز هم در هند رواج دارد، نظامی فراگیر و مستند به اندر کنش جسم، عقل و روح است. در طب مذکور انرژی و ماده از یک مقوله شمرده شده اند که به پنج صورت اتر، هوا، اتش ، آب و خاک تجلی می نمایند. بر اساس مبانی طب آیورودایی این عناصر پنج گانه با عملکردهای حواس پنج گانه ارتباطی محکم و ناگسستنی دارند. عناصر مورد بحث در تشکیل نیروهای سه گانه تریدوشا دخیلند. بدین ترتیب که اتر و هوا عنصر "واتا"، آب و آتش عنصر" پیتا " و آب و خاک عنصر "کافا" را تشکیل می دهند و تعادل عناصر مذکور در تداوم سلامت نقش اساسی دارد. براساس طب ایورودایی مواد دارای طعم های شیرین، ترش و شور موجب افزایش کافا و کاهش واتا می گردند. حال آنکه داروهای واجد طعم های تلخ و گزنده عملکردی معکوس دارند و گیاهان دارای طعم های ترش، شور و گزنده موجب افزایش عنصر پیتا می گردند.

متاسفانه در سال ۱۸۳۳ میلادی دولت استثمارگر بریتانیا به بهانه مبارزه با خرافات تمامی مدارس طب آیاورودایی موجود در هند را تعطیل و آموزش طب مزبور را ممنوع نمود، لیکن خوشبختانه پس از استقلال هندوستان این مکتب پزشکی جایگاه خویش را بازیافت و امروزه به عنوان یکی از مکاتب درمانی ارزشمند مطرح است.

در مورد پزشکی ایران باستان اطلاعات زیادی برجای نمانده ، لیکن به نظر می رسد در قلمرو گسترده هخامنشیان تشکیلات پزشکی منظمی وجود داشته است و ظاهراً مفهوم " اخلاط رابعه" که مبنای طب بقراطی می باشد از ایران باستان به یوانان راه یافته است. انتقال مذکور به دنبال حمله اسکندر به ایران وطی دوران سلوکی صورت پذیرفته است . طب ایرانی در دوره اشکانی آمیخته ای از طب یونانی در دوره اشکانی آمیخته ای از طب یونانی و طب زرتشتی بود. برخی پزشکان نامور عصر مذکور از قبیل آزوتکس و فرهاته( فرهاد) بر همین منوال عمل می نمودند. این روند تا زمان ساسانیان نیز ادامه یافت و آموزه های پزشکی ملغمه ای از مکاتب طب یونان، هند و نیزتعالیم زرتشتی بود.

در این دوران رئیس کل بهداری کشور به نام " درذستبد= درستبد" خوانده می شد. در همین دوران دانشگاه و بیمارستان " گندی شاپور" در شمال غربی خوزستان تاسیس گردید که در دوران انوشیروان به حداکثر اعتلا رسید. در دانشگاه مذکور اساتید یونانی، سریانی، هندی و ایرانی به تدریس اشتغال داشته، کتابهای گوناگون را به زبان پهلوی در می آوردند . پزشکان نامور قرون نخستین اسامی از قبیل حنین بن الحق، سهل بن شاپور، عیسی بن مهاربخت، عیسی بن شهلافا، یوحنابن سرافیون، داویدبن سرافیون و نیز اعضای خاندانهای بختیشوع و ماسرجویه که در مباحث بعدی بدانها اشارت خواهد رفت، عموماً از دست پروردگان همین دانشگاه بودند.

بنیانگذار طب یونانی اسکولاپیوس می باشد که احتمالا یک شخصیت نیمه تاریخی نیمه افسانه ای واجد جنبه الهی بوده است. بقراط پزشک یونانی ( ۳۵۷ ۴۶۰ ق.م) که عموماً او را بنیانگذار دانش پزشکی می دانند، بر طب رومی و نیز طب رایج در قرون وسطی تاثیرعمیقی گذارد. گرچه شهرت وی به دلیل آثار فصیح به جا مانده از او( از قبیل" سوگند نامه بقراط" و یا کتاب همه گیری=Epidemy) می باشد، لیکن نسخه ها، روش های تجویز، و برنامه های دارویی ابداع شده توسط وی نیز نقش عمده ای در شهرت او دارند . نکته جالب توجه آن است که درخت چنار تناوری که امروزه نیز بر مزار این دانشمند بزرگ درایالات آی آرسا واقع در شمال یونان، سایه افکنده ، همان درختی است که وی در زمان حیاتش در سایه آن به تدریس طب می پرداخته است.

نخستین رساله مکتوب و مدون در زمینه گیاه شناسی دارویی مقارن ظهور تمدن یونان توسط تئوفر است ( ۲۸۵ ۳۷۰ ق.م) ارائه شد. این رساله با عنوان تاریخچه گیاهان بود و گرچه نمایانگر تلاش ارزنده نویسنده در ارائه یک موضوع مهم با انسجام علمی لازم می باشد، ولی در عین حال نشانگر مرزهای محدود کار مولف است که خود ناشی از محدودیت اطلاعات و دانش موجود در زمینه گیاهان دارویی در آن زمان بوده است. باز این وجود در کتاب مزبور علاوه بر مطالب جالب توجه در زمینه گیاهان دارویی مختلف برای نخستین بار به سرخس هایی اشاره شده که به عنوان داروی ضد کرم به کار می رفته اند. همچنین در این کتاب برای اولین بار تفاوت های بین فلفل گرد و دراز بیان شده است. از قضا مطالعه این کتاب چندان آسان نیست، زیرا نام های گیاهان مذکور در این کتاب با اسامی رایج و امروزی آنها کاملاً متفاوت است و این موضوع بازشناسی آنها را سخت مشکل می کند.

به هر حال کتاب طبی تدوین شده توسط پدانیوس دیوسکوریدس اهمیت بیشتری دارد. وی در قرن اول میلادی ( سالهای ۹۰ ۴۰ میلادی) می زیست و جراح ارتش نرون بود. حین سفرهای نظامی به بررسی گیاهان و جانوران برخی مناطق از جمله ایتالیا، یونان، آسیای صغیر ، اسپانیا و فرانسه پرداخت و تعداد معتنابهی از نمونه های معدنی، گیاهی و جانوری را جمع آوری نمود و درهر فرصت ممکن به تحقیق پیرامون خواص درمانی نمونه های جمع آوری شده پرداخت. اثر مذکور در ۵ جلد به رشته تحریر در آمده و حاوی تمام اطلاعات مربوط به دانش پزشکی در آن روزگار و شامل شرح و توصیف ۶۰۰ نمونه گیاهی می باشد. دراین اثر نیز تلاشی برای طبقه بندی بر اساس حروف الفبا نبوده ، بلکه مبتنی بر وجوه اشتراک گیاهان و شباهت های آنهاست. توصیف ها بسیار دقیق و به زبانی بسیار ساده و دور از ابهام ارائه شده اند و و روش های تهیه نیز به نحو دقیق و صحیح بیان گردیده اند . سفرهای مکرر دیوسکوریدس به عنوان پزشک ارتش فرصت مناسبی برای مطالعه و ثبت تمام کاربردها و فواید گیاهان سرزمین های بیگانه را برای او فراهم نمود. در واقع تقریباً تا پایان قرن شانزدهم میلادی نوشته های او اثر مرجع و استاندارد درحوزه فارماکولوژی به شمار می رفت و این نشانگر وسعت اطلاعات او درباره موضوع مورد بحث است. کتاب دیوسکوریدس نخستین بار در سال ۱۴۹۹ میلادی به زبان یونانی چاپ گردید.

اهمیت آثار دیوسکوریدس بسیاری از نویسندگان دیگر را بر آن داشت تا به گسترش موضوعات مورد اشاره وی یا نقد نوشته های او همت گمارند. مباحث کتابهای نوشته شده اغلب لغوی بوده، ولی بی شک کاملترین کتاب در این زمینه کتاب آی دیسکوریدس اثر پزشک ایتالیایی پی. ای . ماتیولی می باشد که در قرن ۱۶ میلادی نگاشته شده است. کتاب وی به عنوان یک اثر پذیرفته شده، جایگزین کتاب دیوسکوریدس شد. دکتر ماتیولی به نقد و تجزیه و تحلیل بیانات دیوسکوریدس پرداخت و با نامگذاری دقیق هر گیاه به رفع نارسایی ها و موارد ابهام موجود در کتاب وی و طبقه بندی مجدد گیاهان موجود در آن همت گماشت. او دراثر خود گیاهان جدیدی مانند آفتابگردان را ثبت کرد و تعداد دیگری از گیاهان خارجی ( بیگانه) مانند شاه بلوط هندی را به این مجموعه افزود.
از دیگر نویسندگان رومی می توان اسکریبونیوس لارگوس ( ۷۹ ۲۳ میلادی) ، پلینی بزرگ ، اوریباسیوس را نام برد. امروزه لارگوس را به خاطر وضع واژگانی از قبیل آنودین ( مسکن) واپیسپاتیک ( داروی باز کننده تاول) می شناسند که در فرهنگ واژگان دارویی رایج هستند، گو اینکه فعالیت او تنها در زمینه گیاهشناسی دارویی بود. اگر چه اوریباسیوس در زمینه شناخت گیاهان دارویی گامهای موثری برداشت لیکن پلینی با نوشتن اثر چند جلدی خود با عنوان " تاریخ طبیعی " بیشترین سهم را در این زمینه داشت. وی دراین اثر، دانش و اندیشه علمی زمان خود را به دقت شرح داده است. حاصل کار او که گردآوری نظریات و دیدگاههای حدود ۴۰۰ محقق آن دوران بود، هم اکنون به عنوان یکی از کتب مرجع فارماکولوژی دنیای قدیم به شمار می رود. جالینوس( ۲۰۱ ۱۳۱ م) چهره شناخته شده جامعه پزشکی است و یقیناً به عنوان پزشک بیش از دیوسکوریدس شهرت دارد . این طبیب که از اهالی پرگاموس یونان بود ، داروها را بر اساس نوعی مقیاس حرارتی طبقه بندی عامل مناسبی برای شناسایی داروی مناسب برای هر بیماری ارائه داد. وی در زمینه های مختلف علم طب تالیفاتی دارد که اهم آنها در ۱۶ جلد گرد آوری شده است . دانشمند مزبور طی یادداشتهای خود از ۴۷۳ داروی گیاهی یاد کرده است.

از صبر شما در مطالعه سپاس گذارم Heart

منبع : سایت عطار ( رسمی ترین سایت طب سنتی ایران )
 سپاس شده توسط annasufia ، ye doost ، Saeed141


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان